طی چند سال گذشته، طرفداران دنیای کمیک و بازیهای ابرقهرمانی روزهای سختی را پشت سر گذاشتهاند. شکستهای پیدرپی آثار پرهزینه، اتمسفر این سبک را به سمت ناامیدی برده بود؛ تا اینکه استودیو TT Games با یک شاهکار غیرمنتظره بازگشت. بازی Lego Batman: Legacy of the Dark Knight آمد تا ثابت کند برای ساخت یک اثر ابرقهرمانیِ بینقص، نیازی به فرمولهای پیچیده نیست، بلکه درک درست از شخصیت ابرقهرمان، کلید اصلی موفقیت است. این بازی با گرافیک خیرهکننده آنریل انجین ۵ و داستانی کاملاً اورجینال، نهتنها بهترین بازی لگویی از دید رسانه Screen Rant است، بلکه استانداردهای جدیدی برای بازیهای ابرقهرمانی نسل نهم تعریف میکند.

چیزی که داستان این نسخه را از تمام بازیهای پیشین استودیو TT Games متمایز میکند، رویکرد جدی، عمیق و در عین حال وفادارانه آن به منبع اقتباس است. نویسندگان بازی این بار هدف بزرگی داشتند: خلق روایتی که نهتنها طرفداران سرسخت کمیکهای دیسی را راضی کند، بلکه اتمسفر نمادین، خفقانآور و تاریک گاتهام را در قالبی خلاقانه به نمایش بگذارد. توازن میان لحن تاریکِ روانشناختیِ داستانهای بتمن و شوخطبعیِ ذاتی و نمکِ بازیهای لگو، به قدری استادانه پیاده شده که هیچگونه تضادی در ذهن مخاطب ایجاد نمیکند؛ بلکه برعکس، به روایت کشش عجیبی بخشیده است.
داستان بازی با یک مقدمه طولانی و اتمسفریک در کوهستانهای برفی آغاز میشود؛ جایی که بروس وین جوان، خسته از فساد گاتهام، به "انجمن سایهها" (League of Shadows) میپیوندد. ما در این بخش شاهد تمرینات سخت و فلسفه فکری راسالغول هستیم که تلاش میکند بروس را به یک قاتل بیرحم تبدیل کند. اما بروس با رد کردن خط قرمز آنها و امتناع از کشتن، پیوندش را با انجمن قطع کرده و با کولهباری از مهارتهای رزمی به گاتهام بازمیگردد تا به روش خودش، یعنی به عنوان شوالیه تاریکی، با جنایت مبارزه کند.
اما اوج داستان زمانی شکل میگیرد که گاتهام با یک تهدید بیسابقه روبهرو میشود. جوکر که از نقشههای تکراری خسته شده، این بار با هوش استراتژیک و قدرت بدنی سهمگین "بین" (Bane) و ثروت و نفوذ شبکه قاچاق پنگوئن متحد میشود. این اتحاد شوم، برخلاف دفعات قبل، به یک آشوب خیابانی ساده ختم نمیشود؛ آنها با از کار انداختن سیستمهای امنیتی شهر و نفوذ به تیمارستان آرکام، یک حکومت نظامی از شروران را در گاتهام پایهگذاری میکنند.
در این شرایط بحرانی، داستان وارد فاز پختگی خود میشود. بتمن که همیشه به تنهایی کار کردن عادت داشته، متوجه میشود که برای پس گرفتن شهر به کمک نیاز دارد. اینجاست که پای خانواده بتمن (Bat-Family) به میان میآید. ما شاهد ورود رابین (تیم دریک) با شور و اشتیاق جوانیاش، نایتوینگ (دیک گریسون) با تجربه و پختگیاش و بتگرل با مهارتهای هک و مهندسیاش هستیم. تقابل دیدگاههای بتمن با نایتوینگ و ترسی که بروس از دست دادن آنها دارد، لایههای روانشناختی عمیقی به داستان اضافه میکند که تا پیش از این در هیچ بازی لگویی سابقه نداشته است. هر کاراکتر انگیزه، خط داستانی و دیالوگهای منحصربهفرد خود را دارد و همین موضوع باعث شده که داستان هرگز خستهکننده نشود.

