سنگِ عدالت

در این نوشتار میخواهم "سنگ عدالت را به سینه بزنم.


سنگ مردمی که اعتقادات خود را در این آشفته بازار گرانی و تورم حفظ میکنند ، در حالیکه نه از مکنت و ثروت خاصی بهره مند هستند و نه از قدرت و دولت بهره ای دارند.


سنگ جوانان این مملکت که باید برای پیشرفت و اعتلای جایگاه شغلی و منزلت اجتماعی خود در این اوضاع ، برنامه ریزی نمایند ، هدف پی ریزی نموده و برای رسیدن به هدف تلاش نمایند. آن هم در شرایط اقتصادی امروز که "درجازدن" حکم مدال طلای المپیک را دارد.

اما هرگز سنگ افرادی ( از طبقات مردم و اقشار مردم) که اعتقادات دینی و اسلامی خود را به خاطر شرایط بد اقتصادی کنونی از دست داده اند و به قول خودشان "لاییک شده اند" یا "من دیگه تصمیم گرفتم لاییک شوم" را به سینه نمیزنم.

زیرا این عده فکر میکنند که فقط آنها دارند با این شرایط بد و سخت اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند.

فکر میکنند که اگر شرایط اقتصادی بد و سخت شد ، فقط فقط مسئولین مقصر هستند.

اینها نمی دانند که اگر "شب فرابرسد" برای همه شب فرارسیده است.

اینها نمیدانند که مسئولی که اختلاس میکند یا بی تدبیری میکند ، قبل از این که عنوان "مسئول" را داشته باشد ، از "مردم" بوده است.


همین بی اعتقادی ها است که باعث این همه مشکل شده است.

همین "لاییک شدنها است" که باعث میشود شخصی میلیاردها تومان از مال بیت المال را چپاول کند و خیالش هم نباشد و "مفسد اقتصادی" نام گیرد ، چه دستش رو شود و در محاکم قضایی به فساد او رسیدگی بشود یا نشود.


در پایان با طرح چند سوال ذهن افرادی را که در این اوضاع کنونی اقتصاد کشور ، دست از آرمانها و اعتقادات خود برداشته اند ، به چالش میکشم و آن این که :


اوضاع کنونی به نظر شما سخت تر و بحرانی تر است یا اوایل انقلاب که هم تحریم بود ، هم ترور شخصیتهای انقلابی بود و هم جنگ بود ؟

چرا اکنون بازار "لاییک شدن بعضی ها" داغ تر است ؟

و به نظر شما اگر همان جوانهایی که از تمام آرزوها و آمال خود دست کشیدند و به استقبال شهادت در جبهه های جنگ رفتند اگر مثل من و تو، بی اعتقاد بودند یا بی اعتقاد میشدند ، ناموس من و تو در چنگال حزب بعث گرفتار نمی شد؟

منبع : [email protected]