لرد کرزن از چهرههای مهم «بازی بزرگ» بود که در سیاست انگلیس از ایران تا خیبر و شبهقاره هند نقش راهبردی داشت.

به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، حضور و نقش سیاستمداران بریتانیایی مانند لرد کرزن در ایران، شبهقاره هند (هند و پاکستان) در چارچوب یک رقابت کلان ژئوپلیتیک به نام «بازی بزرگ» (The Great Game) میان امپراتوری بریتانیا و امپراتوری روسیه تزاری تعریف میشد.
حضور و نقش سیاستمداران بریتانیایی مانند لرد کرزن در ایران، شبهقاره هند (هند و پاکستان) در چارچوب یک رقابت کلان ژئوپلیتیک به نام «بازی بزرگ» (The Great Game) میان امپراتوری بریتانیا و امپراتوری روسیه تزاری تعریف میشد. اگر بخواهیم نقطه تلاقی تاریخی شبه قاره، ایران، و ایالت امروزی خیبرپختونخوا را دنبال کنیم، بیتردید نام لرد جورج کرزن نائب السلطنه هند بیش از هر فرد دیگری به چشم میآید.
کرزن از معدود سیاستمداران بریتانیایی بود که با بیشترین سفر خارجی به مشرق زمین هم ایران را با نگاهی راهبردی مطالعه کرد، هم درباره مناطق قبایلی و گذرگاه خیبر نوشت و هم نقش مستقیمی در سیاستگذاری بریتانیا در شبهقاره هند داشت. او ایالت سرحدشمالی(خیبرپختونخوا فعلی را بوجود آورد) در نگاه او، ایران تنها یک کشور همسایه نبود، بلکه حلقهای مهم در امنیت هند بریتانیا به شمار میرفت و سرزمین پشتونها نیز دیوار دفاعی امپراتوری بریتانیا در برابر نفوذ روسیه تزاری تلقی میشد.
مقاله حاضر با عنوان «لرد کرزن؛ از ایران تا گذرگاه خیبر» میکوشد ضمن بررسی حضور و نوشتههای کرزن در ایران و نواحی مرزی شبهقاره، تصویری روشن از نگاه او به جغرافیا، قبایل و مناسبات قدرت در شرق ارائه دهد؛ نگاهی که در شکلدهی به سیاستهای بریتانیا در منطقه، نقشی تعیینکننده داشت.
بازی بزرگ
توسعهطلبی و نفوذ روزافزون روسیه در آسیای مرکزی در طول قرن نوزدهم، باعث نگرانی مقامات بریتانیایی در هند شد و درگیریهای سیاسی و دیپلماتیک زیادی را بین دو امپراتوری به وجود آورد که بعدها به عنوان «بازی بزرگ» شناخته شد. ساخت راهآهن ترانس خزر و به ویژه امتداد آن در سال 1890 درمنطقه مرزی فوقالعاده حساس کوشکا در جنوب ترکمنستان، نگرانی بیشتری را برای دولت بریتانیا در هند ایجاد کرد، زیرا روسیه را قادر میساخت تا نیروهای زیادی را به افغانستان بیاورد.
روسیه از حملات تجاری و نظامی بریتانیا به آسیای مرکزی بیمناک بود، در حالی که بریتانیا نگران بود که روسیه «جواهر تاج» یعنی هند را به قلمرو وسیع خود اضافه کند. در نتیجه، فضایی از سوءظن، بیاعتمادی و ترس دائمی از جنگ بین دو امپراتوری پدید آمد.
ایالت سرحد شمال غربی؛ خیبرپختونخوا
ایجاد استان مرزی شمال غربی (خیبرپختونخوا) رویدادی مهم در تاریخ راج بریتانیا در هند بود. مرز شمال غربی حساسترین منطقه برای سیاستگذاران بریتانیایی بود، زیرا سیاستهای امپریالیستی آنها در آن زمان مورد توجه بود. اعتبار این امر به نایبالسلطنه لرد کرزن میرسد که علیرغم مخالفت شدید بخشی از مقامات بریتانیایی با تشکیل ایالت جدید، علاقه زیادی به آن نشان داد. بریتانیاییها معتقد بودند که با ایجاد ایالت جدید، آنها در موقعیت بهتری برای حکومت و اداره منطقه به صورت روشمندتر و حرفهایتر قرار خواهند گرفت که برای دفاع و امنیت هند ضروری بود.
در سال 1849، بریتانیا پنجاب را ضمیمه خود کرد و رسماً آن را به قلمرو خود ملحق نمود. پس از عبور از سند، بریتانیا با قبایل پشتون تماس گرفت که فصل جدیدی را در تاریخ حکومت بریتانیا در هند آغاز میکند. این منطقه بخش جداییناپذیر از بازی بزرگی بود که بریتانیا برای مقابله با شورشهای داخلی و تهدیدات خارجی علیه هند که از سمت مرز شمال غربی هند میآمد، انجام میداد. بریتانیا برای راحتی اداری خود، منطقه مرزی را به مناطق مسکونی و قبیلهای تقسیم کرد.
هدف این بود که کنترل کامل در دست دولت مرکزی باشد تا مسائل بینالمللی و همچنین داخلی بتوانند به سرعت و مستقیماً رسیدگی شوند، زیرا هدف نهایی سیاست کلی مرزی بریتانیا «امنیت هند» بود. در سال 1901، دولت بریتانیا در هند تحت فرمان لرد کرزن، نایبالسلطنه، تصمیم گرفت پنجاب را به دو بخش تقسیم کند و در نتیجه، استان جدیدی تشکیل شد که به عنوان «استان مرزی شمال غربی» (خیبر پختونخوا فعلی) شناخته شد.
این مقاله با اشاره ویژه به تلاشهای لرد کرزن در ایجاد استان مرزی شمال غربی، به طور انتقادی انگیزهها، عوامل و هدف آن را ارزیابی خواهد کرد.
این استان از شمال و غرب توسط افغانستان احاطه شده بود، در شرق آن کشمیر، گلگت و پنجاب و در جنوب آن بلوچستان قرار دارد. مناطق قبیلهای فراتر از ساختار اداری استان بودند. این مناطق به عنوان حائل بین افغانستان و مناطق تحت حاکمیت بریتانیا تبدیل شدند. اولین کمیسر ارشد این ایالت، سرهنگ دوم هارولد دین بود. پس از مرگ او در سال 1908، جورج روز کپل جانشین او شد.