اگر فکر میکنید گیمپلی این نسخه هم همان فرمول تکراریِ "دکمه مربع را بزن و جلو برو" در بازیهای قدیمی لگو است، سخت در اشتباهید. استودیو TT Games با کوچ کردن به موتور قدرتمند آنریل انجین ۵، سیستم مبارزات بازی را به کلی کوبیده و از نو ساخته است. بازی این بار از سیستم مبارزات روان (Freeflow Combat) سهگانه آرکام الهام گرفته؛ این یعنی شما باید برای زدن ضربات، جاخالی دادن (Counter) و استفاده از گجتها زمانبندی دقیقی داشته باشید. هر چقدر کامبوی (Combo) بالاتری ثبت کنید، بتمن ضربات تمامکننده (Takedown) سینماییتر و جذابتری را با قطعات لگو پیاده میکند.
اما جادوی واقعی آنریل انجین ۵ خودش را در فیزیک تخریبپذیری و اتمسفر بازی نشان میدهد. برای اولین بار در این مجموعه، وقتی بتمن با دشمنان مبارزه میکند یا سوار بر بتموبیل (Batmobile) به در و دیوار شهر میکوبد، قطعات لگوی تشکیلدهندهٔ محیط به شکلی کاملاً طبیعی و بر اساس قوانین فیزیک از هم فرو میپاشند. سیستم نورپردازی بازی و انعکاس نورهای نئونی شهر روی آسفالت بارانخوردهٔ گاتهام، تصاویری را خلق میکند که مرز میان یک بازی فانتزی لگویی و یک اثر واقعگرایانه نسل نهمی را جابهجا کرده است.
تنوع شخصیتهای قابلبازی نیز پیوند عمیقی با گیمپلی دارد. بازی به جای شلوغ کردن بیمورد لیست کاراکترها، روی ۷ شخصیت اصلی تمرکز کرده که هر کدام گجتها، سبک مبارزه و پازلهای مخصوص به خود را دارند. برای مثال، مراحل بتگرل بیشتر روی هک کردن سیستمها و کارهای مخفیکاری تمرکز دارد، در حالی که نایتوینگ با چوبدستیهای الکتریکیاش، مبارزات سریعتر و آکروباتیکتری را ارائه میدهد. همچنین گشتوگذار در شهر گاتهام که این بار به صورت کاملاً جهانباز طراحی شده، با استفاده از بتموبیل و قلاب بتمن به قدری روان است که جذابیت بازی را دوچندان میکند.

یکی از بحثبرانگیزترین تصمیمات استودیو TT Games در بازی Lego Batman: Legacy of the Dark Knight، کاهش چشمگیر و بیسابقه تعداد شخصیتهای قابلبازی است. اگر از طرفداران قدیمی آثار لگو باشید، قطعاً عادت کردهاید که پس از اتمام هر مرحله، دهها کاراکتر فرعی و عجیبوغریب را باز کنید و یک فهرست چندصدتایی از قهرمانان و شروران داشته باشید. اما در این نسخه، سازندگان مسیر کاملاً متفاوتی را پیش گرفتهاند و در بخش داستانی، تمرکز خود را تنها روی ۷ شخصیت اصلی (بتمن، رابین، نایتوینگ، بتگرل، کتوومن، جیم گوردون و تالیا الغول) گذاشتهاند.
این تصمیم در نگاه اول ممکن است برای بسیاری از گیمرها ناامیدکننده به نظر برسد و به عنوان یک عقبگرد برای استودیو قلمداد شود؛ اما وقتی وارد عمق گیمپلی میشوید، متوجه منطق پشت این سیاست میشوید. در بازیهای قبلی، ما با صدها کاراکتر روبهرو بودیم که عملاً انیمیشنهای حرکتی و مهارتهایشان کپیپیستِ یکدیگر بود و تفاوت خاصی با هم نداشتند. اما در این بازی، سیستم "کیفیت به جای کمیت" حاکم شده است.
