ویرگول
ورودثبت نام
سامان وزیری
سامان وزیریمن یک دیزاینر کمال‌گرا هستم که دوست دارم همه چیز را بهبود ببخشم. لینک‌های من: https://iamvaziri.carrd.co/
سامان وزیری
سامان وزیری
خواندن ۱۶ دقیقه·۱۱ روز پیش

سقوط به زیر خطِ صفر فریلنسینگ در ایران؛ گزارشی از اعداد، آدم‌ها و ناامیدی‌ها

مقدمه؛ دردی که عادی نیست

همه چیز از یک احوال‌پرسی نه چندان ساده شروع شد. وقتی با کمی آرام شدن شرایط به دوستانم پیام می‌دادم، صرفِ دیدنِ تیکِ دومِ پیام و اینکه می‌دانستم هنوز هستند، خوشحالم می‌کرد. اما در دیدارهای حضوری و گفتگوهای عمیق‌تر، متوجه شدم که زیر پوستِ این قطعی اینترنت، فاجعه‌ای بزرگتر در جریان است؛ فاجعه‌ای که فراتر از نبود یا کندیِ اینترنت بود.

دیدنِ بیکاری و خانه‌نشینیِ دوستانی که همیشه به تخصص و عملکرد حرفه‌ای‌شان افتخار می‌کردم، عمیقاً دردناک بود. وقتی به لینکدین سر زدم، ابعاد ماجرا برایم عریان‌تر شد؛ حجم عظیم و بی‌سابقه‌ی پروفایل‌های سبزِ Open to Work نشان می‌داد که یک "ایستِ قلبی" در جریانِ کاریِ فریلنسرها رخ داده است.

در میان تمام دردهایی که این روزها با آن‌ها دست‌به‌گریبانیم، نتوانستم نسبت به این یکی بی‌تفاوت بمانم. با دوستان متخصص در داخل و خارج مشورت کردم تا شاید راهی پیدا کنیم، اما فهمیدم در این اقیانوس، هر کمکی به دلیل محدودیت منابع، کوچک خواهد بود. پس تصمیم گرفتم در قدم اول، "صدایِ این وضعیت" باشم. معتقدم برای درکِ درستِ هر بحرانی، هیچ‌چیز معتبرتر از آمار و روایتِ مستقیمِ آدم‌ها نیست.

فرم نظرسنجی «بررسی وضعیت فریلنسرها» را منتشر کردم. متنی که پیش رو دارید، حاصل آنالیز داده‌های این نظرسنجی توسط هوش مصنوعی (جمنای گوگل) است. هدفم این بود که آنچه همه می‌دانیم را "مکتوب" و "مستند" کنم تا عمقِ ماجرا گم نشود. این کمترین کاری بود که از دستم برمی‌آمد و امیدوارم آغازگرِ مسیری برای همراهی‌های بیشتر باشد.

اگر شما هم دغدغه‌مند هستید، با من در تماس باشید. همچنین اگر فریلنسر هستید و هنوز در این نظرسنجی شرکت نکرده‌اید، با تکمیل این فرم به دقیق‌تر شدنِ تصویرِ این روزها کمک کنید.


۱. ویترینِ سبزِ لینکدین؛ نمایشگاهِ استیصال

تب «Open to Work»: وقتی شبکه‌های اجتماعی حرفه‌ای، به دیوارِ اعلانِ بیکاریِ دسته‌جمعی تبدیل می‌شوند.

اگر این روزها در لینکدین فارسی گشتی بزنید، با موجی بی‌سابقه از دایره‌های سبز رنگ «Open to Work» مواجه می‌شوید که روی تصاویر پروفایل‌ها سنگینی می‌کنند. این دایره‌های سبز که زمانی نشانه‌ای از میل به «ارتقای شغلی» یا «تغییر مسیر حرفه‌ای» بودند، امروز به یک فریاد دسته‌جمعی و خاموش تبدیل شده‌اند. لینکدین که قرار بود ویترینی برای نمایش موفقیت‌ها و دستاوردهای تخصصی باشد، حالا شبیه به یک دیوارِ اعلانِ بیکاری بزرگ شده است؛ جایی که متخصصان باتجربه، از دیزاینر و برنامه‌نویس تا مدیران محتوا، در صفوفی طولانی ایستاده‌اند تا شاید دیده شوند. این نه یک روند طبیعی در بازار کار، بلکه نشانه‌ای از یک انسداد بزرگ در شریان‌های اقتصادی کشور است.

