فیلم «پیر پسر» ساخته اکتای براهنی، درست مثل پتکی بر دیوارهای پوسیده سنت و قدرت فرود میآید. داستانی پرکشش، پرتنش و تلخ که در خانهای سرشار از خاطرات، خشونت و حسرت روایت میشود. جایی که سه بازیگر بزرگ: حسن پورشیرازی، لیلا حاتمی و حامد بهداد هر کدام با شمایل ویژه خود، قدرت بازیگریشان را به رخ میکشند. اگر به دنبال فیلمی هستید که شما را به فکر فرو ببرد، قلبتان را بفشارد و چشمانتان را به تماشای تصویری ماندگار میخکوب کند، «پیر پسر» یکی از انتخابهای واجب شماست.

در مرکز روایت فیلم، خانوادهای بهظاهر خاموش اما آتشگرفته قرار دارد. دو پسر میانسال که در زیر سلطه پدری مستبد زندگی میکنند. پدری که فقط نفس میکشد تا تسلط داشته باشد. با ورود زنی (با بازی لیلا حاتمی) به ساختمان، تعادل موجود از هم میپاشد. عشق، شورش، هراس و در نهایت، فاجعه؛ اینها فقط کلماتی برای توصیف آن چیزیست که در ۱۹۲ دقیقه سنگین اما مسحورکننده تجربه میکنیم.
اکتای براهنی، پس از تجربه موفق «پل خواب»، در «پیر پسر» پختگی خیرهکنندهای از خود نشان میدهد. او با بردن دوربین به خانهای که بیشتر شبیه یک ذهن گرفتار است تا یک لوکیشن واقعی، داستان را بهجای روایت صرف، تبدیل به تجربهای حسی میکند. قاببندیها نفسگیر، نورپردازیها شاعرانه و سکوتها... سنگینتر از هر فریادی هستند. براهنی با هوشمندی، روایت کلاسیک خانواده در بحران را به یک تراژدی معاصر ایرانی تبدیل میکند؛ چیزی شبیه به شکسپیر، اما با لهجهای بومی.
حسن پورشیرازی در نقش پدر، تجسم خشم تاریخی است. مردی که صدایش کافی است تا دیوارها بلرزند، اما دردناکترین شکنجهاش، سکوتیست که در دلش میپروراند.
حامد بهداد، خیرهکنندهتر از همیشه، در نقش پسری که بین خشم و عشق معلق است، با میمیکها، نگاههای پراضطراب و زبان بدنش، بیش از هزار دیالوگ حرف میزند.
و لیلا حاتمی، با بازی کنترلشده و عمیقش، نماد زنیست که پا به جهنم گذاشته اما هنوز جرأت سوختن را دارد. او در میان دو برادر و پدر، مثل شعلهای لرزان، اما همچنان روشن است.
طراحی صحنه بینظیر فیلم، خانهای قدیمی و پر از جزئیات را بهگونهای تصویر میکند که خودش مثل یکی از شخصیتها عمل میکند. پنجرههایی که رو به گذشته باز میشوند، دیوارهایی که فریاد میزنند، و اتاقهایی که رازهایی تاریک در دل دارند. همه چیز با دقت طراحی شده تا حس خفگی، ترس، بیپناهی و فروپاشی را منتقل کند.
موسیقی متن فیلم، برخلاف بسیاری از آثار ایرانی که پر از ملودیهای دمدستی هستند، مینیمال و درونی است. موسیقی نمیخواهد خودش را تحمیل کند، بلکه بهدقت تنفس شخصیتها را دنبال میکند. سکوتها در این فیلم، خودِ موسیقیاند. حتی خشخش صندلی یا صدای پای پدر، گاهی از یک ارکستر کامل تأثیرگذارتر است.

فیلم در لایه پنهانش، داستان همه ماست. نسلی که زیر فشار پدرسالاری، سنتهای پوسیده و ترس از تغییر، له شده و هنوز هم در حال جنگیدن است. نسل جدیدی که شاید سکوت کند، اما آن سکوت، فریادِ خشم و بیزاریست. «پیر پسر» از پدرانی میگوید که نمیخواهند قدرت را واگذار کنند، و پسرانی که هنوز جرئت ایستادن ندارند.
🎬 منتقدان خارجی در جشنواره روتردام فیلم را ستایش کردند و آن را ترکیبی از «تراژدی یونانی» و «واقعگرایی اجتماعی ایرانی» دانستند.
🎬 برخی تماشاگران داخلی، فیلم را بیش از حد طولانی و تلخ میدانند، اما حتی منتقدان سختگیر هم نمیتوانند بازیها و فضاسازی فیلم را نادیده بگیرند.
«پیر پسر» فیلمیست که نفس شما را میگیرد، اما اجازه نمیدهد پلک بزنید. تجربهای تلخ اما ضروری از آن چیزی که شاید خودمان باشیم. یک فیلم کامل؟ شاید نه. اما یک فیلم مهم؟ قطعاً. شما میتوانید نقد فیلم پیر پسر را بصورت کامل در نشریه ایماژ بخوانید.