باز امد به هوایت ،شب یلدا امشب
خانه زیبا شده جای تو کنارم خالی
رنگ پاییز،به زردی زده با این دوری
محو رویای تو ام با گل روی قالی
باد با خش خش خود آمده بی صبرانه
عطرپاییز به اطراف خیابان مانده
با قدم های تو آواز قناری خوش هست
دردلم عشق رسیدن به بهاران مانده
دست تقدیر زمان در همه جا رنگی زد
من که گل های تو را در کف دستم دیدم
رنگ قرمز به رگم تیغ وفاداری زد
شعر خود را به تو با جان ودلم بخشیدم
شاعر: معصومه گنجی

