
طراحی داشبورد یه جور بازی بین نظم و شلوغیه.
از یه طرف میخوای دادهها کامل و دقیق باشن، از طرف دیگه باید کاربر بتونه بدون فکر زیاد بفهمه چی به چیه.
همین تعادل ظریفه که معمولاً از دست میره.
اینا پنج تا از اشتباههاییان که تو پروژههای مختلف دیدم و بهنظرم از همه مهمترن.
۱. وقتی همهچیز مهمه، هیچچیز مهم نیست
تقریباً تو هر داشبوردی که به هم ریختهست، یه چیز مشترک وجود داره: هیچ اولویتی وجود نداره.
طراح فکر میکنه چون دادهها همه مهمان، پس باید همزمان دیده بشن. در نتیجه کاربر وارد صفحه میشه و نمیدونه باید از کجا شروع کنه.
یه داشبورد خوب مثل یه صفحه روزنامهست یعنی تیتر اصلی بزرگتره، زیرتیترها کوچیکترن، و بقیه چیزها تو لایههای پایینتر قرار دارن.
کاربر باید با نگاه اول بفهمه:
“اینجا مهمترین عدد چیه؟”
“اگه بخوام بیشتر بدونم، کجا باید برم؟”
استفاده از سلسلهمراتب بصری (اندازه، رنگ، فضا) به کاربر کمک میکنه بدون تلاش ذهنی، مسیرش رو پیدا کنه.
در واقع، وضوح مهمتر از زیباییه.
۲. رنگهایی که از هدف اصلی منحرف میکنن
وقتی رنگها بدون قاعده استفاده میشن، چشم کاربر دنبال نقطهی تمرکز میگرده و نمیتونه پیداش کنه.
هدف رنگ در داشبورد، انتقال معناست، نه تزئین.
یه پالت محدود با رنگهای خنثی برای زمینه و یکی دو رنگ تأکیدی برای وضعیتهای خاص (مثلاً قرمز برای هشدار، سبز برای رشد)، باعث میشه داده خودش حرف بزنه.
۳. داده بدون زمینه مثل جمله بدون فعل
این یکی از خطاهایی هست که حتی تو داشبوردهای حرفهای هم زیاد دیده میشه.
یه عدد وسط صفحه قرار میگیره و قراره خودش همهچیز رو بگه.
اما داده بدون زمینه (Context) بیمعناست.
“۴۵٪ رشد” یعنی چی؟ نسبت به چی؟ نسبت به ماه قبل؟ نسبت به هدف سال؟ نسبت به رقیب؟
بدون مقایسه، ذهن کاربر نمیتونه تصمیم بگیره که این عدد خوبه یا بد.
یه راه ساده برای حلش اینه که همیشه داده یه نقطه مرجع داشته باشن مثل:
- درصد تغییر نسبت به بازه زمانی قبلی
- هدف یا میانگین صنعت
- یا حتی یه برچسب ساده مثل «بالاتر از حد انتظار»
داشبوردی که زمینه رو نشون میده، باعث میشه تصمیمگیری راحتتر و سریعتر انجام بشه.
۴. حالتهای خالی، خطا و لودینگ فراموش میشن
تا وقتی همهچیز خوب کار میکنه، بهشون فکر نمیکنیم.
اما همون لحظهای که داده وجود نداره یا سرور خطا میده، تجربه کاربر فرو میریزه.
یه پیام ساده مثل «فعلاً دادهای برای نمایش وجود نداره» یا «در حال بارگذاری...» میتونه حس کنترل و اعتماد رو برگردونه.
کاربر باید بدونه چه اتفاقی افتاده، نه اینکه با یه صفحهی خالی روبهرو بشه.
۵. تمرکز روی گرافها بهجای درک دادهها
گاهی طراحی داشبورد بیشتر شبیه رقابت گرافیکی میشه تا ابزاری برای تحلیل.
چارتهای سهبعدی، گرادینتهای سنگین، و انیمیشنهای زیاد شاید چشمنواز باشن، ولی اغلب باعث میشن اصل پیام گم بشه.
هدف داشبورد، توضیح دادن نیست بلکه فهموندن سریعه.
یه چارت ساده و واضح، همیشه بهتر از چارت پیچیدهایه که فقط طراحش اون رو میفهمه.
کاربر دنبال اطلاعاته، نه نمایش بصری چشمگیر.
در نهایت، طراحی داشبورد بیشتر از اینکه دربارهی ظاهر باشه، دربارهی ساختن درک مشترک بین داده و انسانه.
اگر بعد از طراحی، حس کردی هنوز باید برای کسی توضیح بدی که هر عدد یعنی چی، احتمالاً جایی از طراحی مسیرش رو گم کرده.