نخوابی‌های هنگ‌اُوری!

توی زندگی نه کوتاه و نه بلندی که تا الان گذروندم، یکی از تغییراتی که در زیست بدنم رخ داده و از دستش هم ناراحت نیستم، کم‌خوابی هست. البته که در مورد مزایا و معایبش هم جسته و گریخته خوندم میدونم چه‌جوریاس!

زمانی که کم‌خوابی من از حد معمولش بیشتر میشه، مثال در 48 ساعت گذشته‌ بیشتر از یک ساعت نخوابیده باشم، بدنم شروع میکنه به ترشح هورمونایی که نمیدونم چیه، اما انرژی منو بالا می‌بره.

این حکایت، روز پنج‌شنبه من هست، زمانی که ساعت هفت صبح خوابیدم و هشت بیدار شدم که خودمو آماده کنم و به جلسه ساعت ده برسونم. طبق معمول بدنم اول همراهی نمی‌کرد و مجبور به خوردن قهوه‌ای تلخ برای یادآوری این که داداش کار دارم کردم و خوشبختانه با اخم‌ و تخم رفرش شد و همراه شد. جلسه‌ای آموزشی با یکی از افرادی که به واقع اعتقاد دارم در شبانه روز بیش از 24 ساعت رو در اختیار دارد.

جلسه بسیار عالی، با نکاتی که برای من بسیار دل‌گرم‌کننده بود به سرانجام رسید (اگه وقت شد، نکات جلسه رو میارم روی کاغذ) و برای گزارشی که قول داده‌بودم بگیرم، پیاده‌روی روزانه‌مو شروع کردم. سهروردی جنوبی به هفت تیر، هفت تیر به میدان ولی‌عصر، از اونجا به تقاطع بلوار کشاورز و خیابان کارگر جنوبی، کارگر جنوبی رو ادامه بده برسی میدون انقلاب و از اوتجام به پل کالج. نقطه سر خط!

الان که بهش فکر می‌کنم نوشتنش بیشتر از مسیری که پیمودم، طول کشید. این بار پاها سعی در عدم همراهی می‌کرد که خودمو به دفتر رسوندم و شاید باور نکنید، اما یه صندلی روبروی یک کولر چیزی بود که حالشو تونست خوب کنه! گزارشِ گزارش خام رو توضیح دادم و صدر و ذیلشو توضیح دادم که از شرح ماوقعی که بر موضوع گذشت چی بود.

قرار بر پیاده‌سازی و خروجی نهایی گزارش شد که در یکی دو روز آینده تحویل بدم. ساعت هشت مسیر رو پیاده، برگشتم و پارک لاله و سر زدن به کسب و کار دوستان و گپ و گفت و خنده و سرتونو درد نیارم رسیدم به سر منزل مقصود.

اینجا رو محو یادمه که آب خنک بود و اندکی باد خنک و خوابی که بیشتر از 4 ساعت به درازا نرسید.


پ.ن: سعی در نوشتن روزمرگی‌نویسی‌هایی از دید خودم دارم [یکی از پیشنهادات جلسه صبح] بدون کلیشه و کامل خودنوشت. صرفا برای آشتی خودم با نوشتن

پ.ن2: این پی‌نوشت‌نویسی‌ها، یادگار زمان‌های خوب وبلا‌گ‌نویسی‌ست