پنج قدم در برخورد با مسائل سخت در تفکر طراحی

یک مساله سخت (Wicked Problem)، مساله‌ای است که حل آن‌، بدلیل نقصان، تضاد و تغییر شرایطی که تشخیص آن‌ را دشوار می‌سازد، مشکل یا غیرممکن به نظر می‌رسد. برای شناخت بهتر این مشکلات سخت و شرور ۱۰ ویژگی آن‌ها را در ادامه می‌آوریم:
۱- هیچ قاعده و فرمولی برای یک مساله سخت وجود ندارد.
۲- مسائل سخت قانونی برای توقف ندارد همانطور که هیچ راه حل نهایی برای آن‌ها وجود ندارد.
۳- راه حل‌ این مسائل درست و غلط نیست و فقط می‌تواند خوب یا بد باشد.
۴- هیچ تست سریع و فوری برای یافتن راه حل برای مساله سخت وجود ندارد.
۵- هر راه حلی برای مساله سخت، یک حمله همه‌جانبه است و جایی برای آزمون و خطا نیست.
۶- برای مشکلات سخت تعداد قابل توجهی از راه حل وجود ندارد.
۷- هر مساله سختی اساسا منحصر بفرد و خاص است.
۸- هر مساله سختی می‌تواند علامتی از یک مشکل دیگر باشد.
۹- بدلیل وجود دیدگاه‌های فردی مختلف، هر مساله سخت می‌تواند بیشتر از یک توضیح داشته باشد.
۱۰- برنامه‌ریز یا طراح هیچ حقی برای اشتباه ندارد و باید مسئولیت کار خود را قبول کند.

چطور با کمک متد اجایل و تفکر سیستمی به مقابله با مسائل سخت بپردازیم؟

می‌دانیم که تفکر سیستمی برای فهم و درک اجزاء و روابط یک مساله به ما کمک می‌کند. همینطور می‌دانیم که متد اجایل (تفکر چابک توسعه مبتنی بر تکرار و تدریج) با همکاری بین تیم‌ها و افراد در بهبود و سرعت بخشیدن به رسیدن به حل مساله به ما کمک می‌کند. در نتیجه تلفیق این دو روش و تکرار هر باره‌ی آن می‌توانیم به حل مساله نزدیک‌تر شویم.
متد اجایل یک رویکرد تکراری برای توسعه محصول هست. بنابراین یک محیط چابک و سازنده،‌ توانایی کارآمد و موثر بر نیازهای متغیر ذی‌نفعان را افزایش می‌دهد. از طرف دیگر، تفکر سیستمی، فرآیندی است برای شناختن اینکه اجزای یک سیستم چه تاثیری بر روی خود و همچنین سیستم‌های دیگر می‌گذارند.
Tom Wujec از شرکت Autodesk پیشنهاد می‌دهد که سازمان‌ها باید مسائل سخت را به گره‌ها (تکه‌های اطلاعات) و لینک‌ها (ارتباط و روابط بین گره‌ها) تقسیم کنند و از این بعد تفکر سیستمی با این مسائل روبرو شوند. تام ووجک در یک سخنرانی تد با عنوان «مشکل شرور دارید؟ اول بگویید چطور یک نان تست درست می‌کنید؟» یک مثال کامل از چگونگی برخورد یک سازمان با کمک تفکر سیستمی برای حل مشکل شرور را شرح می‌دهد. علاوه بر تفکر سیستمی، تجسم گروهی با کمک المان‌های تکرار پذیر اجایل هم موثر هستند. همانطور که تیم در حال ترکیب افکار و ایده‌های همدیگرند، پل میان راه‌ حل‌های موجود و دور بعدی تکرار که از بازخورد نظرات کاربران و ذی‌نفعان به دست آمده، در حال ساخته شدن هست.

