اول بگم که Bring Her Back نه فقط یه فیلم ترسناک معمولیه؛ بلکه یه تجربهس، یه چالش برای اعصاب و احساسات. فیلمی که بهت میگه ترس واقعی ممکنه نه از هیولا، بلکه از درونِ آدمها بیاد. اگه دنبال یه ترسناک روانشناختی هستی که برات چیزی باقی بذاره نه فقط جیغ و چند صحنه گریم، این فیلم، همونیه که باید ببینی.

داستان حول دو بچه، اندی و پایپر، بعد از مرگ ناگهانی پدرشون پیش زن مرموزی به نام لورا میرن، یه زن که خودش داره با مرگ دخترش درگیرِ سوگِ حلنشده است. لورا تصمیم میگیره بچهها رو بپذیره، ولی خیلی زود اون مهربونی ظاهریش کمرنگ میشه: سوگ، وسواس، مناسکِ فرقهای، سکوت و تاریکی—همه چیز میانِ تراژدی و ترس روانی.
یکی از نقاط قوت بزرگ Bring Her Back، اجرای سالی هاوکینز است که نقش لورا را بازی میکند. هاوکینز کاری کرده که لورا نه صرفاً یه زن شرور، بلکه یه شخصیت تراژیک باشه که در عین ترسناک بودن، درد دارد.
بیلی باراتت بهعنوان اندی و سورا وونگ بهعنوان پایپر هم با عمق نشون دادن رابطه برادر و خواهری، وزن احساسات سوگ رو حسپذیرتر کردن.
فیلم تمرکزش روی ترس روانشناختی است، نه فقط شوکهای بصری یا موجودات عجیب. صدا، نور، فضاهای خالی مثل استخرِ خشک، سایهها، و سکوتهایی که آدم رو به فکر فرو میبرن — ترکیبی ساخته شدن که داره از درونت میترسونه، نه فقط اینکه جیغ بکشی.
یکی از مهمترین چیزها تو فیلم Bring Her Back اینه که موضوع سوگ به عقب رانده نشده، بلکه در مرکز داستانه. سوگ حلنشده، تمایل به احیای گذشته، وسواس به بازگرداندن کسی که رفته - همه اینها بستر اصلی فیلم هستن. ترسِ روانشناختی وقتی کار میکنه که تو دنبال یه دلیل باشی برای اینکه چرا کابوس به وجود اومده، نه فقط برای اینکه ترست بترکه.

هیچ فیلمی کامل نیست، و Bring Her Back هم نقاط ضعف داره که اگه قبل از دیدن بدونیش، بهتر ممکنه نسبت بهش آماده باشی.
نیمه اولِ فیلم گاهی حس میکنی که داستان داره کش داده میشه. توضیحِ پسزمینهی لورا، سوگ، ورود بچهها و انتقال به خانهی جدید، همگی لازم هستن ولی گاهی تعلیق به جای اینکه زیاد بشه، کمی کشدار شده. این کاهش ضرباهنگ باعث میشه بعضی مخاطبان احساسکنن منتظرن "وقتی که ترس واقعی شروع بشه".
یه سری از جهات، داستان بعضی چیزها رو طوری جلو میبره که ممکنه برای بعضی مخاطبان سخت باشه قبولش کنن—چون فاصله بین واقعیت و نمادگرایی زیاد میشه. مثلاً وقتی حرف از مناسک فرقهای میاد یا بخشهایی که کارگردانها عمداً ابهام رو حفظ میکنن، بعضی بینندهها ممکنه بخوان جواب دقیقتر داشته باشن تا شک و شبهه.
اگر تحمل دیدن تصاویر ناراحتکننده یا صحنههای خشونتآمیز رو نداری، فیلم Bring Her Back ممکنه بعضی صحنههاش اذیتت کنن. این فیلم میخواد ناراحت کنه، خیلی هم صریح هست. این هم مثبتِش هست هم منفی، بسته به سلیقهات. البته بهتره بدونی که میتونی نقد کامل فیلم Bring Her Back رو در نشریه ایماژ هم بخونی!
یه چیزی که باید در نظر بگیری اینه که کارگردانها (Danny و Michael Philippou) قبلاً با Talk to Me موفق شدن توجه زیادی جذب کنن. Talk to Me بیشتر به ترس فوق طبیعی و شوکهای سریع متکی بود، اما Bring Her Back برعکس عمل کرده: بیشتر درام و ترس روانشناختی، برشهای آرامتر ولی عمیقتر، تأمل روی غم، وسواس، و حسِ پوچی بعد از فقدان.
چون احساسات رو با ترس ترکیب میکنه؛ نه ترسِ صرف، نه درامِ صرف، بلکه ترکیبی که گاهی آدم رو وادار به تأمل میکنه.
چون در ژانر ترسناک روانشناختی نمونهای قویست؛ کاری که خیلی از فیلمهای تجاری نمیکنن—توجه به ذهن، سوگ، شخصیت.
چون بازیگرها تأثیرگذارند، مخصوصاً سالی هاوکینز که نقش لورا رو به شکلی اجرا میکنه که هم ترسناکِ واقعی باشه هم دردِ واقعی داشته باشه.
چون بعد از دیدن فیلم، هنوز تصویرها، صداها، و احساس غمآلودش باهات میمونه، نه اینکه فرداش فراموشش کنی.
اگه تحمل صحنههای خشونت روانی و تصویری شدید نداری.
اگر دنبال فیلمی هستی پر از هیولاهای فوق طبیعی یا ترس فوری و شوک، نه تعلیقِ طولانی و اضطرابآور.
اگر دوست داری همه چیز برایت واضح باشه؛ این فیلم خیلی چیزها رو به ابهام میذاره، بعضی معماها باقی میمونن.

خب، در آخر، فیلم Bring Her Back یه فیلمیه که تو دسته بهترین آثار ترسناک روانشناختی سال قرار میگیره. شاید کامل نباشه، اما تأثیری که میذاره عمیقه. اگه دنبال یه تجربه ترسناک متفاوت میگردی، یکی که بشینه روت، نه اینکه فقط جیغ بکشی، Bring Her Back احتمالاً یکی از گزینههات باشه.