فریلنسری؛ آیا هنوز «انتخابی از سر علاقه؟»

زمانی فریلنسری در ایران مترادف بود با «آزادی»، «کار در کافه» و «انتخاب پروژه‌های خلاقانه». اما واقعیتِ عریانِ امروز چیز دیگری است. برای بسیاری از کسانی که در این نظرسنجی شرکت کرده‌اند، فریلنسری دیگر یک انتخاب نیست، بلکه تنها پناهگاه باقی‌مانده برای بقاست. یک روی سکه فریلنسرهایی هستند که با سابقه کم یا زیاد در فریلنسری، کمی یا کاملا بیکار شده‌اند و پروژه‌ای برای انجام ندارند، یعنی درآمدی ندارند. روی دیگر سکه افرادی هستند که به ناچار به دنیای فریلنسینگ پرتاب می‌شوند، وقتی شرکت‌ها به دلیل رکود یا ناتوانی در تامین هزینه‌ها، تعدیل نیرو می‌کنند.

حالا در دنیایی که اینترنتش لرزان و پروژه‌هایش نایاب است، این «انتخاب از سر علاقه» بیشتر به یک «گودال» شباهت پیدا کرده تا راهی برای کسب درآمد. بسیاری از پاسخ‌دهندگان به صراحت اعلام کرده‌اند که علی‌رغم میل باطنی، در حال جستجوی کار ثابت، تغییر شغل یا حتی مهاجرت هستند، چرا که درآمدشان به صفر نزدیک شده است.

چرا شنیدن صدای فریلنسرها در این مقطع زمانی حیاتی است؟

گزارشی که پیش روی شماست، حاصل نظرسنجی از صدها فریلنسری است که در روزهای گذشته صدای ما را شنیدند. اگرچه بیش از ۱۱۰ نفر موفق شدند فرم را تا انتها تکمیل کنند، اما آمار بازدید و تعامل با این فراخوان نشان داد که هزاران نفر در وضعیتی مشابه به سر می‌برند. دلیل عدم مشارکت عده‌ی زیادی، ریشه در دو موضوع تلخ داشت: اول، ناامیدیِ عمیق؛ کسانی که معتقد بودند «دیگر هیچ فرقی نمی‌کند و نوشتن از مشکلات دردی را دوا نمی‌کند». و دوم، بحرانِ بی‌اعتمادی؛ ترسی که حتی اجازه نمی‌دهد افراد در یک نظرسنجیِ مستقل و عمومی شرکت کنند.

این گزارش، یک تصویر کوچک (Microcosm) از یک بحران ملی است. شنیدن این صداها از آن جهت حیاتی است که بدانیم پشت آن دایره‌های سبز در لینکدین، آدم‌هایی واقعی با قبض‌های پرداخت نشده، پس‌اندازهای تمام شده و انگیزه‌های به خاکستر نشسته وجود دارند. ما نمی‌توانیم و نباید به این «عادی‌سازیِ بیکاری» تن بدهیم.


