اگر سالهاست با اختلالات روانشناختی یا عصبی دستوپنجه نرم میکنید و داروها دیگر اثری ندارند، احتمالاً نام تحریک مغناطیسی مغز یا rTMS به گوشتان خورده است. این تکنیک غیرتهاجمی، بدون نیاز به جراحی یا بیهوشی، مستقیماً بر مدارهای عصبی مغز تأثیر میگذارد و امید تازهای برای بازگرداندن تعادل از دسترفته است.
از سال ۲۰۰۸ که سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) آن را برای افسردگی مقاوم تأیید کرد، مسیر درمان بسیاری از بیماران در سراسر جهان تغییر کرد. در این مطلب، نه از موضع یک کتاب خشک پزشکی، بلکه به زبان خودمانی و با نگاهی عمیق به تجربیات بالینی، شما را با جنبههای مختلف این درمان آشنا میکنیم. هدفم این است که قبل از تصمیمگیری، تمام اطلاعات لازم را در اختیار داشته باشید.
فکر کنید مغز شما یک شبکهی پیچیده از سیمهای الکتریکی است که گاهی برخی مسیرها بیشازحد فعال یا کمکار میشوند. تحریک مغناطیسی مکرر جمجمهای یا rTMS، با ارسال پالسهای مغناطیسی متمرکز و کنترلشده، این مسیرها را به آرامی «بازتنظیم» میکند. این پالسها بدون درد، از جمجمه عبور کرده و جریانهای الکتریکی کوچکی در ناحیه هدف ایجاد میکنند.
این جریانها فعالیت نورونها را تغییر میدهند و به مرور، الگوی ارتباطی مغز را اصلاح میکنند. جالب است بدانید این فرآیند شبیه مکانیسم «انعطافپذیری عصبی» مغز است؛ یعنی همان قابلیتی که باعث یادگیری و سازگاری میشود. در یک کلینیک مجهز، پارامترهای درمان برای هر فرد بهطور دقیق و بر اساس شرایط خاص او تنظیم میشود.
توسعه این روش به دهه ۸۰ میلادی بازمیگردد، اما امروزه پروتکلهای آن کاملاً استاندارد و مبتنی بر شواهد قوی است. برای مثال، در درمان افسردگی معمولاً ناحیه خاصی در قشر پیشپیشانی چپ مغز تحریک میشود تا فعالیت آن افزایش یابد. آمارها نشان میدهند حدود نیمی از افرادی که به داروهای متعدد پاسخ ندادهاند، پس از این درمان بهبود معناداری را تجربه میکنند. این رقم، در دنیای پزشکی، یک دستاورد قابلتوجه محسوب میشود.
اصل ماجرا اینجاست؛ rTMS تنها یک تحریک موقت نیست! این روش با القای پدیدهای به نام نوروپلاستیسیتی، تغییرات پایداری در سیناپسها (محل ارتباط نورونها) ایجاد میکند. در اختلالاتی مانند افسردگی، اغلب فعالیت برخی مناطق مغزی کاهش یافته است. پالسهای مکرر با فرکانس مناسب، این کمکاری را جبران میکنند. تحقیقات جدیدتر نشان میدهند این درمان حتی میتواند فاکتورهای رشد عصبی را افزایش و التهاب مغزی را کاهش دهد. یعنی علاوه بر تنظیم فعالیت الکتریکی، محیط مغز را برای ترمیم و بهبود، آمادهتر میکند.
کاربرد rTMS فراتر از یک اختلال خاص است. این روش ابتدا برای افسردگی مقاوم معرفی شد، اما حالا دامنهی نفوذش وسعت یافته است. امروزه به عنوان یک درمان مکمل قدرتمند برای مواردی که درمانهای کلاسیک جواب ندادهاند، پیشنهاد میشود.
