محمدطه مومنی | دانشجوی کارشناسی تلویزیون و هنرهای دیجیتال – دانشگاه صداوسیما
زمان لازم برای مطالعه: 8 دقیقه

پویانماییهای سریالی به دلیل تاثیرگذاری بالا، ظرفیت گسترده برای جذب مخاطب، کسب محبوبیت و... نقش مهمی در پر کردن آنتن تلویزیون و همچنین ویاودیها دارد.
تفاوتهای بسیاری بین پویانماییهای تلویزیونی آمریکایی، به عنوان یکی از بزرگترین کشورهای تولیدکننده پویانمایی و نمونههای ایرانی وجود دارد.
در این متن قصد بر این است که برخی از اصلیترین تفاوتهای بین پویانماییهای تلویزیونی این دو کشور، بیان گردد. هر چند که تفاوتهای بسیار زیادی غیر از مواردی که ذکر خواهد شد وجود دارد که در این مقال نمیگنجد.
نگاه متفاوت به پویانمایی سریالی؛ بودن یا نبودن
اساسا به علت اینکه استودیوهای پویانمایی تلویزیونی آمریکا خصوصی هستند و جز برخوردی جزئی به هیچ وجه با بخشهای دولتی مواجهه ندارند؛ بسیار بر کسب درآمد و رسیدن به سود از طریق فروش بالا پویانمایی و لوازم جانبی آن تمرکز میکنند. بنابراین بسیار بر جنبههایی تمرکز دارند که بتوانند بیننده بیشتری جذب کنند؛ فارغ از اینکه پس از جذب بیننده چه تاثیری در او ایجاد خواهند کرد. بنابراین نگاه آنها به پویانمایی تلویزیونی بیشتر شبیه نگاه به چیزی است که برای آنها پول به ارمغان میآورد.
اما در ایران تقریبا تمام استودیوهای تولید پویانمایی، مستقیم و یا غیرمستقیم به بخشهای دولتی متصلاند. چه برای تولید و چه برای پخش، استودیوهای پویانمایی ایرانی برای تولید پویانمایی نیاز به جذب سرمایه دارند و تنها سرمایهگذار دولت است که به پویانمایی به چشم یک عنصر تربیتی فرهنگی نگاه میکند. بنابراین تولیدکننده مجبور است که شرایطی را در نظر بگیرد که با اضافه کردن عناصری تربیتی، فرهنگی، دینی، جذب سرمایه کند و این است که اغلب به سنت گذشته و داستانهای قدیمی رجوع میکند و سعی مینماید فرهنگ گذشته را که با دین تلاقی دارد، به طرزی جذاب در اثر تلفیق کند. بنابراین پویانماییهای تلویزیونی زیادی در ایران وجود دارند که به فرهنگ ایرانی-اسلامی با زمینه قبلی اشاره می کند.
تنوع
معمولا پویانماییهای تلویزیونی آمریکا در زمینههای مختلف اعم از جهان داستانی، شخصیت، سبک پویانمایی و... دارای تنوع بسیار بالایی است. این تنوع ممکن است همه در یک اثر واحد نیز وجود داشته باشد؛ اما معمولا این تنوع ذیل داستان و قصه اثر به خوبی منسجم میشود. برای مثال پویانمایی سریالی «دنیای شگفتانگیز گامبال» تولید استودیو «کارتون نتورک»، نه تنها در شخصیتها از تنوع بالایی استفاده کرده و کاراکترهایی متشکل از حیوانات، میوهها، موجودات خیالی، دایناسورها، اشیا و... را همگی در یک اثر واحد آورده بلکه برای اجرای هر کدام از آنها از یک سبک و ترفند متفاوت استفاده کرده است. برخی کاراکترها کات اوت (پاورقی) دو بعدی، بعضیها سه بعدی، برخی کاراکترها عروسکاند، بعضی از کاراکترها فیلمبرداری شدهاند. این تنوع به حدی است که در خانواده شخصیت اصلی کاملا بازتاب یافته است. خود «گ» یک گربه آبی است. برادر او یک ماهی نارنجی به اسم «داروین» است. پدر او و خواهر او خرگوشهایی صورتی هستند و... . این تنوع نه تنها در ویژگیهای ظاهری نمود دارد؛ بلکه ویژگیهای شخصیتی و رفتاری همه کاراکترها را تحتالشعاع قرار داده است. برای مثال خواهر «گامبال» یک خرگوش غرغرو، لجباز، باهوش، مغرور، رهبر و مدیر، با روحیهای بچهگانه است. پدر «گامبال» که او هم یک خرگوش است یک شخصیت احمق، تنبل، پخمه، پرخور، به دردنخور، بی مهارت و... بوده که به نوعی روحیهاش در تضاد کامل با خواهر گامبال است. این مسئله در تمام اثر به چشم میخورد. به شکلی که میتوان گفت هیچ شخصیتی در این اثر نیست که شباهتی به شخصیت دیگر داشته باشد.