۲. درآمدهایی که دود شد: از «کاهش» تا «صفرِ مطلق»

آمار سقوط: عبور از «ارتزاق از جیب» به مرحله «بحران»

اگر بخواهیم وضعیت مالی فریلنسرها را در یک ماه اخیر توصیف کنیم، واژه «کاهش درآمد» حق مطلب را ادا نمی‌کند؛ ما با یک سقوط آزاد طرف هستیم. طبق داده‌های نظرسنجی، بخش قابل توجهی از شرکت‌کنندگان گزینه‌ی «تقریباً صفر شده و پروژه‌ای ندارم» را برای توصیف وضعیت خود انتخاب کرده‌اند. این یعنی فریلنسر ایرانی از مرحله‌ی «کم شدن سود» یا «صرفه‌جویی»، به مرحله‌ی عبور از ذخایر مالی رسیده است. بسیاری از فریلنسرها که پیش از این با «ارتزاق از جیب» و پس‌اندازهای محدود خود روزگار می‌گذراندند، حالا با واقعیتی ترسناک روبرو شده‌اند: تمام شدنِ همان پس‌اندازها و نبودِ هیچ چشم‌اندازی برای ورودیِ مالی جدید. در این شرایط، صحبت از «رشد حرفه‌ای» یا «توسعه» شبیه به شوخی تلخی است؛ مسئله اکنون فقط «بقا» در زیر خط صفر است.

بازار داخلی در رکود: چرا شرکت‌ها و کارفرمایان دیگر تمایلی به برون‌سپاری ندارند؟

رکود اقتصادی و ناپایداری‌های اخیر، رفتار کارفرمایان و شرکت‌های داخلی را به شدت تغییر داده است. بازار داخلی دچار نوعی «احتیاطِ سمی» شده است. بسیاری از تولیدکنندگان و مدیران کسب‌وکار، به دلیل هزینه‌های بالای تولید و ریسک‌های موجود، ترجیح می‌دهند پروژه‌های جدید (مثل کمپین‌های تبلیغاتی یا بازطراحی محصولات) را متوقف کنند تا هزینه‌ها را کاهش دهند.

در این میان، یک پارادوکس تلخ شکل گرفته است: شرکت‌هایی که پیش از این پروژه‌های خود را به فریلنسرها می‌سپردند تا در هزینه‌های ثابت (مثل بیمه و فضای اداری) صرفه‌جویی کنند، حالا یا کل پروژه را حذف کرده‌اند یا به جای برون‌سپاری، به دنبال «استخدام نیروهای ثابت اما ارزان» هستند. این تغییر استراتژی، فریلنسرها را که بازوی منعطف اقتصاد دیجیتال بودند، به حاشیه رانده و آن‌ها را در وضعیتی قرار داده که پروژه‌های کوچک گاه‌به‌گاه نیز دیگر کفاف هزینه‌های اولیه زندگی‌شان را نمی‌دهد.

سهم مهارت‌های مختلف: دیزاین و برنامه‌نویسی در لبه تیغ

اگرچه بحران دامن‌گیر همه تخصص‌ها شده، اما حوزه‌هایی مانند دیزاین (Graphic, UI/UX) و برنامه‌نویسی که بیشترین پیوند را با اکوسیستم استارتاپی و بازاریابی دیجیتال دارند، بیشترین ضربه را خورده‌اند.

  • دیزاینرها: در شرایط بحران، دیزاین اغلب اولین چیزی است که کارفرمایان آن را به عنوان یک «هزینه اضافی» می‌بینند و حذفش می‌کنند.

  • برنامه‌نویسان: با قطع دسترسی‌های بین‌المللی و توقف سرمایه‌گذاری روی محصولات جدید، بسیاری از توسعه‌دهندگان وب و اپلیکیشن با لغو قراردادها یا توقف پرداخت‌ها مواجه شده‌اند.

نتایج نشان می‌دهد که تخصص‌های مرتبط با مدیریت شبکه‌های اجتماعی و تولید محتوا نیز به دلیل فیلترینگ و فضای ناپایدار پلتفرم‌ها، عملاً با بن‌بست کاری مواجه شده‌اند. این یعنی موتور محرک اقتصاد دیجیتال ایران، درست در زمانی که باید راهگشا باشد، از کار افتاده است.