برای بسیاری، افسردگی یک مبارزه طولانی و خستهکننده است. اگر حداقل به دو دوره درمان دارویی استاندارد پاسخ مناسبی ندادهاید، احتمالاً اصطلاح «مقاوم به درمان» در پروندهتان ثبت شده است. در این نقطه، rTMS به عنوان یک خط درمانی غیردارویی مطرح میشود. مطالعات بالینی گسترده نشان میدهند حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد از این بیماران پس از یک دوره کامل، به «رَمیشن» یا بهبودی پایدار میرسند. این یعنی نه تنها علائم کم میشوند، بلکه کیفیت زندگی به شکل ملموسی بهتر میشود.
وسواس، زندانی از افکار تکراری و رفتارهای اجباری است! rTMS با هدف قرار دادن مدارهای عصبی عمیقتری که در این اختلال نقش دارند (مثل قشر اوربیتوفرونتال)، به کاهش قدرت این چرخه معیوب کمک میکند. معمولاً این درمان در کنار رواندرمانی رفتاری-شناختی نتایج بهتری دارد و برای کسانی که زندگیشان زیر سلطه وسواس است، پنجرهای جدید به سوی آرامش میگشاید.
اضطراب فراگیر، حملات پانیک یا حتی اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) میتوانند با rTMS هدف قرار گیرند. این روش با تعدیل فعالیت نواحی مانند آمیگدال و قشر پیشپیشانی که مراکز پردازش ترس و هیجان هستند، به کاهش حالت «تهدید دائمی» ذهن کمک میکند. برای کسانی که از عوارض داروهای آرامبخش خسته شدهاند، rTMS میتواند یک جایگزین ایمنتر و متمرکزتر باشد.
یکی از کاربردهای امیدبخش rTMS، در حوزه نورولوژی است. پس از سکته، برخی مسیرهای حرکتی مغز آسیب میبینند. با تحریک هدفمند ناحیه حرکتی سالم یا مهار ناحیه مقابل، میتوان به بازآموزی مغز و بهبود عملکرد حرکتی اندام فلج شده سرعت بخشید. وقتی این روش در کنار فیزیوتراپی منظم قرار میگیرد، نتایج اغلب چشمگیرتر است.
علاوه بر موارد بالا که گفته شد، ار تی ام اس در حوزه های دیگری نیز به کار گرفته می شود که برخی از آنها عبارتند از:
1. میگرن مزمن؛ کاهش فراوانی و شدت حملات سردرد.
2. کاهش ولع در اعتیاد؛ با تأثیر بر مدار پاداش مغز.
3. کمک به بهبود علائم پارکینسون؛ مانند کاهش سفتی عضلات.
4. مدیریت دردهای مزمن نوروپاتیک
5. بهبود اختلالات خواب مرتبط با فعالیت نامتعادل مغز.
درمان معمولاً به صورت سرپایی و بدون نیاز به بستری انجام میشود. اما قبل از شروع، یک فرآیند ارزیابی دقیق ضروری است. این فرآیند شامل مصاحبه تشخیصی کامل، بررسی سوابق پزشکی و گاهی تصویربرداری مغزی است. همچنین هرگونه جسم فلزی در ناحیه سر و گردن (مانند ایمپلنت، کلیپس آنوریسم) و سابقه تشنج به دقت بررسی میشود.
شما روی یک صندلی راحت مینشینید، هوشیار و بدون نیاز به آرامبخش. متخصص پس از تعیین نقطه دقیق روی جمجمه و محاسبه شدت تحریک مناسب (بر اساس آستانه حرکتی شما)، کویل دستگاه را در آن ناحیه قرار میدهد. با شروع کار دستگاه، شما صدایی شبیه کلیک و احتمالاً ضربهای خفیف روی پوست سر احساس میکنید. یک جلسه معمول بین ۲۰ تا ۴۰ دقیقه طول میکشد. پس از آن، میتوانید بلافاصله فعالیتهای روزمره خود را از سر بگیرید، اگرچه ممکن است کمی احساس سبکی سر یا سردرد خفیف داشته باشید که معمولاً زودگذر است.
همه نمیتوانند از rTMS نتیجه بگیرند؛ موفقیت این درمان بیش از هر چیز به این بستگی دارد که آیا واقعاً گزینه مناسبی برای آن هستید یا نه. معمولاً این مسیر برای کسانی پیشنهاد میشود که درمانهای مرسوم برایشان جواب نداده و از نظر سلامتی کلی، وضعیت با ثباتی دارند.
