خب رفقا، بالاخره بعد از سالها دوندگی، پرش از برجها، چسبیدن به هواپیما و فرارهای دیوانهوار، ایتن هانت (با بازی تام کروز) به آخر خط رسید. قسمت هشتم و احتمالا آخر مجموعه ماموریت غیرممکن با اسم پرطمطراق The Final Reckoning اومده تا هم حسابی طرفدارا رو هیجانزده کنه و هم پرونده این فرنچایز رو جمعوجور ببنده. اما سوال اصلی اینه: آیا این پایان واقعا در حد و اندازه تام کروز و کل این مجموعهست یا نه؟
از همون لحظهای که لوگوی پارامونت رو میبینیم، یه حس نوستالژیک میاد سراغمون؛ حس اینکه شاید داریم آخرین بار قهرمان محبوبمون رو روی پرده میبینیم. و خب راستشو بخواین، فیلم خیلی تلاش کرده بین ادای احترام به گذشته و ارائه یه داستان تازه تعادل بزنه.

ماجرا درست دو ماه بعد از قسمت قبلی (Dead Reckoning) شروع میشه. یه هوش مصنوعی خودآگاه به اسم «نهاد» (Entity) کنترل خیلی از سیستمهای دنیا رو به دست گرفته و حسابی بوی آخرالزمان میاد. دولت آمریکا دنبال حمله هستهایه، دشمن قدیمی دوباره پیداش میشه و وسط همه این هرجومرجها، کی باید جهان رو نجات بده؟ بله درست حدس زدی: ایتن هانت، مردی که حتی مرگم انگار ازش حساب میبره!
این بار هانت و تیمش (سایمون پگ، وینگ ریمز، هیلی اتول و بقیه) باید برن سراغ یه زیردریایی غرقشده روسی؛ جایی که همهچیز به یه بازی خطرناک بین انسان و ماشین ختم میشه.
فیلم با یه افتتاحیه طولانی آغاز میشه. برخلاف چیزی که فکر میکنی، کشدار بودن این شروع خستهکننده نیست. برعکس، کمک میکنه خیلی راحت از فضای قسمت قبل بیای داخل ماجرای جدید. مهمترین تفاوت این قسمت با Dead Reckoning همینه: قصه این بار سرراستتر و واضحتره. لازم نیست مدام تو خاطرات هفت قسمت قبلی غرق شی، هرچند که فیلم هنوزم پر از ارجاع به گذشتهست.
بزرگترین ایراد فیلم دقیقا همینه. سازندهها انگار نمیتونن دست از رجوع به گذشته بردارن. درست که بعضی فلشبکها، مخصوصا ارجاع به قسمت اول، خیلی نوستالژیک و جذابه، ولی همین وابستگی باعث میشه ریتم فیلم جاهایی از دست بره. مخاطبی که دنبال هیجان لحظهایه، شاید وسط کار حوصلهش سر بره.
اینجا میرسیم به چیزی که همه ما واسش اومدیم: صحنههای اکشن. واقعا تام کروز بعد از این همه سال هنوز میتونه ما رو غافلگیر کنه؟ جوابش یه "بله" محکم و بلند بالاست!
صحنه زیردریایی، شاهکار فیلمه. اینجا دیگه خبری از پرش از هواپیما یا آویزون شدن از برج نیست. همهچیز درباره زنده موندن و یه اشتباه کوچیک مساوی با مرگه. تنش این سکانس انقدر بالاست که ناخودآگاه نفستو حبس میکنی. اینجا تام کروز نه فقط یه قهرمان شکستناپذیر، بلکه یه آدم با تمام ترسها و محدودیتهاشه.
در کنار اون، سکانس پایانی هم یکی دیگه از برگهای برنده فیلمه. شاید به عظمت تعقیبوگریز هلیکوپتری Fallout نباشه، ولی از نظر اجرا و هیجان همچنان فوقالعادهست.
از یه طرف، فیلم از نظر بصری و فنی بینقصه. کارگردانی کریستوفر مککواری بار دیگه نشون میده چرا بهترین انتخاب برای این فرنچایزه. اکشنها چشمنوازن، موسیقی متن درست میشینه و فیلمبرداری لوکیشنهای عجیبوغریب واقعا تماشاییه.
از طرف دیگه، بخش داستانی ضعف داره. شخصیتهای منفی مثل قبل کاریزماتیک نیستن، ایده هوش مصنوعی اونطور که باید پرورش داده نشده و بعضی شخصیتهای مهم قسمتهای قبلی جاشون خالیه. همینها باعث میشه فیلم به اوجهای قبلی مجموعه نرسه.
ولی خب، اگه بگیم این پایان، خداحافظی شرافتمندانهای برای تام کروز تو نقش ایتن هانته، دروغ نگفتیم. چون در نهایت، چیزی که بیشتر از همه تو ذهن میمونه، بدلکاریهای نفسگیر و تلاش دیوونهوار کروز برای واقعی نگه داشتن اکشنهاست.
The Atlantic: "فیلم اکشنهای عالی داره ولی قصه سنگینیش سرعت رو گرفته."
San Francisco Chronicle: "یه نمایشگاه تمامعیار از دیوونگی و نبوغ تام کروز."
The Washington Post: "پایانی تلخ و تاریک برای این فرنچایز."
Pitchfork: "بیشتر از حد جدی شده، ولی هنوزم اکشنها نفسگیرن."
فیلم Mission: Impossible – The Final Reckoning شاید از نظر داستانی بینقص نباشه، ولی از نظر اکشن دقیقا همون چیزیه که طرفدارا انتظار دارن. دو سکانس بزرگ (زیردریایی و فینال) به تنهایی ارزش دیدن فیلم روی پرده سینما رو دارن.
اگه این واقعا آخرین باره که ایتن هانت رو میبینیم، باید بگیم تام کروز با شجاعت و هیجان همیشگیش صحنه رو ترک میکنه. نه بیصدا، بلکه با یه انفجار بزرگ!