مدیرکل توسعه همکاریهای علمی و دانشگاهی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی گفت: زمانی که از هویت ملی سخن میگوییم، هویت ایرانی را نباید منفک از ارزشهای اسلامی دانست؛ چرا که معتقدیم هویت ایرانی یکی از زیرساختهای بنیادین در شکلگیری تمدن اسلامی بوده است.

به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، رهبر معظم انقلاب در پیامی که به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) صادر فرمودند، وضعیت کنونی را فرصتی تازه برای معرفی عملی مکتب امامین انقلاب در سراسر جهان دانستند. بیان داشتهاند: «اکنون فرصت تازهای برای معرفی عملی و تحقق بخشیدن به مکتب خمینی کبیر و خامنهای عزیز شهید بهعنوان رهبران مظلوم امّا مقتدر و البته پیروز انقلاب اسلامی در سراسر جهان فراهم شده است.
این نقش مهم بر عهدهی آحاد ملّت خصوصاً جوانان، نخبگان و اهالی فکر و اندیشه و هنر است تا بر اساس همین مکتب با اعتماد به وعدههای خداوند، در سایهی توجهات سرورمان عجّلاللهتعالیفرجهالشریف و در مسیر اسلام ناب یعنی خط نورانی ترسیم شده در دوران دویستوپنجاه سالهی حضور صاحبان عصمت و ولایت کُبری صلواتاللهوسلامهعلیهماجمعین، آیندهی درخشان ایران عزیز را بسازند.» ایشان موقعیت کنونی را فرصتی تازه برای معرفی عملی مکتب امامین انقلاب در سطح جهان دانستند این فرصت تازه چیست و از چه راههایی میتوان مکتب امامین انقلاب را در سطح جهان معرفی کرد.
پیرو این پیام، در نشستی با حضور محمدعلی ربانی، مدیرکل توسعه همکاریهای علمی و دانشگاهی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در محل مرکز مطالعات راهبردی خبرگزاری تسنیم راهکارهای عملی معرفی مکتب امامین انقلاب در جهان را مورد بحث و بررسی قرار دادهایم که در ادامه مشروح مباحث مطرح شده در این نشست را از نظر میگذرانید:
تسنیم: فرصت تازهای که رهبر معظم انقلاب در پیام به مناسبت سالگرد ارتحال بنیانگذار انقلاب اسلامی برای معرفی عملی مکتب امام راحل و امام شهید به آن اشاره کردهاند چیست، به چه دلیلی ایجاد شده است و چگونه میتوان از آن برای معرفی عملی مکتب امامین انقلاب در سراسر جهان استفاده کرد؟
ناکامی نظم فعلی و تناقض های گفتمان غرب
ربانی: به نظر میرسد برای درک دقیقتر فرمایش رهبر معظم انقلاب اسلامی و تبیین چرایی فراهم شدن این فرصت تاریخی مناسب بهویژه پس از تحولات ناشی از جنگهای اخیر، درک و تحلیل صحیح از شرایط حاکم بر فضای بینالمللی و نظام جهانی ضرورت دارد. همانطور که مستحضرید، ما در دنیایی زندگی میکنیم که بر مبنای نظم قدرت شکل گرفته است؛ بدین معنا که قاعدهای مشابه قانون جنگل بر آن حاکم است که هر طرف از زور و قدرت بیشتری برخوردار باشد، توان حکمرانی فزونتری نیز خواهد داشت. ما در دورانی به سر میبریم که بر اساس مقتضیات خاص پس از تحولات جنگ جهانی دوم و روی کار آمدن قدرتهای جدید اروپایی، بر پایه قواعد بینالمللی با نگاه فلسفی غربی بنا شده است.
طبیعتاً مجموعهی تحولاتی که امروزه در دنیا در حال وقوع است، نشان میدهد این نظم که بر اساس آن قواعد و مقتضیات مقطعی شکل گرفته بود، امروزه کارایی خود را از دست داده است و ما با مجموعهای از تناقضها و دوگانگیها مواجه هستیم.
