دقیقا ۲۰ روز از زمانی که آخرین سنگر آزادی را از دست دادیم میگذرد. اینترنت صرفا سرگرمی، منبع درآمد یا راه ارتباطی ما با اطرافیانمان نبود. شروع کار با آن یک نوار جستجوی سفید و ساده است؛ اما پایانش؟ از هرچیزی که دل تنگتان در آن کادر نوشته بود نشأت میگرفت؛ بیآنکه ترس از قضاوت یا .. شما را دنبال کند. اینترنت به هویت سرکوبشده در دنیای حقیقی جانی تاره میبخشید تا در دنیای مجازی شانس خودش را امتحان کند. اما در این دوسوم ماه که اجبارا به زندگی فیزیکی دیپورت شدهایم، دردی که از آن فرار کرده بودیم برایمان تداعی میشود. آن جنس از درد روانی که هیچ خروجی جز رنج بیشتر بهدنبال ندارد.
اکنون وقتی دنیای حقیقی شما را طرد کند؛ ممکن است دیگر همدمی نداشته باشید. شورای امنیت کشور متحد فکری میخواهد، اینترنت را دارد به سمتوسویی میبرد که حریم شخصی افراد در آن بیمعناست. شاید بتوانید آزادانه سخن بگویید یا آزادانه سرچ کنید، اما آزادانه پاسخ نمیگیرید. از سوی دیگر پلیس برای تحریم رسانههای اجتماعی خارجی پویش بهراه انداخته است؛ درحالی که ماهیت پویش این است که مردم با اختیار خود در آن شرکت میکنند – نه اینکه شرکت داده شوند. در این بین، گفتارهای متناقض و وعدههای دروغ نیز سهم خودشان را دارند. کردار تصمیمگیرندگان، امنیت مردم را در بستن دهان آنها میبیند؛ بهطوری که نه حرفی از آن خارج شود و نه لقمهای به آن وارد. خلاصه و مفید، اگر امنیت فردی میخواهید باید امنیت روانی، اجتماعی و اقتصادی را رها کرده و در چهارچوب تعیینشده فعالیت کنید. گویی این شورا برای نوع خاصی از امنیت میجنگد که مردم با سود آن غریبه هستند.
چنین تصمیماتی که اکنون شاهرگ جریان آزاد اطلاعات را هدف گرفته است، مردمسالاری را به کشتن میدهد. استقلال سیاسی که مهمترین دستآورد آن خودرأیی مردم فرض شده بود، حال به مردمان بیرون میگوید در امورات داخلی دخالت نکنید و به مردمان داخل نیز (حقیقتا خندهآور) همین را میگوید. بنابراین مردمی که از فروپاشی اقتصاد، نحوه مدیریت کشور و یا هرچیز دیگری ناراضی هستند، حق سردادن نالهای از روی اعتراض نخواهند داشت؛ چرا که روح شورای امنیت ملی هرلحظه در هراس است مبادا امنیت ایران با حرفهای خود مردم ایران بهخطر افتد. همانطور که با هر ناآرامی اولین قربانی اینترنت است، این شورا نمیرود ریشه مشکلات مردم را شناسایی کرده و یقه آنان را بگیرد که با ناکارآمدی و موضعگیری نادرست کشور را به فنا دادهاند، بلکه عدالت او ایجاب کرده یقه مردم ستمدیده را بگیرد.
از شما چه پنهان، همه میدانیم قیمت دلار ۱۸ دیماه پس از سه هفته علیرغم فشار بانک مرکزی تغییر نکرده است؛ چه بسا اجناس گرانتر هم شدهاند. میدانیم نوشتن و سخنگفتن همواره با ترس از محاکمه همراه است. و میدانیم مسئولینی که پلیس را واداشته تا به مردم بگوید «به خانه بروید؛ همهچیز درست میشود» اکنون گزارشی به مردم روا نداشتهاند که برای اقتصاد همچنان درحال فروپاشی یا اینترنت همچنان درحال خاموشی چه کردهاند. در عوض، اکنون که امنیت مدنظرشان با کشتهشدن سپهر و هزاران نفر دیگر تأمین شده، شورای امنیت کماکان سرکوب صدای مردم را راهحل میداند؛ زیرا قوه قضاییه هنوز جلوی فهرست اعدامیهایش تیک نزده و فشارهای بیشتر از سوی جامعه جهانی میتواند مانع تحقق این امر شود. با نشاندن آزادی، تنها فساد برخاسته است؛ تجربهای که در سالیان طولانی مقامات ما طعم سردوگرم آن را چشیدهاند.
پس از نو میگویم. اینترنت نهتنها سرگرمی، منبع درآمد و راه ارتباطی، بلکه تنها جایی است که یک ایرانی میتواند صدای خود را آزاد کرده و رواناش را التیام دهد. اگر این حق بدیهی را شورای امنیت یا هر احدالناس دیگری از مردم دریغ کند، تنها تناقض است که از اسم جمهوری آغشته به خون ایران باقی میماند. با قطع اینترنت ضربان آزادی متوقف شده و نبض خودکامگی قوت میگیرد. مردم ایران نهفقط اینکه اینترنت دستان ننگین استبداد را از بانوان ایران قطع کرد، بلکه بهمراتب بیشتر را بهیاد دارند. گمان نکنید اینترنت چیزی است که فراموش میشود. ما هم ملت هند، چین یا کره شمالی نیستیم.
خطاب به شورای امنیت، اگر در این خاموشی دیجیتال ۲۰ روزه صدایی بهگوش نمیرسد به این معنا نیست که صدایی وجود ندارد. هم صداها، هم اشکها و هم خونهای ریختهشده وجود دارند و هیچزمان ولکنتان نخواهند بود.