۳. جهنمی فراتر از فیلترینگ؛ بحران اعتماد و زیرساخت

شکنجه‌ی دیجیتال: کولی‌گری میان VPNها برای یک خروجی ساده

برای یک فریلنسر در نقاط دیگر جهان، «شروع کار» به معنای باز کردن لپ‌تاپ و اجرای نرم‌افزار است. اما برای فریلنسر ایرانی، شروع کار یعنی آغاز یک فرآیند فرسایشی به نام «جنگِ اتصال». امروز با پدیده‌ای مواجهیم که می‌توان آن را شکنجه‌ی دیجیتال نامید. فریلنسر مجبور است برای باز کردن «فیگما» از یک VPN استفاده کند، برای دیدن تسک‌ها در «ترلو» آن را عوض کند و برای آپلود پروژه در «گیت‌هاب» یا ارسال به کارفرما، سراغ سومی برود.

این جابه‌جایی مداوم، تنها اتلاف وقت نیست؛ بلکه تخریب تمرکز و از بین رفتنِ خلاقیت است. طبق داده‌های نظرسنجی، بخش بزرگی از هزینه‌های جاری فریلنسرها اکنون صرف خرید اشتراک‌های متعدد VPN می‌شود که نیمی از آن‌ها هم در لحظات حساس از کار می‌افتند. زمانی که باید صرف «تولید» و «خلق ارزش» شود، خرجِ «وصل ماندن» می‌شود. این یعنی بهره‌وری فریلنسر ایرانی عملاً به یک‌سوم کاهش یافته است.

برچسبِ «ریسکِ بالا» روی پیشانیِ فریلنسرِ ایرانی

تلخ‌ترین بخش ماجرا جایی است که تخصص و تعهد فریلنسر، در برابر قطع دسترسی‌ها بی‌اثر می‌شود. وقتی یک ماه قطعیِ ناگهانی یا اختلال شدید اینترنت رخ می‌دهد، فرقی نمی‌کند شما چقدر در کارتان ماهر باشید؛ شما عملاً برای کارفرما «در دسترس نیستید».

این وضعیت باعث شده برچسبِ قرمزِ High Risk (پرخطر) روی نام متخصص ایرانی بخورد. امروزه حتی کارفرمایانِ خارجی که اصالتاً ایرانی هستند و با دغدغه‌ی حمایت جلو می‌آیند، دیگر جرأت ریسک ندارند. آن‌ها نمی‌توانند بیزنس و تعهدات خود به مشتریانشان را به خاطر نوسانات اینترنت در ایران به خطر بیندازند. اعتمادی که طی سال‌ها با خوش‌قولی و کیفیت بالای کار ساخته شده بود، در عرض چند هفته به خاکستر تبدیل شده است. فریلنسر ایرانی اکنون نه به خاطر ضعف مهارت، بلکه به خاطر عدم پایداری زیرساخت، از بازارهای جهانی اخراج شده است.

چالش پرداخت ارزی: دیواری که بلندتر می‌شود

اگر فریلنسری بتواند از سدِ فیلترینگ بگذرد و کارفرمای خارجی را متقاعد کند که «پایدار» است، با دیوار بلندتری به نام تسویه حساب برخورد می‌کند. تحریم‌های بین‌المللی از یک سو و فیلتر شدنِ صرافی‌ها و پلتفرم‌های واسطِ داخلی از سوی دیگر، دریافت دستمزد را به یک عملیات پیچیده و پرهزینه تبدیل کرده است.

در بسیاری از موارد، بخش قابل توجهی از درآمد فریلنسر (که با سختی مضاعف به دست آمده) در مسیرِ دور زدن تحریم‌ها و کارمزدهای واسطه از بین می‌رود. این دیوار، نه تنها ارتباط مالی را قطع کرده، بلکه انگیزه‌ی رقابت در بازار جهانی را از بین برده است. فریلنسر ایرانی حس می‌کند در یک «جزیره‌ی دورافتاده» زندانی شده که هیچ راهی برای تبادلِ عادلانه‌ی ارزش با دنیای بیرون ندارد.