محدود شدن کاراکترها به سازندگان این فرصت را داده تا برای هر کدام از این ۷ شخصیت، یک درخت مهارت (Skill Tree) کاملاً اختصاصی، انیمیشنهای مبارزه منحصربهفرد، گجتهای مجزا و حتی سیستم دیالوگگوییِ ویژهای طراحی کنند. مبارزه با چوبدستیهای برقی نایتوینگ هیچ شباهتی به ضربات سنگین و گجتمحور بتمن ندارد و مخفیکاری با کتوومن، حسوحال کاملاً متفاوتی نسبت به مراحل هک و مهندسیِ بتگرل دارد. با این حال، نمیتوان کتمان کرد که حذف شخصیتهای فرعیِ محبوب کمیکهای دیسی یا عدم دسترسی به برخی ویلنها در گشتوگذار آزادانه در شهر، پتانسیل بالایی از جذابیتهای فانتزی همیشگی لگوها را سلب کرده و این موضوع بدون شک یکی از نقاط ضعف اصلی بازی برای طرفداران سرسخت این مجموعه به شمار میرود.

در نهایت، بازی Lego Batman: Legacy of the Dark Knight اثری است که با شجاعت تمام، فرمولهای سنتی و تاریخمصرفگذشتهٔ بازیهای لگویی را کنار میزند تا تجربهای مدرن و نسل نهمی خلق کند. این بازی موازنهٔ بینظیری میان یک اتمسفر جدیِ کمیکبوکی و شوخطبعیِ فانتزی ایجاد کرده است. اگرچه سازندگان در خلق چالش برای باسفایتها چندان موفق عمل نکردهاند و بازی کماکان در بخش معماها بیش از حد ساده است، اما پیشرفتهای چشمگیر آن در بخش مبارزات، گرافیک خیرهکننده و پختگی سیستم کاراکترها، ارزش تجربه این اثر را به شدت بالا برده است؛ اثری که نشان میدهد استودیو TT Games دوباره مسیر پادشاهی خود را پیدا کرده است.
- تمرکز هوشمندانه روی ۷ شخصیت اصلی به جای شلوغ کردن بیمورد بازی؛ تصمیمی که باعث شده هر قهرمان درخت مهارت، انیمیشنها و گجتهای کاملاً اختصاصی و عمیق داشته باشد.
- وفاداری بیچونوچرا به اتمسفر گاتهام: خلق روایتی اورجینال، جدی و پخته که هوشمندانه لحن کمیکبوکی بتمن را با طنز لگویی ترکیب کرده است.
- شاهکار بصری با آنریل انجین ۵: سیستم نورپردازی خیرهکننده، انعکاس فوقالعاده باران روی قطعات لگو و فیزیک تخریبپذیری بینظیر محیط.
- سیستم مبارزات دگرگونشده: الهامگیری موفق و روان از مکانیکهای ضربات و گجتهای سری «آرکام» که چالش عمیقی به اکشن بازی داده است.
- موسیقی متن اتمسفریک: قطعات موسیقی حماسی و تاریک که یادآور آثار هانس زیمر در سهگانه شوالیه تاریکی است.
- باسفایتهای ساده و بیچالش: برخلاف مبارزات معمولی، نبردهای بزرگ با شرورهای معروفی مثل بین (Bane) یا راسالغول، عمق چندانی ندارند و به شدت ساده، آسان و قابلپیشبینی طراحی شدهاند.
- پازلهای بیش از حد ساده: معماهای محیطی بازی کماکان چالش بزرگی برای گیمرهای باانگیزه و سنین بالاتر ایجاد نمیکنند.
- افت فریمهای مقطعی: مشکلات بهینهسازی جزئی و سنگین بودن موتور آنریل انجین ۵ در زمان شلوغی مبارزات و انفجار قطعات لگو.
🏅 نمره نهایی: ۹ از ۱۰
و پیشنهاد میکنم که حتما این بازی رو تجربه کنید؛ حتی اگه بالای ۴۰ سال سن دارید