خلاصه دوره آموزشی سربازی در چهار کلام

رژه با سلاح در سربازی
رژه با سلاح در سربازی

به خودم قول دادم سربازیم که تموم شد یک مطلب در مورد سربازی بنویسم تا آقایون عزیزی ( شاید در آینده خانم های عزیز) قصد مشرف شدن به این دوره ی طولانی و پر خاطره رو دارن با دید بهتر و شاید راحت تری این دوره رو بگذرونن.

چی شد که رفتم سربازی

من پارسال بعد از اینکه امتحان ارشدم رو دادم گفتم در صورتی که قبول نشدم دوباره برای ارشد بخونم اما در همان زمان با امیر مهرانی صحبتی کردم و ایشون زحمت کشیدن و یک فایل صوتی در مورد تصمیم های کوانتومی رو با توجه به سوال من که آیا برای ارشد بمونم یا برم سربازی منتشر کردن که متاسفانه روی گوشیم بود و پاک شد.

با توضیحاتی که امیر مهرانی دادن نسبت به آینده و کاری که میخواستم بکنم دیدم بهتر شد ( در واقع خودم هم میخواستم برم خدمت که سریعتر خلاص بشم و یک سد بزرگ از جلوم برداشته بشه اما فضای خانواده و دوستان میگفت برو ارشد بخون ).

ارسال دفترچه سربازی

خلاصه سریع رفتم با دو تا از دوستای دیگه ام دفترچه رو پست کردیم و تاریخ اعزام ما شد 1/2/96.

همینجا بگم که کسانی که لیسانس به بالا دارن در تاریخ های یکم ماه های مختلف ( معمولا ماه های زوج) . کسانی که زیر لیسانس هستن مثل دیپلم و ... در روز 19 ماه های مختلف اعزام میشن.

جالبیش اینجا بود که برج 7 که من ارسال کردم برج 11 رفتم برای اینکه ببینم در کدام یگان (ارتش، سپاه، نیرو انتظامی) افتادم و با تلاش هایی که کرده بودم ( جلوتر بیشتر توضیح میدم) با احتمال زیاد میگفتم میافتم توی سپاه اما زمانی که برگه امریه رو گرفتم دیدم نوشته پادگان شهید گنجویی کرمان و به خانمه گفتم این کجا میشه و گفت 05 کرمان و من به برگه امریه خندیدم و برگه هم به من خندید و به برگه گفتم تو روحت، برگه هم لب به سخن گشود و گفت دهنت سرویسه :)

اما توجه کنید الان به دلیل وضعیت کشور اعزام ها خیلی سریع اتفاق میافته یعنی یکی از دوستام برج 97/2 دفترچه ارسال کرده و برج 97/4 اعزام شده به سربازی!

قبل از ارسال دفترچه هم باید برید یکسری آزمایش های پزشکی و واکسن و این کارا رو انجام بدید که دفتر پلیس +10 بهتون میگه کجا برید.

نکته خیلی مهم: اگر بیماری خواستی دارید که نتونستید باهاش معافیت پزشکی بگیرید حتما مدارک اون رو در طول این مسیر همراه خودتون ببرید و چندتا کپی از هر چیزی که بهتون میدن داشته باشید!

نکته مهم بعدی: اصلا از معاف از رزم نترسید که توی کارتتون میزنه معاف از رزم و این چرتا، هیچی توی کارتتون نمیزنه اما اگر مشکلی داشتید و نرفتید دنبال معاف از رزم بدونید که دهنتون توی خدمت در اکثر شرایط سرویس میشه! من دوستم معاف از رزم بود و علنا هر کار سختی که ما می کردیم انجام نمیداد!!

نکته آخر: من با کلی دوندگی سعی کردم بیافتم جای خوب یا توی سپاه چون شنیده بودم خدمتش راحت تره و یک پارتی هم که داشتم گفت که اوکیه حاجی برو که تو سپاهی و وقتی برگه امریه ام رو گرفتم دیدم که آره خیلی رفتم توی سپاه و از اون ورش اومدم بیرون! پس اصلا اگر می دونید کسی کاری براتون نمیکنه بهش رو نندازید چون اکثرا کاری براتون انجام نمیدن و به فرض اگر شرایط درست شده بود و من به شانس افتاده بودم توی سپاه، ایشون میگفت که من کارت رو درست کردم و بهش مدیون میشدم و اگرم نشد که بهم گفت دیگه من همه ی تلاشم رو کردم!!