هر چند که «گامبال» نمونهای است که مسئله تنوع در آن به شدت بیشتر از دیگر پویانماییهای تلویزیونی آمریکایی به چشم میخورد؛ اما با بررسی نمونههای دیگر مثل پویانمایی «وقت ماجراجویی»، «ریگبی و مورداک» و... میتوان دریافت که ویژگی و عنصر تنوع در پویانماییهای تلویزیونی آمریکا بسیار بیشتر از نمونههای ایرانی استفاده شده است.
اگر بخواهیم علتیابی کنیم شاید بتوان مواردی مثل استفاده تولیدکنندگان پویانمایی از سنت و فرهنگ قدیم، ضربالمثلها و ادبیات گذشته، بیان مضامین فرهنگی و... را نام برد.
بسیاری از پویانماییهای تلویزیونی ایران از مضامین، قصهها یا زمینه قدیمی استفاده میکنند. تلاشهایی که برای پویانماییهایی با داستان شاهنامه، داستان پیامبران و داستان شخصیتهای قدیمی مثل «پوریا ولی» و... صورت گرفته است. پویانماییهایی که از ضربالمثل استفاده کردند مثل «ماجراهای کوشا»، «قصه ما مثل شد»، «داستان راستان» و... . و همچنین در این بین داستانهایی تاریخی مثل پویانماییهای حوزه دفاع مقدس به چشم میخورند.
بنابراین باید درمورد چگونگی به خدمت در آوردن عنصر تنوع و بهرهمند شدن از آن در آثار داخلی اندیشیده شود.
اکشن و خشونت
میل به کشتن با آسیب شدید فیزیکی، خشونت، درگیری و کشمکش و... در آثار آمریکایی بسیار بیشتر از آثار داخلی دیده میشود. چه در پویانماییهای سریالی برای قشر نوجوان مثل «بن تن»، «لاکپشتهای نینجا»، و مجموعههای ابرقهرمانی، چه در آثار کودکانهتر مثل «ماجراهای بیلی و وندی»، «دختران پاورپاف»، «تایتانهای نوجوان به پیش» و... همگی این مسئله را تائید می کنند. حتی در کمدیهای اسلپ استیک یا زد و خورد مثل «تام و جری»، «میگ میگ»، «دروپی»، «باگزبانی» و نظایر آن، هرچند که کمدی هستند اما میل به آسیب رساندن یا از بین بردن به چشم میخورد.
در هیچ کدام از پویانماییهای تلویزیونی ایرانی این مقدار از خشونت و درگیری فیزیکی وجود ندارد. حتی بدترین ضدقهرمانهای محبوبترین پویانماییهای تلویزیونی ایران نیز هرگز آن مقدار خشن و بیرحم نیستند و میلی برای کشتن ندارند. میتوان «اسکندر» در «پهلوانان» را به عنوان یک مثال بارز نام برد. هر چند با بررسی دیگر آثار داخلی نیز این مسئله تائید میشود.
اگر بخواهیم که ریشهیابی کنیم شاید بتوان ریشه این مسئله را در فرهنگ، پیشینه و تاریخ ایران و آمریکا یافت و با مطالعه تاریخ و سیر این دو کشور، بین تاریخ و فرهنگ آمریکا و پویانماییهای تلویزیونی آمریکا نسبتهایی را پیدا کرد.
طنز یا کمدی
طنز دستاویزی بزرگ برای موثرتر کردن پیام است؛ جذاب است و تاثیرگذاری بالا و پراکندگی بسیاری دارد. جذابیت طنز در اصل، فطری است و انسان به طوری فطری به طنز علاقهمند است. بنابراین این نوع جذابیت را نمیتوان فینفسه مذموم دانست.