حال اجازه دهید این پروسه را به ۵ قدم مشخص تقسیم کنیم:

  • در هم شکستن اطلاعات به گره‌ها (تکه‌های اطلاعات که می‌تواند به سه بخش اشیاء، افراد و مفاهیم تقسیم شوند) و لینک‌ها (ارتباط و روابط بین گره‌ها) که باعث مشخص شدن مدل‌های ذهنی خصوصی افراد نسبت به واقعیات خارجی می‌شود. Jay Wright Forrester، پیشگام مهندسی کامپیوتر معتقد است: «تصویر جهان اطراف ما که در سرمان نگه می‌داریم فقط یک مدل است. هیچ کس در سرش تمام دنیا، دولت‌ها یا کشورها را تصور نمی‌کند. او فقط مفاهیم و روابط بین آنها را انتخاب و از آنها برای نشان دادن سیستم واقعی استفاده می‌کند».
  • تجسم اطلاعات. طراحی و قرار دادن اطلاعات در یک محیط فیزیکی به خود شما و افراد تیم کمک می‌کند تا کنترل سیستم را در دست گرفته و همچنین روابط داخلی آن‌ها را درک کنید.
  • همکاری ذی‌نفعان در پروسه. اشتراک مدل ذهنی خودتان به بقیه افراد کمک می‌کند تا ایده‌هایشان را بر اساس مدل شما و یا برعکسش بنا کنند. همچنین طراحی و نقاشی فیزیکی و دسته‌بندی یادداشت‌ها برای ایجاد مدل‌های مختلف سیستم، رسیدن به چند نقطه نظر واحد را برای تیم ممکن می‌کند.
  • انتشار سریع راه‌حل‌ها برای رسیدن به بازخورد. بازخوردهای مثبت خودمانی ما را به پاسخ درست نمی‌رساند. هر چه که از کاربران و ذی‌نفعان بازخورد بیشتری جمع ‌کنیم به قدم بعدی نزدیک‌تر میشویم.
  • تکرار کردن. با هر بار تکرار کردن پروسه شما و تیم فرصتی برای استفاده از بازخوردها و اعمال تغییرات لازم برای بهبود راه حل پیدا خواهید کرد.

یک انقلاب بصری در حال رخ دادن است. همانطور که سازمان‌های بسیاری مسائل سخت خودشان را با ترسیم گروهی حل می‌کنند. به نظر می‌رسد کسانی که جهان اطراف خودشان را بصورت گره و پیوندهای قابل حرکت می‌بینند موفق‌تر هستند. و این کار واقعا ساده است. با یک سوال شروع می‌کنید، گره‌ها را کنار هم جمع می‌کنید، گره‌ها را اصلاح می‌کنید، اصلاح کردن را چندین بار تکرار می‌کنید، الگوها نمایان و مساله برای گروه واضح شده و به راه حل می‌رسید. این عمل ساده مصور کردن و تکرار چندباره آن چند خروجی قابل توجه به وجود می‌آورد. یک مورد حیاتی اینکه جنبه مهم این کار گفت و شنود هست نه فقط خود مدل که به دست می‌آید. یک مثال عملی بیاوریم. شرکت Rodale یک موسسه انتشاراتی بزرگ است که یکی از سال‌ها پول زیادی را از دست داد. تیم اجرایی آن‌ها تصمیم گرفت به مدت ۳ روز تمام فعالیت‌های شرکت را ترسیم کند و چیزی که جالب است بعد از مصور کردن تمام فرآیندهای کسب و کار و تکرار این پروسه، آن‌ها ۵۰ میلیون دلار از درآمدشان را بازیابی کرده و رتبه شان بین مشتریان ارتقاء یافت.

خلاصه کلام

دانستن اینکه تفکر سیستمی و متد اجایل چقدر می‌تواند ما را در حل مسائل سخت و بدجنس کمک کند مهم است. ما باید این پروسه و تکرار آن رو تمرین کنیم و این تجربه را در اختیار بقیه قرار دهیم. ۵ قدم برای مقابله با مسائل سخت را به یاد داشته باشید: تقسیم اطلاعات به گره‌ها و لینک‌ها. ترسیم اطلاعات بصورت فیزیکی. مشارکت دادن ذی‌نفعان در پروسه. انتشار راه حل‌ها برای گرفتن بازخوردها. تکرار و تکرار.
منبع اول - منبع دوم


این اولین یادداشت من در سایت ویرگول است. اینکه چرا تصمیم گرفتم علی‌رغم وجود وبلاگ شخصی در ویرگول بنویسم دلایل زیادی دارد که مهم‌ترین اش گردهمایی نویسندگان در یک مجموعه و ابزارهای آسان و کاربردی و از طرفی کمک به رشد یک استارت‌آپ (مشابه Medium) خوش آینده است.

من محسن حسینیان طراح رابط و تجربه کاربری هستم.
می‌تونید منو در توییتر، لینکدین، دریبل، تلگرام و جیمیل پیدا کنید.