آماده برای رفتن به 05 کرمان

من تو این چندماهی که فرصت داشتم سعی کردم از زندگی بیشتر لذت ببرم تا اگر در این مسیر کشته شدیم ( شوخی :) ) حداقل یکم حال کرده باشیم توی این دنیا ( یکماهی رفتم مسافرت جاتون سبز ).

خلاصه شد روز موعد و شبش من تا ساعت 12 داشتم کار تحویل مردم میدادم و بعدش هم رفتم ماشین برداشتم و سرم رو با شماره 4 زدم (!!).

باز اینجا به موهایی که ماه‌ها براشون تلاش کرده بودم و میدیدم می ریزه روی زمین میخندیدم و اونا هم به من میخندیدن و میگفتن دهنت سرویس :)

برگشتم توی اتاقم و همه وسایلم رو جمع کردم توی کیفم ( الان میگم چیا) و پلی لیست الکترونیکم رو پلی کردم و گفتم بزار اخرین ذره از لذت رو هم ببرم و تا ساعت 3 صبح داشتم الکترونیک گوش میدادم. (مسئله این بود خوابم نمیبرد)

صبح رفتیم و اونجا 3 تا رفیق دیگه ام که با هم دفترچه پست کرده بودیم دیدمشون و اسما رو خوندن و گروه بندی کردن که شما باید برید 05 کرمان، شما باید برید پادگان سپاه یزد و ....

یک بلیط هم بهمون دادن گفتن برید ترمینال فلان جا اتوبوس اماده هست سوار بشید برید

رفتیم سوار شدیم رفتیم خلاصه

حالا وسایل چی ببرید برای آموزشی؟

اول اینو بگم توی ارتش که من افتادم (توی سپاه و نیرو انتظامی هم همینه ولی کم و زیاد داره) خودشون روز اول که رفتید وسایلی مثل لباس نظامی، اُورکوت، پوتین، وسایل بهداشتی مثل زیرپوش، شورت، جوراب، مسواک، خمیر دندان، پودر رخت شویی، کیف بزرگ سربازی برای همین وسایلتون، جا صابونی، لیف، دمپایی، شامپو، حوله و ... بهتون میدن اما کیفیت بعضیاش اصلا خوب نیست و بهتره خودتون یک سری وسایل شخصیتون رو ببرید.

وسایلی که من بردم

1-حوله

2- زیرپوش و شورت

3- خمیر دندان و مسواک ( اگر نوع خاصی استفاده میکنید ببرید حتما)

4- شامپو و صابون ( شامپو هم حتما شخصی ببرید )

5- ناخن گیر

6- لیوان (فلزی دسته دار)

7- لباس شخصی (همونی که تنتون هست باهاش میرید کافیه چون دیگه همش لباس نظامی تنتون هست تا روز آخر مگر اینکه بخواید برید مرخصی که عوض میکنید)

8- قاشق چنگال و بشقاب و کارد ( ببرید بهتره چون مثلا به ما ندادن!)

9- تیغ ژیلت ( به اندازه دوماه ببرید)

10- خوراکی ( مثل کشمش و پسته و گردو و...)

11- چندتا کتاب ( حتما ببرید تا بعضی اوقات که کارتون ندارن سرگرم باشید چون به طرز شدیدی حوصله تون سر میره )

12- مدارک شناسایی مثل کارت ملی و شناسنامه + چندتا کپی ازشون + چند قطعه عکس

13- اگر مدارک پزشکی دارید حتما حتما ببرید!! دیدیم که میگم به نفعتونه

14- کارت پول + مقداری پول نقد ( در حد 50 هزارتومان نه بیشتر!)

15- قرصی یا دارویی که مصرف میکنید

16- حدود نیم متر کش برای مرتب کردن پاچه‌های شلوارتان

17- سوزن و نخ‌های مشکی و سفید برای دوختن برچسب نام و رمان مشخص کننده گروهان.