به زبان ساده، rTMS ممکن است انتخاب خوبی برای این گروهها باشد:
· مبتلایان به افسردگی عمده مقاوم به درمان.
· افراد مبتلا به وسواس یا اختلالات اضطرابی که به درمانهای رایج پاسخ کافی ندادهاند.
· بیماران مبتلا به میگرن مزمن که داروها برایشان مؤثر نبوده یا قابل تحمل نیست.
· افرادی که عوارض جانبی داروها برایشان مشکلساز شده است.
· بیماران پس از سکته مغزی در فاز توانبخشی.
در این بین افرادی هم هستند که به هیچ عنوان نباید از این دستگاه برای درمان مشکلات و بیماریهای خود استفاده کنند، آنها افرادی با شرایط و ویژگیهای زیر هستند:
· داشتن دستگاههای کاشتهشده فلزی یا الکترونیکی در سر و گردن (مانند ضربانساز قلبی خاص، پمپ انسولین داخل جمجمهای، کاشت حلزون).
· سابقه تشنج یا صرع کنترلنشده.
علاوه بر موارد گفته شده درمان با rTMS در بارداری، در صورت مصرف داروهای کاهشدهنده آستانه تشنج، یا داشتن بیماریهای روانپزشکی خاص مانند روانپریشی فعال، باید با احتیاط و زیر نظر مستقیم متخصص نورولوژی، انجام شود.
این روش درمانی مزایای بسیاری دارد و به همین دلیل محبوب است؛ از جمله این مزایا میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1. غیرتهاجمی و بدون درد؛ نیاز به جراحی یا بیهوشی ندارد.
2. عوارض جانبی کم و معمولاً خفیف؛ در مقایسه با داروها که کل بدن را تحت تأثیر قرار میدهند، عوارض rTMS معمولاً موضعی (سردرد، ناراحتی پوست سر) و گذرا است.
3. تأثیر پایدار؛با ایجاد تغییرات نوروپلاستیک، اثرات درمان میتواند ماهها و حتی سالها پس از پایان دوره باقی بماند.
4. عدم تداخل با عملکرد شناختی؛ برخلاف شوک درمانی (ECT)، معمولاً بر حافظه یا تمرکز تأثیر منفی نمیگذارد.
5. سرپایی و بدون اختلال در زندگی روزمره؛ هر جلسه کوتاه است و شما بلافاصله به کار و زندگی برمیگردید.
موفقیت درمان شدیداً به تخصص تیم درمانی و کیفیت تجهیزات بستگی دارد. یک مرکز معتبر باید دارای این ویژگیها باشد:
· پزشک متخصص مجرب: حضور فعال یک روانپزشک یا متخصص مغز و اعصاب با آموزش اختصاصی در حوزه تحریک مغزی، برای ارزیابی، تعیین پروتکل و نظارت بر روند درمان حیاتی است.
· دستگاههای استاندارد و بهروز: استفاده از دستگاههای دارای تاییدیههای معتبر جهانی مانند FDA یا CE.
· تکنسینهای آموزشدیده: افرادی که جلسات را اجرا میکنند باید دورههای تخصصی را گذرانده و تحت نظارت پزشک کار کنند.
· ارزیابی جامع پیش از درمان: انجام غربالگری دقیق برای تعیین کاندیدای مناسب و رد موارد منع مصرف.
پروتکلهای درمانی شخصیسازی شده: درمان نباید برای همه یکسان باشد. پارامترها باید بر اساس تشخیص، شرایط و پاسخ هر فرد تنظیم شوند.
در پایان، rTMS یک روش انقلابی نیست که معجزه کند، بلکه یک ابزار علمی قدرتمند و دقیق است که وقتی در جای درست و توسط افراد متخصص استفاده شود، میتواند مسیر بهبودی را برای بسیاری از کسانی که درمانهای معمول به بنبست خورده، هموار کند. کلید موفقیت، انتخاب آگاهانه و همکاری مستمر با تیم درمانی شماست.
منبع: سایت ایران rTMS