۴. پارادوکسِ استخدام: مسئولیتِ اجتماعی یا شکارِ ارزان؟

سِیلی از آگهی در میانهِ بیکاری: تضاد یا واقعیت؟

در حالی که آمارهای نظرسنجی ما نشان‌دهنده توقف پروژه‌ها و بیکاری گسترده فریلنسرهاست، نگاهی به پلتفرم‌های کاریابی و آگهی‌های لینکدین، تصویر متفاوتی را نشان می‌دهد: حجم بالای آگهی‌های استخدام حضوری یا تمام‌وقت. اینجاست که یک پارادوکس بزرگ شکل می‌گیرد؛ چطور در اقتصادی که نرخ پروژه‌های آزاد (Freelance) در آن به شدت سقوط کرده، تقاضا برای استخدام تا این حد بالاست؟

به نظر می‌رسد بخشی از این پدیده، ناشی از تغییر استراتژی شرکت‌ها برای مدیریت ریسک است. کارفرما که پیش از این از تخصص فریلنسرها برای پیشبرد پروژه‌های خود استفاده می‌کرد، اکنون به دلیل عدم ثبات اینترنت و ترس از «در دسترس نبودنِ» متخصص، ترجیح می‌دهد نیروها را در محیط شرکت و تحت نظارت مستقیم داشته باشد. اما این تغییر رویکرد، به بهای از بین رفتنِ اکوسیستمِ چابکِ فریلنسری تمام شده است.

پرسش خاکستری: جذب استعداد یا جایگزینی با نیروی ارزان؟

یک نقد جدی و محتاطانه که این روزها در محافل تخصصی شنیده می‌شود، موضوع «شکار در آب گل‌آلود» است. آیا شرکت‌ها واقعاً در حال توسعه و جذب استعدادهای جدید هستند، یا از وضعیت فعلی برای جایگزینی نیروهای قدیمی با نیروهای ارزان‌تر استفاده می‌کنند؟

وقتی صدها متخصص با تجربه، هفته‌هاست که درآمدشان به صفر رسیده و در وضعیت «استیصال مالی» قرار دارند، قدرت چانه‌زنی آن‌ها به حداقل می‌رسد. اینجاست که برخی شرکت‌ها با پیشنهادات مالی بسیار پایین‌تر از نرخ واقعی بازار، اقدام به جذب نیرو می‌کنند. در واقع، بسیاری از این آگهی‌های استخدام، نه نشانه‌ی رونق، بلکه نشانه‌ی تمایل کارفرمایان به دوری از «دردسرها و هزینه‌های فریلنسری» و پناه بردن به مدلِ استخدامی است که در آن، فرد به دلیل نیاز مالی شدید، حاضر است با هر شرایطی کنار بیاید. این نوعی از «استثمارِ ناخواسته» است که در بلندمدت به کیفیت خروجی‌های حرفه‌ای ضربه خواهد زد.

مسئولیت اجتماعی کسب‌وکارها در دوران بحران مالی

مدیران و کارفرمایان باید از خود بپرسند: در روزهایی که فریلنسرها به عنوان بازوهای کمکیِ صنعت دیجیتال، زیر فشار شدید اقتصادی و زیرساختی هستند، نقش ما چیست؟

مسئولیت اجتماعی صرفاً پرداخت خیریه نیست؛ بلکه ایجاد فضایی برای بقای متخصصان مستقل است. برون‌سپاریِ عادلانه پروژه‌ها، پرداخت‌های به‌موقع و درکِ شرایط سختِ اتصال فریلنسرها، می‌تواند تفاوت میان «زنده ماندن» یا «حذف شدن» یک متخصص را رقم بزند. اگر امروز از درماندگیِ فریلنسرها برای استخدام ارزان استفاده کنیم، در واقع در حال تخریبِ همان بازاری هستیم که خودمان برای رشد در آینده به آن نیاز داریم.