پویانماییهای تلویزیونی آمریکا برای جذابیت بیشتر و جذب مخاطب، بسیار به عناصر کمدی وابسته هستند و از انواع کمدی در آثار خود بهره میبرند. کمدی اسلپ استیک، کمدی کلامی، کمدی موقعیت، وجود شخصیتهای احمق و... نمونهای از کمدیهایی است که در آثار آمریکایی استفاده میشود.
رد کمدی را میتوان در بسیاری از پویانماییهای تلویزیونی آمریکایی جستوجو کرد. «باب اسفنجی»، «لونی تونز»، «پلنگ صورتی»، «اوگی»، «گامبال» ونظایر آنها، نمونههایی از این آثار هستند. این کمدی در بسیاری از مواقع به کمک داستانپردازیها آمده و در بسیاری مواقع، نواقص آنان را پوشانده است.
پویانماییهای تلویزیونی ایران کمتر از طنز استفاده میکنند، شاید چون هنوز به نسبت درستی بین انواع طنز و مضمون داستانی نرسیدهاند. طنزهایی که در پویانماییهای تلویزیونی ایرانی به چشم میخورد محدود به یک یا دو نوع طنز است. برای مثال پویانماییهای تلویزیونی ایرانی کمتر از اغراق افراطی چهره شخصیتهای پویا استفاده میکند. شاید بتوان یکی از دلایل کمتر بهره بردن از طنز در آثار داخلی را استفاده از زمینه، قصه یا مضامین کهن ایرانی دانست.
اگر بتوان کمدیهای مختلف را شناخت و همچنین نسبتی مناسب بین عناصر طنز و آثار ایرانی با مفهوم و مضامین دینی و فرهنگی ایران برقرار کرد؛ میتواند منجر به موثر بودن و مفیدتر شدن پویانماییهای تلویزیونی ایران شود و شاهد رشد قابل توجهی در زمینه پویانمایی ایران، چه در جایگاه صنعت و چه در جایگاه یک ابزار رسانه و چه در جایگاه وسیله سرگرمی، خواهیم بود.
برخی از ویژگیهای پویانماییهای تلویزیونی آمریکایی نمونه خوبی برای الگوبرداری هستند. اما باید توجه داشت که نباید مستقیما و بدون تفکر و بررسی، الگوبرداری صورت بگیرد. پویانماییهای تلویزیونی آمریکا و ایران در دو فضای جداگانه تولید میشوند. یکی اغلب با دید وسیله کسب پول (یا در بهترین حالت برای هنر) به پویانمایی مینگرد و یکی اغلب با دید تربیت و فرهنگسازی. اگر ما نیز بخواهیم صنعت پویانمایی داشته باشیم که متعلق به فرهنگ، دین و تاریخ خودمان باشد باید ماهیت پویانمایی و سینما امروز را درک کنیم. باید خود نیز کاملا زیستی متناسب با فرهنگ و دین خودمان داشته باشیم (چرا که هنر بازتاب روح هنرمند است)، باید روی تک تک اجزا و ترفندهای پویانمایی و سینما فکر کنیم و سعی کنیم با ترکیب عقل و احساس (و یا تفکر و شهود) مناسباتی جدید خلق کنیم که پویانمایی ایرانی واقعی از دل آن پدید بیاید. پویانمایی ایرانی میتواند هیچ شباهتی به اصول کنونی پویانمایی جهان نداشته باشد و یا داشته باشد. اما زمانی میتوان پویانمایی را ایرانی خواند که روح حاکم بر کل اثر، ایرانی بودن آن را فریاد بزند. این صرفا به معنای استفاده از نشانهها و نمادهای ایرانی در اثر نیست بلکه مقصود چیزی بیش از این است. چیزی که جز با مطالعه، تفکر و آزمون و خطای بسیار حاصل نمیشود. اگر که دغدغه داریم که پویانمایی تلویزیونی ایرانی جذابی داشته باشیم که متناسب با فرهنگ و باورهای خودمان باشد و این حتی در ظواهر اثر مثل سبک بصری به چشم بخورد، راهی جز این به ذهن نمیرسد.
این مطلب در نبض نگار شماره 29 نشریه نبض دانشگاه صداوسیما منتشر شده است.
نبض | تپش تحول، از دل دانشگاه