18- ساعت مچی زنگ دار ( برای نگهبانی دادن حتما نیازتون میشه)

19- کیفتون رو اگر بتونید «قفل» کنید خیلی به نفعتونه!

اینا چیزایی بود که یادمه، حالا اگر بعدا چیز خاصی دیگه ای بود ویرایشش میکنم

نکته: هیچ چیز گرونی رو همراه خودتون نبرید، مثلا ساعت چندمیلیونی و انگشتر و... رو اصلا همراه خودتون نبرید


چیزایی که نباید ببرید و ممنوع هست

1- هر نوع وسیله الکتریکی و الکترونیکی و سیمی از قبیل موبایل، هندزفری، سیم دو نخ برق و ...

2- مواد مخدر که کمترینش سیگار هست

3- هر چیز گرون قیمتی که قبلا هم گفتم شامل انگشتر هم میشه و ممنوعه!


رسیدیم پادگان حالا چی میشه

خوب صبح ساعت 9 که ما حرکت کردیم ساعت 7 بعد از ظهر رسیدیم پادگان 05 کرمان و همه مون پیاده شدیم و از در دژبانی رفتیم داخل و یک قسمتی وایسادیم

اومدن گفتن به نظم وایسید و همه وسایل کیفتون رو خالی کنید

همه وسایل رو ریختیم رو زمین و همه رو گشتن که چیزی داخلش نباشه

نکته خیلی مهم: کسانی که میگردنتون اگر چیز غیر مجازی همراهتون نباشه حق ندارن هیچ وسیله ای از وسایلتون رو بردارن! به خصوص خوراکی هاتون رو!! اگر سربازی اینکار رو کرد حتما به کادرشون ( کسی که نظامی هست و به استخدام ارتش در اومده) اطلاع بدید و نترسید.

این نکته رو گفتم چون برای ما که اتفاقی نیافتاد ولی برای کسایی که بعد از ما اومده بودن چندتا از خوراکی هاشون رو برداشته بودن

خلاصه شب بود و گفتن برید اینجا آسایشگاه

رفتیم اونجا و گفتن بیاید شام بگیرید ( همینجا بود که قدر خونه و غذای مادرتون رو متوجه میشید)

یک تیکه نان به اندازه کف دست و یک قاشق سویا پخته شده بهمون دادن به عنوان شام

خوردیم گفتن برید نماز بخونید و الان خاموشی هست

خلاصه همه لامپ های پادگان خاموش میشه و همه باید بدون سر و صدا بخوابن تا صبح. (همه به جز کسانی که نگهبانی میدن)

هنوز نخوابیدم دیدیم میگن بیدار بشید صبح هست و رفتیم نماز خوندیم و اومدیم برای صبحانه

صبحانه چی بود؟ یک تیکه نان + یک پنیر کوچک + چایی

تقسیم بین گروهان ها

بعد از صبحانه رفتیم یکجایی که توی گردان و گروهان های مختلف تقسیممون کنن و خلاصه تقسیم شدیم و رفتیم جلوی گروهان نشستیم.

اونجا زیر افتاب کرمان به مدت دو سه ساعت نشسته بودیم که اسم هامون رو بنویسن و وسایل اولیه رو بهمون بدن (لباس و پویتن و ... )

و حتی کسی نمی تونست بره آب بخوره!

خلاصه تموم شد و رفتیم داخل گروهان و یک سری توضیحات اولیه بهمون دادن و رفتیم خوابیدیم رو یک تخت


دوره آموزشی به انسان سخت می‌گذرد یا خوش میگذره؟

خلاصه بهتون بگم بستگی به شخصیت و ذاتتون داره، اگر در زمان عادیتون خیلی ادم با اعتماد به نفس و محکمی بودید زیاد بهتون سخت نمیگذره اما اگر مادرتون همه کارهاتون رو انجام میداده ( خلاصه بچه مامانی بودید ) مقدار زیادی بهتون فشار میاد.

من خودم به شخصه زمانی که خواستم برم به خودم گفتم « اوکی دیگه باید بری حالا میتونی هی به خودت سخت بگیری و دهنت سرویس بشه یا کارت رو درست انجام بدی که کسی نخواد بهت توهین کنه».

