
تا به حال به یک قطعه چوب گردو از نزدیک نگاه کردهاید؟ نه فقط یک نگاه گذرا. منظورم این است که واقعاً به آن نگاه کنید.
در دنیای چوبها، اگر چوب راش (Beech) یک سرباز سختکوش، قابل اعتماد و همهکاره باشد، چوب گردو (Walnut) «اشرافزاده» است. یک اشرافزادهی اصیل، کمیاب و پرجذبه. و خب، اشرافزادهها هرگز ارزان به دست نمیآیند.
وقتی شما یک محصول از چوب گردو میخرید، فقط پول چوب را نمیدهید. شما در حال پرداخت هزینه برای سه چیز بسیار کمیاب هستید: زمان، هنر و کمیابی.
این مهمترین دلیل است. درخت گردو صبور است. بسیار صبور. درختان کاج یا صنوبر در عرض چند سال سر به فلک میکشند و آماده برداشت میشوند. آنها چوبهای «فستفودی» دنیای طبیعت هستند. اما درخت گردو برای رسیدن به بلوغ، برای ساختن آن چوب متراکم و آن رنگ قهوهای شکلاتی عمیق، دهها سال زمان نیاز دارد. گاهی یک عمر.
این زمان طولانی رشد، به معنای منابع محدودتر است. شما نمیتوانید گردو را به صورت انبوه «تولید» کنید؛ باید منتظر بمانید تا طبیعت کارش را انجام دهد. و زمان، همیشه گرانترین کالا بوده است.
نکتهای که بسیاری نمیدانند این است: تمام تنه درخت گردو، آن رنگ قهوهای تیره و زیبا را ندارد. هر درخت دو بخش اصلی دارد: «برونچوب» (Sapwood) که لایههای بیرونی و روشنتر است و «درونچوب» (Heartwood) که قلب تپنده و تیره درخت است.
در بسیاری از درختان، این تفاوت رنگی کم است. اما در گردو، این تفاوت فاحش است. آن رنگ قهوهای شکلاتی که همه ما عاشقش هستیم، فقط در «درونچوب» پیدا میشود که بخش بسیار کمتری از کل تنه را تشکیل میدهد. در واقع، بخش زیادی از چوب درخت گردو، آن رنگ روشن و کرمرنگ است که اغلب در تولید محصولات لوکس استفاده نمیشود.
بنابراین، وقتی شما یک قطعه گردوی تیره میخرید، شما در حال خرید کمیابترین و باارزشترین بخشِ یک درختِ کمیاب هستید.
گردو فقط یک متریال نیست؛ یک بوم نقاشی است. رگههای گردو شبیه هیچ چوب دیگری نیستند. آنها دراماتیک، مواج و پر از حرکتاند. گاهی صاف، گاهی چرخشی و گاهی پر از گرههای زیبا (Burl). این رگهها داستان زندگی درخت را روایت میکنند.
نجارها و هنرمندان عاشق کار با گردو هستند. نه فقط به خاطر زیباییاش، بلکه چون به طرز شگفتانگیزی خوشتراش است. به راحتی سنباده میخورد و به یک سطح صاف و ابریشمی میرسد. این تقاضای بالا از سوی صنعتگران و طراحان رده بالا، قیمت آن را باز هم بالاتر میبرد.
شاید «گران» کلمه درستی نباشد. یک کالای مصرفی که قیمتش بالاست، «گران» است. اما چوب گردو، یک کالای مصرفی نیست. یک میراث است. شما یک میز یا یک کاسه از چوب گردو را نمیخرید که چند سال بعد آن را دور بیندازید. شما قطعهای را میخرید که دهها سال میماند، به نسل بعد میرسد و با گذشت زمان، زیباتر هم میشود.
شما پولِ زمان، کمیابی و هنر طبیعت را میپردازید. و این، «گران» نیست؛ «باارزش» است.