امیرحسین قادری| دانشجوی کارشناسی روزنامهنگاری – دانشگاه صداوسیما
زمان لازم برای مطالعه: 5 دقیقه

تحولات پرسرعت فناوری اطلاعات و ارتباطات، رسانهها را از اساس دگرگون کرده است. دیگر نمیتوان رسانه را به شکل یک سکوی یکسویه و ایستا تعریف کرد؛ بلکه امروز رسانه یعنی تعامل، تحلیل داده و ارائه تجربهای شخصیشده. اما صداوسیما، که زمانی رسانه اول کشور بود، همچنان بر مدلهای قدیمی خود متکی است و در برابر نیازهای جدید مخاطب، واکنشی منفعلانه دارد.
در حالی که سکوهای دیجیتال با محتوای هدفمند و دادهمحور توانستهاند مخاطب را از یک مصرفکننده منفعل به بخشی از جریان رسانه تبدیل کنند. تلویزیون ایران همچنان کنداکتور خود را با بازپخش سریالهای دهههای گذشته پر میکند و گمان میبرد که میتواند با همان فرمولهای قدیمی، بیننده را حفظ کند.
این در حالی است که نه تنها تلویزیونهای پیشروی دنیا، بلکه شبکههایی مانند BBC، ZDF و ،KBSتولیدات خود را بر اساس دادههای رفتاری مخاطبان طراحی میکنند. آنها با ترکیب مستندهای پژوهشمحور، درامهای پرمخاطب و برنامههای تعاملی، نه تنها نیازهای داخلی، بلکه بازارهای بینالمللی را نیز پوشش میدهند. از سوی دیگر، نتفلیکس با بالا بردن استانداردهای سینمایی، تجربه تلویزیونی را از یک مدل مصرفی منفعلانه به تجربهای تعاملی و شخصیشده ارتقا داده است. اما تلویزیون ایران همچنان به روشهای سنتی متکی است؛ در حالی که رسانههای مدرن، رفتار کاربران را با تحلیل دادهها و هوش مصنوعی درک کرده و متناسب با آن، محتوا تولید میکنند.
مشکل اصلی تلویزیون ایران این است که هنوز متوجه تغییرات الگوی مصرف رسانهای نشده است. امروزه، محتوا صرفا نباید تولید گردد، بلکه باید متناسب با هر مخاطب تنظیم و بهینهسازی شود. اما صداوسیما هنوز رسانهای است که برای توده محتوا میسازد. در حالی که سکوهای رقیب برای قشرهای مختلف محتوا تولید میکنند. این تفاوت نگاه، اصلیترین دلیل کاهش نفوذ رسانهی ملی در میان نسلهای جدید است.
اگر قرار باشد مقایسهای انجام شود، معاونت فضای مجازی صداوسیما باید با رسانههای نوین سنجیده شود، نه تلویزیون سنتی. اما این معاونت، که قرار بود بازوی تعاملی سازمان باشد، همچنان درگیر آزمون و خطا است و نتوانسته به رقیبی جدی برای سکوهای دیجیتال داخلی و خارجی تبدیل شود.
شبکههایی مانند BBC Digital، NHK World و ZDFmediathekمدتها است که رسانههایشان را از مدلهای خطی و یکسویه خارج کردهاند. آنها با استفاده از الگوریتمهای توصیهگر، هوش مصنوعی و تجربههای تعاملی چندسکویی، مخاطب را به بخشی از فرآیند رسانه تبدیل کردهاند. اما تلوبیون و سایر سکوهای وابسته به صداوسیما همچنان در حد یک آرشیو آنلاین بدون تعامل واقعی باقی ماندهاند.
چرا تلوبیون نمیتواند جایگاه محکمی داشته باشد؟ مشکل اصلی اینجا است که رسانههای جهانی نه تنها محتوای تلویزیونی خود را بازنشر میکنند، بلکه برای فضای دیجیتال، تولیدهای اختصاصی دارند.
BBC iPlayerو France.tv محتوایی ویژه و متناسب با الگوی مصرف دیجیتال تولید میکنند؛ اما تولیدهای فضای مجازی صداوسیما عمدتا به کلیپهای بریدهشده از تلویزیون محدود شدهاند که نه جذابیت بصری دارند و نه متناسب با استانداردهای محتوای دیجیتال هستند.
علاوه بر این، تلویزیونهای پیشروی جهان، در کنار پخش زنده و VODبه سمت تعامل همزمان با مخاطب، تبلیغات هوشمند و درآمدزایی مبتنی بر اشتراک حرکت کردهاند. اما صداوسیما همچنان به مدلهای سنتی و تبلیغات غیرهدفمند وابسته است که نهتنها از نظر اقتصادی پایدار نیست، بلکه باعث کاهش جذابیت سکوهای دیجیتال آن هم شده است. مشکل اصلی صدا و سیما صرفا عقبماندگی فناورانه نیست، بلکه عدم درک صحیح از تغییرات مخاطب و بازار رسانه است. تلویزیونهای موفق دنیا نه تنها در تولید محتوا، بلکه در مدلهای ارتباط با مخاطب نیز متحول شدهاند.
پخش زنده همزمان در شبکههای اجتماعی، نظرسنجیهای دیجیتال، تبلیغات هدفمند و تحلیل هوش مصنوعی، بخشی از راهبرد آنها برای حفظ و توسعه مخاطب است. اما تلویزیون ایران همچنان در این زمینه غفلت کرده است.
در نهایت، اگر صدا و سیما نتواند خود را از یک رسانه خطی و یکسویه به یک اکوسیستم رسانهای هوشمند و چندبعدی تبدیل کند، در برابر سکوهای دیجیتال داخلی و خارجی بیش از پیش زمین خواهد خورد. رسانههایی که زمانی به دلیل عدم انطباق با تحولات فناوری و الگوی مصرف مخاطب از بین رفتند، دقیقا همین مسیر را طی کردند.
امروز، انتخاب صداوسیما روشن است؛ یا تغییر و ورود به دنیای رسانههای دادهمحور و تعاملی، یا ادامه مسیر فعلی و حذف تدریجی از فضای رسانهای کشور!
این مطلب در نبضِ تحول شماره 30نشریه نبض دانشگاه صداوسیما (ویژهنامه نوروز 1404) منتشر شده است.