اما به عوامل دیگه ای هم بستگی دارد. از جمله اینکه شما در ارتش خواهید بود یا در نیروی انتظامی و یا در سپاه؟ و یا اینکه تحصیلات شما چطور است؟ و یا اینکه پیش از این چطور زندگی کرده‌اید، دور از خانواده یا اینکه تنگ دل پدر و مادر؟

چیزی که همه میگن اینه که در روزهای اول دوره آموزشی، به شما خوش نخواهد گذشت! پس همین الان خیالتان را راحت کنم که باید خودتان را برای محیطی آماده کنید که پیش از این هرگز تجربه نکرده‌اید!
هر دستور نظامی (نه غیر قانونی!) که بهتون دادن باید انجام بدید، گفتن بدو باید بدویید، گفتن سینه خیز برو باید سینه خیز برید، گفتن برو دستشویی تمیز کن باید برید تمیز کنید!

پس قبل از اعزام، شخصیت قبلی خود را کاملاً فراموش کنید! اگر استاد دانشگاه بودید یا کسی بودید برای خودتان اینجا شما هیچکس نیستید!

نکته: احتمالاً سخت‌ترین دوران عمرتان را همان دو هفته اول آموزشی می‌دانید. اما بعد از دو هفته، همه چیز عادی می‌شود و عادت میکنید.
پس چند روز اول را به این امید شاد باشید و لذت ببرید که به زودی همه چیز برایتان لذت بخش می‌شود.
در روزهای بعد، دیگر از آن لحن‌های خشن از آن توجیهات تکراری و مسخره، از آن بشین و پاشوها خبری نیست و یا اینکه کمتر خبری هست.

توجه کنید که هیچ کس در دوران آموزشی از اینکه می‌دود یا می‌نشیند و پا می‌شود خسته نمی‌شود، بلکه این نوعی اجبار و لحن گفتن است که او را از این کار بیزار می‌کند!

مثلا طرف دیپلم داره و با غرور خاصی به شما امر میکنه که فلان کار رو بکنید.

پس، طی روزهای اول، هرگز تفکرات منفی به خودتان راه ندهید. درسته که ساعت‌ها سخت و دیر می‌گذرد، اما به امید روزهایی باشید که این سختی‌ها بسیار عادی خواهد بود.


نکته بعدی: سعی کنید خیلی به حرف‌هایی که این و آن می‌زنند دقت نکنید، حتی صحبت‌های من را به عنوان خاطره بخوانید نه اینکه همین‌ها برای شما هم اتفاق می‌افتد! هیچ چیز قابل پیش‌بینی نیست. صبور باشید و اجازه دهید تا خودتان تجربه کنید. من روال کلی را گفتم. روال کلی این است که روزهای اول به شما سخت می‌گذرد، اما کم کم عادی می‌شود. از کلماتی مثل "تنبیه"، "پست" و این جور چیزها هرگز نترسید. واقعاً خنده‌دار است که بخواهم در مورد آن‌ها صحبت کنم، چون واقعاً چیز خاصی نیست. شما در کل دوره آموزشی‌تان شاید 10 یا 15 بار بخواهید پست بدهید، آن هم دو ساعت که شاید لذت‌بخش‌ترین ساعت باشد، چون با دوستتان حسابی گپ می‌زنید.

نکته بعدیش: سعی کنید مثل یک بچه آدم رفتار کنید تا با شما مثل بچه آدم رفتار کنند. گفتم که شخصیت قبلی خود را فراموش کنید. هرگز نخواهید زرنگ بازی در بیاورید، چون بیشترین ضرر را متحمل خواهید شد. هر چه گفتند، با کمال میل گوش کنید، چون راه دومی وجود ندارد. همیشه منظم باشید. مثلاً اگر می‌گویند همین امشب برچسب‌ها را روی لباستان بدوزید، نگویید چون وقت کم ما را در نظر نمی‌گیرند، من به نشانه اعتراض، نمی‌دوزم و از این جور قرطی بازی‌ها! آنجا جای شاخ و شانه کشیدن نیست. باید مطیع باشید. اصلاً سربازی یعنی تمرین مطیع بودن. بعداً از اینکه اطاعت امر می‌کنید و با این مطیع بودن، عزیزتر می‌شوید، لذت می‌برید.