۵. تیغِ دولبهِ مهارت؛ وقتی بازار منتظرِ ما نمی‌ماند

شکافِ مهارتی: پیله‌ای که به بن‌بست ختم می‌شود

در حالی که عوامل بیرونی مثل فیلترینگ و رکود، متهمان ردیف اول وضعیت فعلی هستند، اما داده‌های نظرسنجی نشان می‌دهد که بخشی از فریلنسرها با مشکل بزرگ‌تری دست‌وپنجه نرم می‌کنند: ماندن در پیله‌ی مهارت‌های قدیمی. در روزهای سختِ بازار، اولین کسانی که از فهرستِ انتخابِ کارفرمایان حذف می‌شوند، متخصصانی هستند که سال‌هاست دانش خود را به‌روز نکرده‌اند.

فریلنسری که هنوز به روش‌های پنج سال پیش پروژه می‌گیرد و خروجی می‌دهد، در رقابت با سیلِ عظیمِ بیکارانی که تخصص‌های چندجانبه دارند، به سرعت عقب می‌افتد. واقعیت تلخ این است که بازارِ امروز، دیگر فضایی برای «متوسط بودن» ندارد؛ در میانه بحران، کارفرما به دنبال کسی است که بتواند با کمترین هزینه، بیشترین ارزش افزوده را ایجاد کند، و اینجاست که شکاف مهارتی به یک پرتگاه تبدیل می‌شود.

تغییر قواعد بازی: وقتی هوش مصنوعی (AI) اینترنت را دور می‌زند

بسیاری از پاسخ‌دهندگان به «نیاز به آپدیت شدن» و «یادگیری ابزارهای جدید مثل AI» به عنوان یکی از چالش‌های اصلی خود اشاره کرده‌اند. ما در دورانی هستیم که سرعتِ تغییرِ تکنولوژی از سرعتِ لود شدنِ صفحات وب در ایران هم بیشتر است. ابزارهای هوش مصنوعی دیگر یک «مزیت» نیستند، بلکه به یک «ضرورت» برای کاهش زمان تولید و افزایش کیفیت تبدیل شده‌اند.

فریلنسری که نتواند از این ابزارها برای جبرانِ زمانِ تلف‌شده‌اش (که خرج VPN و قطعی اینترنت می‌شود) استفاده کند، عملاً توان رقابت در بازار جهانی و حتی داخلی را از دست می‌دهد. پارادوکس ماجرا اینجاست: در حالی که زیرساخت‌ها ما را به عقب می‌رانند، تکنولوژی جهانی با شتابی بی‌سابقه به جلو می‌رود. اگر فریلنسر ایرانی نتواند خود را با این موج همراه کند، حتی با داشتنِ بهترین اینترنت هم، سهمی از بازار فردا نخواهد داشت.

واقعیتِ تلخ: غربالگریِ بی‌رحمانه‌ی بحران

بحران‌های اقتصادی، مانند یک غربالِ بزرگ عمل می‌کنند؛ آن‌ها لزوماً بهترین‌ها را نگه نمی‌دارند، بلکه «منعطف‌ترین‌ها» را حفظ می‌کنند. فریلنسرهایی که توانسته‌اند تخصص خود را با نیازهای جدید بازار (مثل بازاریابی مبتنی بر AI یا بستر‌سازی فروش در شرایط بحران) تطبیق دهند، شانس بیشتری برای بقا داشته‌اند.

این یک فراخوان برای بیداری است: آیا ما به عنوان فریلنسر، در حال درجا زدن در آموخته‌های قدیمی خود هستیم یا فعالانه به دنبال پر کردن شکاف‌های مهارتی‌مان می‌گردیم؟ بازار منتظر نمی‌ماند تا مشکلات اینترنت ما حل شود؛ او به دنبال راه‌حل است. اگر راه‌حلِ ما به اندازه‌ی نیازِ امروز هوشمندانه نباشد، به زودی از چرخه‌ی حرفه‌ای حذف خواهیم شد.


