امروز از صبح تا حالا شاید بالای 20 بار قیمت طلا و دلار و چک کردم و از خالی شدن لحظه به لحظه جیبم حرص خوردم. به صدتا باعث و بانیش تو دلم فحش دادم و خلاصه پیر شدم امروزو حسابی. واقعا آینده برای هممون خیلی مبهمه. بعضیا یا بهتره بگم خیلیا مثل من هستن( اکثر مردم). ولی یه سریام برعکس من امیدوارن. البته به این شکل که میگن گرونی و سیاست و این حرفا رو بیخیال. زندگیو عشقه( حالا منطقش چیه من هنوز درک نکردم). نمیدونم میشه امیدوار بود یا امیدواری دیگه برای سن و سال و نسل ما فقط یه دروغ شیرینه. نمیدونم باید مثبت اندیش بود یا واقع بین و اصلا آیا این دوتا با هم منافات دارن یا تو یه مسیرن؟
بعضی وقتا به این فکر میکنم که اگر تو یه کشور دیگه بودم الان خوشحال بودم یا واسه یه چیزای دیگه باز ناراضی و غمگین بودم؟ نمیدونم اصلا فکر کردن به این چیزا باعث نمیشن از نظر بعضیا ضدانقلاب باشم؟ مثلا اگر از تحریما ناراحتم آیا یه آدم خائنم؟ یا اگر بگم تحریما نعمتن پشت به مردمم کردم؟ نمیدونم باید اظهار نظر کنم یا در هر صورت محکومم؟ نمیدونم آزادی چه چارچوبی داره. نمیدونم اسلام بده یا مسلمونیمون. نمیدونم مذهب خوبه یا باعث اختلاف؟ نمیدونم مسیولین کشور واقعا آدمای خوبین و خصومت آمریکا نمیزاره نتیجه کاراشونو ببینیم یا واقعا فاسدن و شرایط موجود ربطی به تحریم نداره. حتی نمیدونم آیا ترکیبی از دوتاشه یاا نه.
گاهی وضعیتی با هزار ترس و لرز در واتس اپم میزارم. ولی نمیدونم برام بد تموم میشه یا نه؟
نمیدونم ترسیدن عاقلانست یا ذلیلانه. نمیدونم برنامه خداست یا نتیجه کارای خودمونه. نمیدونم خدا روش کارش چیه؟ اونیه که اینا میگن یا اونیه که اونا میگم؟ و کلی نمیدونم های دیگه...
خفقان فکر کنم اسم شرایط موجوده. شایدم ...
شما نظرتون چیه؟ چی میشه آخرش؟ اصلا آخرش چه زمانیه؟