نکته آخری: سربازی یعنی تمرین صبر. صبر در برابر سختی‌ها. یکی از سختی‌ها می‌تواند اوامر مافوق باشد. یکی از سختی‌ها می‌تواند در صف ماندن برای غذا گرفتن و دستشویی رفتن و ... باشد. پس قبل از خدمت سعی کنید میزان صبرتون رو ببرید بالا.

کارهایی که باید یاد بگیرید و انجام بدید

به طور خلاصه که بهتون یاد میدن

1- احترام گذاشتن نظامی

2- دانش نظامی

3- کار با اسلحه

4- رژه

5- نگهبانی دادن


نکات خیلی خیلی خیلی مهم

1- از هیچکس نترسید، اگر کسی خلاف قانون بهتون گفت یا خواست اذیتتون بده یا مشکلی براتون ایجاد کنه به سلسله مراتبی که دارید برید بگید و اگر اونا نشدن برید بازرسی و اونجا بگید و مطمئن باشید رسیدگی میکنن ( معمولا همون اول کار میترسوننتون که اگر رفتید گفتید ما متوجه میشیم و دهنتون رو آسفالت میکنیم، ولی شعر تلاوت میکنن و هیچ غلطی نمیتونن بکنن)

2- اگر بیمار هستید و مدارک پزشکی هم دارید ببرید نشون بدید که رژه و نگهبانی یا هر کار سخت دیگه ای که در توانتون نیست رو انجام ندید! ما دهنمون سرویس شد اما چند نفر که مشکل داشتن کار خاصی نکردن

3-متاسفانه کیفیت غذای اونجا که ما بودیم اصلا خوب نبود و مجبور بودیم خودمون اکثر مواقع بریم چیزی بگیریم بخوریم پس توی کارتتون پول باشه و اگر هم نبود دیگه مجبورید بخورید.

4- متاسفانه همین اول خدمت متوجه میشید که بعضی ها نورچشمی هستن چون که پارتی دارن و واقعا هم کار میکنه، کسایی بودن که این دوماهی که ما آموزشی بودیم در حد 15 روز صبح اومدن و ظهر رفتن! پس اگر پارتی دارید از قبل باهاش هماهنگ کنید و استفاده کنید.

5- اگر شرایط خاصی دارید که میخواید بیافتین شهر خودتون حتما مدارکش رو همراهتون ببرید ( مثل بهزیستی، کمیته امداد و ... )

6- اصلا روی مرخصی حساب باز نکنید چون مثلا دوره ی ما اصلا بهمون مرخصی ندادن و 62 روز تمام داخل پادگان بودیم!


صحبت پایانی

در پایان اینو بهتون بگم که همه سختی ها میگذره و فقط چندتا دوست خوب براتون میمونه، همینجا از دوستانم از جمله م سلیمی، م پناه پوری، م امتیازی، ر فتاحی و ... بابت گذر این دوران و تبدیل لحظات خدمت به لحظات خوشی که با همدیگه گذروندیم تشکر میکنم.
امیدوارم به سلامتی این دوران را پشت سر بگذارید و لذت ببرید.
اگر هر سؤالی در این مورد بود، در بخش نظرات همین مطلب بپرسید، من سعی می‌کنم در اسرع وقت پاسخ بدم و یا اینکه در توییتر هم میتونید بپرسید ( Twitter: https://twitter.com/iHMahmoodi )
اگر نکاتی از جا افتاده، دوستانی که این دوران را پشت سر گذاشته‌اند، در بخش نظرات بگویند.


این مطلب اولین بار در وبلاگ من در آدرس blog.iHMahmoodi.ir منتشر شده است.
همچنین من را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.
Twitter: https://twitter.com/iHMahmoodi
Linkedin: https://www.linkedin.com/in/iHMahmoodi
Dribbble: https://dribbble.com/iHMahmoodi
Behance: https://www.behance.net/iHMahmoodi
Instagram: https://www.instagram.com/AsteriXarts