در شرایطی صهیونیستهای افراطی و یهودیان ارتدوکس بر این باور به اتحاد رسیدهاند که باید اسرائیل بزرگ را مطرح و قلمروی از نیل تا فرات را نه در مقام حرف که بر روی نقشه محقق سازند. درست در بحبوحه این تلاشها و در مسیر معارفه ماشیح و ممارستها برای نابودی دشمنان اسرائیل اما شرایط آن طور که باید با خواستههای این قوم بدوی همراهی نمیکند.

به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، حجتالاسلام محمدمهدی ایمانیپور، رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در قالب سیاههای با نظر به ساختار این رژیم دستساز ، دلایل افول صهیونیستها را از منظر مردم کشورهای مختلف جهان برسی نموده است.
در ادامه مشروح این نوشته که در تاریخ 26 خردادماه و در صفحات 1 و 8 شماره 4733 روزنامه فرهیختگان منتشر شده است را با هم میخوانیم؛
«نتایج نظرسنجی مؤسسه پیو در خصوص میزان مقبولیت رژیم صهیونی در ۳۶ کشور جهان، اخیراً منتشر شده است. این گزارش نشان میدهد در بازه زمانی جنگ آمریکایی - صهیونیستی علیه ایران، نگرش منفی به رژیم اشغالگر قدس، دامنه و عمق بیشتری یافته است.
برایناساس، 67 درصد از بزرگسالان نسبت به موجودیت رژیم صهیونیستی و عملکرد آن نفرت داشته و حتی این میزان، در میان جوانان آمریکایی - اروپایی (که بین 18 تا 34 سال دارند) بیشتر است. سؤال اصلی این است که آیا نفرت از رژیم صهیونیستی به امری تثبیتشده در نظام بینالملل مبدل گردیده و تداوم این روند چه تأثیری در مناسبات کنونی و آتی جهان خواهد داشت؟
در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:
نخست اینکه نفرت عمومی در مقیاس جهانی نسبت به رژیم اشغالگر و کودککش صهیونیستی، پدیدهای ناگهانی و مقطعی نیست، بلکه ماحصل فرایندی تدریجی ناشی از شکلگیری ادراکات، تغییر الگوهای شناختی و بازنماییهای عینی در ذهن افکار عمومی بوده است. این فرایند در بستر انسان رسانههای آگاه، روایتهای مستند، تجربههای تاریخی و اقدامات نامتعارف بینالمللی شکل گرفته و از سطح برداشتهای ذهنی به کنشهای اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است.
بررسی این پدیده نشان میدهد نفرت عمومی از صهیونیسم از مراحل مرحله شناختی و ارتباطی عبور کرده و به یک چهارچوب فکری پایدار و فراگیر در افکار عمومی دنیا تبدیل شده است. بدیهی است مواجهه ذهنی و حقیقی مخاطبان با وقایعی مانند جنگ رمضان، جنگ غزه، جنگ در لبنان و... در شکلگیری، تثبیت و تقویت این نفرت عمومی نقش بسزایی ایفا کرده و تبدیل به عاملی تسریعکننده در گذار جهانی از صهیونیسم شده است.
نکته دوم اینکه رسانههای وابسته به جریان سلطه از سال 1948 (زمان تأسیس رژیم نامشروع صهیونیستی) تاکنون تلاش کردند الگوهای ذهنی ملتهای جهان نسبت به ماهیت صهیونیسم را بر اساس سوژههای از پیش تعیین شده و ساختگی شکل دهند. بر همین مبنا، روایتهای دروغین به طور مداوم در رسانههای غرب ذهن مخاطب را به سمت ایجاد و تثبیت یک تصویر سادهشده از صهیونیسم سوق داده بود.