اگه بخوام به خودم چند سال قبل که تازه وارد مسیر طراحی شده بودم توصیه کنم، دقیقاً همینها رو میگفتم. تجربه شخصیام بهم یاد داده که همین نکات کوچک، مسیر رشدت رو خیلی کوتاهتر و مطمئنتر میکنه.
۱. از همون اول یاد بگیر با دولوپرها حرف بزنی
اوایل فکر میکردم طراحی یعنی فقط درست کردن فریمهای زیبا، رنگ و فونت و آیکون. ولی خیلی زود فهمیدم نصف کار یک طراح اینه که بدونه چه چیزی شدنیه و چه چیزی نیست.
مدام باید از خودت و تیم بپرسی: «این شدنیه؟» «پیادهسازیش چقدر طول میکشه؟» «چه دیتایی نیاز داریم؟»
مثلاً یه بار یک فرم پیچیده طراحی کردم، کلی زمان گذاشتم، بعد تازه فهمیدم روی موبایل تقریباً غیرقابل پیادهسازیه. اگه از همون اول با دولوپرها مشورت کرده بودم، میتونستم یه راه سادهتر و بهتر پیدا کنم.
یاد گرفتن این تعامل خیلی مهمه، چون هرچی زودتر شروع کنی، کمتر میشنوی «این امکانپذیر نیست» و کم کم حرفهای میشی توی شناخت محدودیتها.
۲. قبل از هر چیزی، مشکل واقعی رو پیدا کن
اوایل همیشه مستقیم میرفتم سراغ طراحی صفحات و المانها. بعد تازه متوجه میشدم که خطاها از همونجا شروع شدن، چون مسئلهی واقعی مشخص نبوده.
همیشه باید از خودت بپرسی: کاربر دقیقاً کجا گیر میکنه؟ کسبوکار دنبال چی هست؟ چه ریسکی هست که تا حالا کسی بهش توجه نکرده؟
مثلاً یادمه داشتم داشبوردی طراحی میکردم و فکر میکردم مهمترین چیز، زیبایی گرافهاس. ولی وقتی با کاربرا صحبت کردم، فهمیدم مشکل اصلی اینه که دادهها دیر بهروزرسانی میشن و باعث تصمیمهای اشتباه میشن.
اگه قبل از طراحی این مسئله رو پیدا نکرده بودم، کلی وقت و انرژی تلف میشد.
۳. خودت مسئول رفع ابهامها باش
اولش خجالت میکشیدم سؤال بپرسم؛ فکر میکردم باید همه چیز رو بدونم. ولی واقعیت اینه که سکوت هزینهش خیلی بالاتره.
اگه نیازمندیها گنگه، اگه منطق سیستم نامشخصه، یا جریان کار معلوم نیست… تو باید بپرسی.
از مدیر محصول، از دولوپر، از هر کسی که میتونه کمکت کنه و داده بده. حتی یه سؤال ساده ممکنه جلوی یه اشتباه بزرگ رو بگیره.
این کار سرعتت رو بالا میبره و دوبارهکاریها رو حذف میکنه. بعد مدتی دیگه اعتماد به نفس پیدا میکنی و حس میکنی میتونی پروژهها رو درست هدایت کنی.
۴. هر ماه روی یک مهارت کوچک ولی کلیدی تمرکز کن
قبل فکر میکردم باید هر ماه دهها مهارت جدید یاد بگیرم، ولی واقعیت اینه که این روش جواب نمیده. پیشرفت واقعی وقتی اتفاق میافته که روی یک مهارت مشخص تمرکز کنی و عمقش رو یاد بگیری.
مثلاً یک ماه طراحی فرمها، ماه بعد تستهای کاربری، ماه بعد فلوهای پیچیده. وقتی این مهارتها رو توی پروژه واقعی استفاده میکنی، تاثیرش فوقالعادهست و کم کم تبدیل میشی به یه طراح حرفهای.
۵. محتوا تولید کن، اما ساده و واقعی
یکی از چیزایی که مسیر حرفهای رو راحتتر میکنه، توانایی به اشتراک گذاشتن تجربههاست. لازم نیست مقاله دانشگاهی بنویسی، فقط درباره چیزای کوچیکی که یاد گرفتی یا تجربه کردی بنویس.
مثلاً:
یه تجربه از همکاری با تیم
یه اشتباه که امروز کشف کردی
یه چیز جدید که تازه یاد گرفتی و میتونه برای دیگران مفید باشه
این کار باعث میشه حرفهای و قابل اعتماد به نظر بیای و کم کم مهارتت تو تولید محتوا هم بهتر بشه.
اگه تو هم اول راهی، از همین پنج توصیه شروع کن.
کارای کوچیک—تغییرای بزرگ میسازن.