ویرگول
ورودثبت نام
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامیروابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
خواندن ۲ دقیقه·۴ روز پیش

ایران در آستانه خفگی ژئوپلیتیک فرهنگی

از شمال تا شرق و غرب، نشانه‌های روشنی از فاصله‌گذاری نظام‌مند همسایگان با «ایران فرهنگی» دیده می‌شود؛ گویی نوعی «خروج بزرگ» از حوزه نفوذ تاریخی ایران آغاز شده است.

به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، رضا عزیزیان، کارشناس مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در مطلب جدید خود که خبرگزاری مهر منتشر کرده، آورده است: در جغرافیای فرهنگی ایران، پروژه‌ای بزرگ اما بی‌صدا در حال پیشروی است؛ پروژه‌ای که اگر با همین شتاب ادامه یابد، می‌تواند ایران را به سوی نوعی «خفگی جغرافیای فرهنگی» سوق دهد. از شمال تا شرق و غرب، نشانه‌های روشنی از فاصله‌گذاری نظام‌مند همسایگان با «ایران فرهنگی» دیده می‌شود؛ گویی نوعی «خروج بزرگ» از حوزه نفوذ تاریخی ایران آغاز شده است.

این روند که ریشه‌های آن را می‌توان در نشست آنکارا در سال ۱۹۹۲ و سپس در توافق‌نامه نخجوان در سال ۲۰۰۹ جست‌وجو کرد، امروز در قالب سازمان کشورهای ترک به مرحله‌ای رسیده است که دیگر صرفاً در حد نشست‌های نمادین باقی نمانده و در پی مهندسی زیرساخت‌های اقتصادی، دیجیتال و حتی تمدنی منطقه است. با این حال، نگرانی اصلی فقط به این سازمان کشورهای ترک محدود نمی‌شود.

وقتی فعالیت‌های ترک‌سوی را در کنار اصرار بر بلوک‌بندی‌های قومیِ پشتون‌محور در شرق و تکیه بر ساختارهای صرفاً عربی در جنوب قرار می‌دهیم، تصویری روشن‌تر شکل می‌گیرد: تصویری که بیانگر تلاشی هماهنگ برای ترسیم «نظم نوین هویتی» بدون حضور ایران می باشد. پروژه‌ای آگاهانه که می‌کوشد مرکزیت تاریخی این سرزمین را به جایگاهی پیرامونی و منزوی تقلیل دهد.

انحراف از تمدن به ناسیونالیسم زبانی

آنچه این فرایند را به یک انحراف راهبردی عمیق تبدیل می‌کند، لغزش نظری آشکاری است که در ذهن و زبان طراحان این سازمان‌ها رسوب کرده است. واقعیت آن است که برخی از همسایگان ما، برای رهایی از سایه بلند فرهنگ ایرانی، در پی ساختن «هویت‌های جایگزین» و گاه «هویت‌های برساخته» برآمده‌اند تا چنین القا کنند که برای اثبات موجودیت خود، نیازی به پیوند با میراث تمدنی ایران‌زمین ندارند. اما این پناه بردن به «ناسیونالیسم زبانی صرف» و اصالت دادن به تفاخرهای قومی، نه‌تنها واگرایی می‌آفریند، بلکه با جان و روح تاریخی مردمان این جغرافیا نیز سازگار نیست.

در حالی که اسلام، به‌عنوان آیین مشترک و باور قلبی ملت‌های این منطقه، اساساً با رسالت درهم‌شکستن بت‌های نژادی، زبانی و قومی ظهور کرد و کرامت انسان را فراتر از مرزهای خون و خاک تعریف نمود، این بازگشت تصنعی به قبیله‌گرایی مدرن را باید نوعی ارتجاع تمدنی دانست. اصرار بر مرزبندی‌های زبانی و نژادی، با گوهر دینداری این ملت‌ها در تعارضی آشکار قرار دارد؛ زیرا نمی‌توان از یک سو به دینی دل بست که برتری را تنها در تقوا می‌بیند و از سوی دیگر، سیاست‌گذاری‌های ملی و فراملی را بر پایه عصبیت‌های زبانی و قومی بنا کرد.

ایرانفرهنگیروابط عمومی
۰
۰
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید