نگاهی به مفهوم اینترنت کاملاً غیرمتمرکز و نقش فناوری بلاک‌چین در آن

اینترنت در دهه ۸۰ میلادی به‌عنوان یک شبکه غیرمتمرکز معرفی شد اما به‌مرور زمان شرکت‌هایی مثل گوگل و آمازون با توسعه‌طلبی عدم تمرکز اینترنت را از بین بردند.

اینترنت را به‌عنوان بزرگ‌ترین سیستم غیرمتمرکز جهان می‌شناختیم اما این روزها اینترنتی که از دل سازمان‌های نظامی آمریکا در آمد بیشتر به ابزاری در دست غول‌های سیلیکون ولی تبدیل‌شده که می‌توانند هر طوری که دوست دارند و به هر منظوری که می‌خواهند از آن استفاده کنند.
گوگل که با خلاقیت لری پیچ و سرگی برین از گاراژ خانه‌ای در منلوپارک کالیفرنیا حیاتش را شروع کرد، حالا به‌قدری بزرگ‌شده که سایه‌اش بر روی سرخود شبکه اینترنت هم سنگینی می‌کند.
آمازون و فیسبوک و سایر شرکت‌های بزرگ فناوری هم هرکدام سهمی از شبکه به‌ظاهر غیرمتمرکز اینترنت را تصاحب کرده و در کنار ارائه خدمات از آن کسب درآمد هم می‌کنند.
اما کاربران از وضعیت فعلی چندان هم راضی نیستند. آن‌ها معتقدند این چیزی نبود که در ابتدای دهه ۸۰ میلادی فکر می‌کردیم باید اتفاق بیفتد. این اینترنتی نبود که انتظار داشتیم طلیعه‌دار عصر جدیدی در تاریخ بشریت باشد. در واقع انتقاد آن‌ها از این است که چرا باید مجبور باشیم در اینترنت، محرمانگی را فدای راحتی کنیم؟
و این پرسش بزرگی است که ظاهراً اختراع ساتوشی ناکاموتو، بیت‌کوین و زیرساخت آن فناوری بلاک‌چین می‌توانند به آن جواب دهند.
در این نوشته از آی‌آر بلاک‌چین ضمن بررسی ارتباط بین ساختار بلاک‌چین و اینترنت کاملاً غیرمتمرکز سعی می‌کنیم چالش‌ها و دشواری‌ها، تلاش‌ها و موفقیت‌های متخصصان بلاک‌چین در ایجاد یک اینترنت کاملاً غیرمتمرکز را برای شما بازگو کنیم.

فناوری زنجیره‌بلوک (بلاک‌چین) و اینترنت غیرمتمرکز

شبکه اینترنت مجموعه‌ای از رایانه‌های به هم متصل است. سیستمی است که هیچ مالکی ندارد و هیچ شرکت یا سازمانی نسبت به آن ادعای مالکیت نمی‌کند. در این ساختار هرکسی می‌تواند به اینترنت متصل شود و در نقش یک تولید یا مصرف‌کننده از آن استفاده کند. همین ویژگی‌ها باعث شده تا این شبکه ارتباطی در سال‌های اولیه رشد چشمگیری را تجربه کند.
اما همه این‌ها تا قبل از این بود که غول‌هایی مثل گوگل، آمازون، فیسبوک و … در دره سیلیکون سبز شوند.
گزارشی از بنیاد موزیلا در سال ۲۰۱۸ نشان می‌دهد اکنون گوگل مقصد ۹۰ درصد تمام جستجوهای اینترنتی در تمام دستگاه‌ها است. علاوه بر اینکه محصولات اندرویدی گوگل همراه با مرورگر کروم از محبوب‌ترین‌ها بین کاربران هستند.
این سلطه جهانی گوگل یعنی میلیون‌ها نفر گوگل را مساوی با اینترنت می‌دانند. آن‌ها از خدمات گوگل در دستگاه‌های تولیدی گوگل استفاده می‌کنند و بعد خلاقیت‌های‌شان را در سرورهای ابری گوگل ذخیره می‌کنند. بنابراین گوگل خیلی راحت می‌تواند به رفتارهای اطلاعاتی این افراد اعم از تولید، انتشار، توزیع، اشاعه و … شکل دهد و حتی از داده‌های حاصل از رفتارهای آن‌ها سو استفاده کند.
این رسوایی همین‌الان دامن فیسبوک به‌عنوان بزرگ‌ترین شبکه اجتماعی دنیا را گرفته است.

زاکربرگ در سال جاری چندین بار به کنگره آمریکا دعوت‌شده تا درباره احتمال فروش اطلاعات کاربران فیسبوک به شرکت‌های دیگر پاسخگو باشد.
آمازون هم به خاطر رویه‌های تجاری و استفاده از اطلاعات مربوط به عادات خرید مشتریان این سایت اینترنتی دائماً موردانتقاد است.
اگر اسامی همچون اینستاگرام، واتس‌اپ،‌ تلگرام، اسنپ‌چت، تانگو و … را به این لیست اضافه کنید می‌بینید که شبکه اینترنت از حالت عدم تمرکز اولیه خارج‌شده و هرروز بیشتر به سمت تمرکزگرایی پیش می‌رود.

بیت‌کوین بهانه بود، بلاک‌چین نشانه بود!

بیت‌کوین که توسط فرد یا گروهی با نام ساتوشی ناکاموتو (همچنان با هویت ناشناس) در سال ۲۰۰۹ اختراع شد با فراز و فرودهای بسیار از ۲۰۱۷ میلادی وارد فاز محبوبیت و شناخت همگانی شد.
اما بیت‌کوین فقط یک رمزارز است، سیستمی برای انتقال و پرداخت وجه به‌صورت الکترونیکی بدون نیاز به واسطه‌ها. بیت‌کوین فقط یکی از کاربردهای فناوری زنجیره‌بلوک است در حالی که از معماری این فناوری می‌توان برای ایجاد و بهبود خیلی دیگر از محصولات فناورانه فعلی بهره برد.
به عبارت نه‌چندان فنی، بلاک‌چین مثل یک دفترکل (مفهومی که در حسابداری وجود دارد) عمل می‌کند و کارکردهای شبیه به آن دارد با این تفاوت که به‌صورت غیرمتمرکز برای همه قابل‌مشاهده است و هر تغییری در آن نیاز به اجماع همه دارد.

هیچ سازمان مرکزی نمی‌تواند این دفترکل را کنترل یا دست‌کاری کند. چنین ظرفیتی باعث شده تا هرروز شاهد نوآوری‌های مختلفی مثل رسانه‌های غیرمتمرکز، بیمارستان‌های غیرمتمرکز، پلتفرم‌های کاریابی غیرمتمرکز، سرویس‌های حمل‌ونقل غیرمتمرکز و … باشیم. اما آیا می‌توان با کمک فناوری زنجیره‌بلوک بستر همه این تغییرات یعنی اینترنت را به شکل غیرمتمرکز درآورد یا خیر؟

تمرکز زدایی از نظارت

بحث نظارت را می‌توانیم با سیستم نام دامنه‌ها (DNS) آغاز کنیم. عملکرد این سیستم شبیه به یک دفترچه تلفن اینترنتی است که آدرس‌های شناسایی عددی (IP) را به آدرس‌های حرفی (URL) قابل‌خواندن تبدیل می‌کند. اما اشکال در اینجاست که این‌یک فرایند مرکزی و آسیب‌پذیر در برابر نظارت و سانسور است.
یکی از بزرگ‌ترین سرورهای DNS توسط گوگل اداره می‌شود. فراهم‌کنندگان خدمات اینترنتی از دیگر گروه‌هایی هستند که سرورهای DNS را در اختیاردارند. به این ترتیب هر زمان شما آدرس یک سایت را در مرورگر وارد کنید، آن آدرس به یکی از همین سرورهای DNS فرستاده خواهد شد و بعد نسخه‌ای از درخواست شما ثبت می‌شود که شامل آدرس IP و آدرس سایتی که می‌خواهید از آن بازدید کنید است.
اما اگر دولت‌ها تصمیم بگیرند که شهروندان امکان دسترسی به بعضی از سایت‌ها را نداشته باشند این کار از طریق دسترسی و دستکاری در همین سرورهای DNS انجام می‌گیرد.
متخصصان فناوری زنجیره‌بلوک در پاسخ به این تهدید پروژه رمزارزی Namecoin را راه‌اندازی کردند که وظیفه آن ذخیره‌سازی داده‌ها بر روی زنجیره‌بلوک باهدف ایجاد جایگزینی برای سیستم DNS است. اما به‌جای دامنه‌های شناخته‌شده کام یا نت از دامنه بیت (.bit) استفاده خواهد شد.
این آدرس‌ها بر روی شبکه زنجیره‌بلوک Namecoin ذخیره می‌شوند بنابراین همه اعضا به همه آدرس‌ها دسترسی دارند.

با استفاده از این ابتکار بلاک‌چینی که عمومی و دائمی است دولت‌ها و مؤسسات سانسور کننده قادر به انجام DNS poisoning یا همان تغییر عمدی IP سایت درخواستی از طرف کاربر نیستند. به‌علاوه امکان ثبت سوابق جستجوی شما در اینترنت در یک سیستم مرکزی از بین می‌رود که باعث افزایش امنیت و حریم خصوصی می‌شود.
در لایه‌ای دیگری از اینترنت شبکه‌های اجتماعی وجود دارند که مردم با تمایل وحشتناکی روزانه چندین ساعت را صرف استفاده از آن می‌کنند.
فیسبوک به‌عنوان پرچم‌دار شبکه‌های اجتماعی همراه با اینستاگرام و واتس‌اپ چند صد میلیون کاربر دارند اما هنوز هیچ‌گونه اطمینانی بابت امنیت به کاربران نمی‌دهند.
خوشبختانه فناوری زنجیره‌بلوک در این بخش هم توانسته دستاوردهایی داشته باشد. مثلاً Mastodon جایگزین غیرمتمرکز توییتر است که توسط گروهی از اپراتورها در سرورهای مختلفی اجرا می‌شود یا Diaspora جایگزین غیرمتمرکز فیسبوک است که توانسته به کاربران اطمینان دهد که داده‌های آن‌ها فقط در اختیار خودشان قرار دارد و توسط هیچ شبکه اجتماعی مرکزی تحت نظارت یا مورد سو استفاده قرار نمی‌گیرد.

پاداش به توسعه‌دهندگان نرم‌افزارهای منبع‌باز

پروژه‌های منبع باز بخش گسترده‌ای از استخوان‌بندی اینترنت را شکل می‌دهند با این حال توسعه‌دهندگان این پروژه‌ها بیشتر مواقع به شکل داوطلبانه کار می‌کنند و مشوق‌های مالی ندارند.
اما بنیاد موزیلا پروژه‌ای با عنوان BugMark راه‌اندازی کرده که مثل یک بازار معاملات آتی عمل می‌کند و به توسعه‌دهندگانی که احتمال وجود باگ در برنامه‌های منبع باز را تشخیص دهند اتریوم پاداش می‌دهد.
با این ابتکار مبتنی بر بلاک‌چین بدنه منبع باز اینترنت حفظ می‌شود و ما می‌توانیم به توسعه قوی‌تر و جدی‌تر برنامه‌های منبع باز تحت وب امیدواریم باشیم.

آیا برای حرکت دوباره به سمت عدم‌تمرکز حاضرید؟

اگرچه استفاده از اینترنت این روزها آسان‌تر از همیشه شده و نرخ دسترسی به آن افزایش‌یافته است اما در پشت‌صحنه اتفاقات تلخی رخ‌داده است.
گوگل ۹۰ درصد از اطلاعات جستجوهای ما را در اختیار دارد، فیسبوک داده‌های شخصی، علاقه‌مندی‌ها و کامنت‌های ما را به شرکت‌های تجاری فروخته است و آمازون با سیاست‌های تجاری‌اش حقوق ما را نادیده گرفته است.

در نتیجه می‌توان گفت که جریان اینترنت از زمان ظهور تاکنون دچار نوعی از انحراف معیار شده و به‌جای رسیدن به عدم تمرکز واقعی به سمت عدم تمرکز صوری می‌رود.
اما فناوری بلاک‌چین به‌عنوان زیرساخت بیت‌کوین و خیلی دیگر از رمزارزها بار دیگر این امیدواری را به وجود آورده که بتوانیم اینترنت را از غول‌هایش پس بگیریم و آن را در مسیری قرار دهیم که از همان ابتدا قرار بود طی کند.

https://www.makeuseof.com/tag/decentralized-internet-blockchain/