۶. منظره روانی: وقتی تلاش دیگر کافی نیست

اپیدمی ناامیدی: فراتر از یک افتِ درآمدِ ساده

داده‌های نظرسنجی تصویر تکان‌دهنده‌ای از وضعیت روانی اکوسیستم فریلنسری ترسیم می‌کنند. «افسردگی، ناامیدی و کمبود انگیزه» نه یک گزارش حاشیه‌ای، بلکه یکی از پرتکرارترین گزینه‌هایی است که شرکت‌کنندگان به عنوان مانع اصلی برای شروع دوباره یا ادامه فعالیت خود انتخاب کرده‌اند. این ناامیدی، حاصلِ ترکیب وضعیت تلخ جامعه در چهل روز گذشته و خستگیِ مزمن از جنگیدن با متغیرهای غیرقابل پیش‌بینی است. وقتی متخصص با تمام توان تلاش می‌کند اما همچنان با درِ بسته‌ی فیلترینگ یا بی‌اعتمادی کارفرما روبرو می‌شود، انگیزه برای «آپدیت ماندن» یا «جنگیدن برای پروژه‌های جدید» جای خود را به نوعی بی‌حسی و کرختیِ روانی می‌دهد.

سندروم «دویدن در جا»: تلاش‌های بی‌ثمر و جیب‌های خالی

بسیاری از فریلنسرها در این نظرسنجی از وضعیتی شکایت دارند که می‌توان آن را سندروم دویدن در جا نامید. آن‌ها گزارش داده‌اند که علی‌رغم جستجوی مداوم برای پروژه و انجام کارهای کوچک و پراکنده، خروجی مالی آن‌ها همچنان به صفر نزدیک است یا کفاف هزینه‌های اولیه زندگی را نمی‌دهد. این عدم توازن میان «انرژیِ صرف‌شده» و «نتیجه‌ی حاصل‌شده»، منجر به بروز حسِ بی‌کفایتیِ کاذب در میان متخصصان شده است. فریلنسری که پیش از این چرخِ پروژه‌های بزرگی را می‌چرخانده، حالا در یک دورِ باطل از «تلاشِ مضاعف برای درآمدِ حداقلی» گرفتار شده که رمقِ حرفه‌ای او را می‌مکد.

آینده مبهم: دو راهیِ مهاجرت یا تغییر شغل اجباری

وقتی افقِ پیش رو تاریک باشد، «ماندن و ادامه دادن» دشوارترین انتخاب ممکن است. تحلیل پاسخ‌ها نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از فریلنسرها به دلیل سقوطِ آزادِ درآمد و نبودِ چشم‌انداز روشن، به طور جدی در حال فکر کردن به گزینه‌هایی هستند که پیش از این اولویتشان نبود: تغییر شغل اجباری به حوزه‌های غیرمرتبط برای تامین معاش، یا مهاجرت به عنوان آخرین راه نجات.

این «فرار از تخصص»، یک فاجعه‌ی خاموش برای سرمایه‌های انسانی کشور است. فریلنسری که سال‌ها برای کسب مهارت در دیزاین، برنامه‌نویسی یا مارکتینگ زمان صرف کرده، اکنون به نقطه‌ای رسیده که پناه بردن به یک شغلِ اداریِ ساده یا ترکِ همیشگیِ کشور را تنها راه برای فرار از این «منظره‌ی روانیِ ویرانگر» می‌بیند. ما با نسلی روبرو هستیم که حس می‌کند بازار و زیرساخت، به جای حمایت، آن‌ها را به سمتِ حذف شدن هُل می‌دهند.


۷. جمع‌بندی و دعوت به همراهی: فراتر از فردگرایی

ضرورت شکل‌گیری شبکه‌های حمایتی مستقل

یافته‌های این گزارش نشان داد که در زمانه‌ی بحران، «فردگرایی» اولین قربانی را می‌گیرد. فریلنسری که به تنهایی با قطعی اینترنت، نایاب شدن پروژه و فشارهای روانی می‌جنگد، خیلی زودتر از پا درمی‌آید. امروز بیش از هر زمان دیگری، به شکل‌گیری شبکه‌ها و گروه‌های حمایتی مستقل نیاز داریم؛ فضاهایی که در آن فریلنسرها نه به عنوان رقیب، بلکه به عنوان هم‌سنگر، پروژه‌های مازاد را با هم تقسیم کنند، دانشِ دور زدنِ سدهای دیجیتال را به اشتراک بگذارند و از نظر روانی تکیه‌گاه یکدیگر باشند. بقا در این شرایط، یک کارِ تیمی است.