بهعنوان نمونه، در شرایطی که پس از تحولات غزه رخ داد، شاهد هستید که ما در عصری زندگی میکنیم که باوجود حاکم بودن گفتمان حقوق بشر، بهویژه در غرب بیش از 70 هزار انسان که عمدتاً زن و کودک هستند در غزه به شهادت میرسند و شهری بهکلی نابود میشود، در حالی که این نظم حاکم بینالمللی هیچگونه کارایی در جهت تغییر شرایط به نفع جامعه انسانی ندارد. ما در روزگاری زیست میکنیم که مدعیان حقوق زن و آزادی، فجایع وحشتناکی را رقم میزنند؛ چنانکه در پرونده اپستین شاهد یکی از وحشیانهترین وقایع تاریخی بودیم. از کسانی که مدعی دفاع از حقوق زنان و کودکان هستند، فجایعی سر میزند که شاید از انسانهای وحشی غیرمتمدن نیز سر نزده باشد.
همچنین، ما در عصری هستیم که دارندگان و بهکاربرندگان سلاحهای هستهای، کشوری را که بیشترین پادمانهای آژانس بینالمللی را رعایت کرده و نهادهای بینالمللی را به رسمیت شناخته و منع استفاده از سلاح هستهای را بهعنوان یک مرزبندی شرعی و الگویی مطرح کرده است، همواره تحت فشار و تهاجمات گسترده قرار میدهند. در جهان امروز، کشوری به خود حق میدهد که بهراحتی به کشور دیگری حمله کند، رئیسجمهور آن را دستگیر و با صراحت اعلام کند که بر منابع نفتی آن کشور اختیار کامل دارد؛ یا با هدف نابودی یک تمدن به کشور دیگری هجمه ببرد و هیچ ابایی از به نمایش گذاشتن چهره خشن خود نداشته باشد.
فرصتهای جدید در کلام رهبر انقلاب
در مجموع این شرایط تاریخی و بر اساس پیامهای رهبر معظم انقلاب، میتوان بر سه حوزه اصلی در تبیین چگونگی شکلگیری این فرصت تأکید ورزید:
1. فرصت ناشی از یک مکتب و اندیشه نو: تفکری که بر مبنای «قیام لله»، آزادیخواهی و استقلالطلبی استوار است. این مکتب مدعی است که نظم حاکم کنونی ناکارآمد بوده و جامعه بشری نیازمند نظمی جدید بر پایه ارزشها و باورهای دینی مشترک انسانی و الهی است. این همان تفکری است که رهبر معظم انقلاب تحت عنوان مکتب امامین انقلاب مطرح فرمودهاند؛ گفتمانی که طی چهل سال گذشته بهعنوان نماد انقلاب اسلامی شناخته شده است.
2. امت مبعوث: فرصت دیگری که ایشان در پیام خود بهوضوح به آن اشاره کردهاند، رسیدن ملت ایران به یک «خودآگاهی تاریخی» است. ایشان ملت ایران را واجد ویژگیهای منحصربهفردی در زمینه هوش، درایت، استعداد و همبستگی میدانند و بر این باورند که این ملت، در طول تاریخ اسلام، حتی در صدر اسلام و دوران پیامبر اکرم (ص)، کمنظیر است؛ چرا که با درک و خودآگاهی تاریخی توانست شرایط خود را بشناسد، نسبت به ارزشهایش پایبند بماند، مقاومت کند و الگوی جدیدی را به جهانیان ارائه دهد.
3. مزیتهای جغرافیایی ایران اسلامی: نکته سومی که رهبر انقلاب بر آن تأکید دارند، موقعیت استراتژیک جغرافیایی سیاسی ایران است. مزیتهای ژئوپلیتیک نظیر موقعیت تنگه هرمز و ظرفیتهای سرزمینی، همواره در طول تاریخ، ایران را در برابر تهاجمات خارجی مقاوم ساخته است. این مزیتهای خدادادی یکی از ظرفیتهای اصلی است که ملت ایران را برای ایستادگی و پایداری در برابر بیگانگان بهرهمند ساخته است.
بنابراین، این سه مؤلفه اساسی یعنی ارزشهای فکری، امت مبعوث و خودآگاه و مزیتهای جغرافیایی، فرصتهایی را پدید آوردهاند که ایران را به جمهوری اسلامی تبدیل کرده و آن را بهعنوان یک کشور الگو به جهان معرفی کرده است؛ الگویی که امروزه بسیاری از ملتها در برابر آن سر تعظیم فرود آورده و دریافتهاند که با اتکا به اندیشه و آگاهی، میتوان در مقابل نظم ظالمانه حاکم ایستادگی کرد و به پیروزی رسید.