خطاب به کارفرمایان: فریلنسرها بازوی توسعه هستند، نه هزینه‌ی اضافی

پیام این گزارش برای مدیران و کارفرمایان روشن است: فریلنسرها ابزاری برای «ارزان تمام کردنِ کار» در روزهای خوشی نیستند؛ آن‌ها شرکای استراتژیک و بازوهای منعطفِ توسعه‌ی کسب‌وکار شما هستند. نگاهِ کوتاه‌مدت و استفاده از استیصالِ مالی متخصصان برای استخدام‌های ارزان‌قیمت، شاید در ترازنامه‌ی امسال سود اندکی نشان دهد، اما در بلندمدت، اکوسیستم تخصصی کشور را از مهارت و انگیزه تهی می‌کند.

از شما دعوت می‌کنیم با نگاهی انسانی‌تر و حرفه‌ای‌تر، به تداومِ همکاری با فریلنسرها متعهد بمانید. پرداخت‌های منصفانه و درکِ چالش‌های زیرساختی آن‌ها، سرمایه‌گذاری روی آینده‌ی کسب‌وکار خودتان است.

پیامی برای فریلنسرها: تنها نیستید، اما باید تغییر کرد

و اما سخن آخر با همکارانم؛ با آن‌هایی که دایره‌ی سبز «Open to Work» را با بیم و امید روی پروفایل خود گذاشته‌اند. این گزارش ثابت کرد که شما در این مسیر تنها نیستید؛ صدها نفر دقیقاً با همین دردها و در همین بن‌بست‌ها دست‌ و‌ پنجه نرم می‌کنند. اما واقعیت این است که انتظار برای «بهتر شدنِ خودبه‌خودیِ شرایط»، استراتژیِ برنده‌ای نیست.

ما ناچاریم تغییر کنیم. باید مهارت‌هایمان را با ابزارهای نوین (مثل AI) مسلح کنیم، روش‌های جدیدی برای اتصال به بازار جهانی بیابیم و از همه مهم‌تر، اجازه ندهیم ناامیدی، قدرتِ تحلیل و حرکت را از ما بگیرد. شاید راهِ حلِ بزرگی در چنته نداشته باشیم، اما همین که امروز در کنار هم ایستاده‌ایم و از این وضعیت می‌گوییم، اولین قدم برای خروج از سایه‌ی انفعال است.

بزرگ‌ترین مشکلات فعلی بر اساس خروجی نظرسنجی
بزرگ‌ترین مشکلات فعلی بر اساس خروجی نظرسنجی

سخن نهایی:

این مقاله، تنها یک گزارش آماری نبود؛ روایتی بود از آدم‌هایی که در سخت‌ترین روزها، همچنان به دنبال خلق کردن و ساختن هستند. امیدوارم این اعداد و کلمات، به جای نشستن در آرشیوها، بهانه‌ای شوند برای یک گفتگوی واقعی میان کارفرما و متخصص؛ گفتگویی که شاید راهی به سوی پایداری باز کند.

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب با من به اشتراک بگذارید.

راه‌های ارتباطی من

فرم نظرسنجی وضعیت فریلنسرها

قطعی اینترنتهوش مصنوعیشبکه‌های اجتماعیفریلنسراستخدام
۲
۳
سامان وزیری
سامان وزیری
من یک دیزاینر کمال‌گرا هستم که دوست دارم همه چیز را بهبود ببخشم. لینک‌های من: https://iamvaziri.carrd.co/
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید