ویرگول
ورودثبت نام
نشریه نبض صداوسیما
نشریه نبض صداوسیما[نبض صداوسیما در دانشگاه شما می زند. "رهبر شهید انقلاب (قدس الله نفسه الزکیه)"] نشریه و تریبون تشکل جامعه‌رسانه‌اسلامی دانشگاه صداوسیما https://zil.ink/iribnabz
نشریه نبض صداوسیما
نشریه نبض صداوسیما
خواندن ۶ دقیقه·۸ ساعت پیش

جنگ، رسانه ملی، کودک و نوجوان

محمدحسن نصیری | دانشجوی کارشناسی تلویزیون و هنرهای دیجیتال – دانشگاه صداوسیما
زمان لازم برای مطالعه: 7 دقیقه

در نبردهای ترکیبی ایران و آمریکا طی سال‌های اخیر، جبهه رسانه‌ای چه بسا بیشتر از قوای نظامی تعیین‌کننده بوده است. در این میان، کودکان و نوجوانان به‌عنوان حساس‌ترین و در عین حال آسیب‌پذیرترین گروه‌های جامعه، آماج حملات زیادی از سوی رسانه‌های دشمن قرار داشتند. به راستی در موقعیت جنگی، با این گروه سنی از مخاطبین چه باید کرد؟!

هرچند فرهنگ و تربیت موضوعاتی بلند‌مدت به حساب می‌آیند و سابقه مطرح شدن کلید واژه‌هایی مانند تهاجم فرهنگی و جنگ نرم به دهه هفتاد باز می‌گردد، اما نمی‌توان از اهمیت تاثیرگذاری روایت در ایام خاص جنگ، چشم پوشی کرد. تلقی اولیه‌‌ خیلی از ما این است که رسانه‌ها، چه در حوزه خبر و اطلاع‌رسانی و چه حوزه سرگرمی و قصه‌گویی، سال‌ها بذری را در پس ذهن مخاطب می‌کارند تا در روز مبادا از آن استفاده کنند... در نتیجه هر روایتی که در ذهن کودک یا نوجوان تثبیت شده، حاصل تلاشی بلندمدت است و اکنون که بر طبل جنگ کوبیده می‌شود، کار خاصی نمی‌شود کرد؛ هرکس به هر طرفی تعلق داشته باشد همان سمت می‌ایستد. چه بسا ریشه بسیاری از انفعال‌های ما در مواجه با این گروه سنی همین باشد. وقتی به نوجوان می‌رسیم، او را غرق در روایت‌های دشمن می‌یابیم و از او قطع امید می‌کنیم. هنگامی هم که می‌خواهیم برای مخاطب کودک کاری بکنیم، توانمان در تولید محدود است و به حداقل‌ها بسنده می‌کنیم... به راستی که اوضاع چگونه است و چگونه باید باشد؟!

این سوال مهمی است. شاید با بررسی اجمالی عملکرد رسانه ملی در حوزه کودک و نوجوان، در ایام جنگی که در آن قرار داریم، کمی مسیر را برای‌ ما روشن‌تر کند.

با آغاز جنگ رمضان، فضای تولیدات رسانه هم به‌عنوان یکی از جبهه‌های آشکار جنگ مورد توجه قرار گرفت، اگرچه بازوان خودجوش کشور توانستند در بستر فضای‌ مجازی با تکیه بر فرهنگ میم، ویدیوهای رپ‌محور و انیمیشن‌های کوتاه لگویی در حوزه بین‌المللی چابک و موفق عمل کنند و به خوبی فراگیر شوند، اما عملکرد رسانه ملی در مواجهه با مخاطب داخلی (کودک و نوجوان) نشان از یک لکنت ساختاری و نبود برنامه‌ریزی بلندمدت داشت. برای تحلیل عمیق‌تر و ارائه راهکارهای رو به جلو، عملکرد صداوسیما به‌عنوان یک رسانه مادر را می‌توان در دو محور اساسی «تولید» و «پخش» در حوزه کودک و نوجوان واکاوی کرد.

محور اول: ساختار تولید

جنگ و بحران‌های نظامی در عصر حاضر، اغلب پدیده‌هایی سریع، مواج و کوتاه‌مدت هستند؛ در حالی که فرآیند تولید انیمیشن و کار عمیق فرهنگی، زمان‌بر و طولانی است. صداوسیما در بحران‌های اخیر نشان داد که به‌دلیل ساختار بوروکراتیک و سنتی خود، «ظرفیت عملیاتی» برای تولید سریع را ندارد. فرآیند فرسایشیِ تصویب طرح، برآورد مالی و پیدا کردن کارپرداز معمولا زمانی طی می‌شود که تب جنگ فروکش کرده است. از سوی دیگر، نمی‌توان در اوج بحران انتظار خلق شخصیت‌های جدید و به یاد ماندنی داشت. در کل بنظر می‌رسد توقع اینکه در شبکه کودک یا نوجوان برنامه‌های عمیقی با موضوع جنگ در ایام جنگ ببینیم، غیر‌منطقی است. اما نباید از یاد برد که جنگ بین ما و آمریکا یک روزه رخ نداده است... در تمام این سال‌ها، حداقل از جنگ ۱۲ روزه مواجه مستقیم ما و رژیم اشغالگر قدس و رژیم آدم‌کش آمریکا، امری حتمی و نزدیک بوده و هست. پس چرا ما هیچ سرمایه‌ای برای استفاده در این ایام خاص نداریم؟! حداقل می‌توان به الگوهای مطلوب تولید برنامه در رسانه ملی برای چنین شرایطی اندیشید.

۱) مدل شتاب‌دهندگی

صداوسیما باید از نقش یک «کارفرمای متمرکز» خارج شده و به یک «بسترساز» تبدیل شود. سازمان باید در زمان صلح با تیم‌های جوان، معتقد و خلاق در حوزه‌ تولید محتوا قراردادهای حمایتیِ بلندمدت ببندد و بوروکراسی اداری را برای آن‌ها حذف کند تا این «قایق‌های تندرو» بتوانند در روز بحران، در کوتاه‌ترین زمان ممکن محتوای واکنشی تولید کنند. اتفاقی که به لطف تلاش‌های خانه تولیدات جوان تا حدی میسر شد و  نتایج آن را روی آنتن دیدیم. تولیدات سریع و چابک تیم‌های جوانی که در طول بلند مدت با خانه تولیدات ارتباط برقرار کرده بودند و در این ایام خاص توانستند اثرگذار باشند.

۲) خلق جهان‌های داستانی مشترک در زمان صلح

تجربه موفق رسانه‌های دنیا نشان می‌دهد که کاراکترها و ابرقهرمان‌های ملی باید در زمان صلح خلق شده و به محبوبیت برسند. در روزهای جنگ، امکان زیادی برای معرفی یک دنیای جدید نیست؛ کافی است همان کاراکترِ دوست داشتنی و محبوب بچه‌ها، در یک قسمت ویژه، مفاهیم مقاومت یا حفظ آرامش را تبیین کند. مثلا فرض کنید فلان عروسک که برای بچه‌ها آشناست بیاید و حرف‌های لازم را روی آنتن بزند. البته این در سطح برنامه‌های زنده و یا عروسکی تا حدی اتفاق افتاده، اما آیا کافی هم بوده است؟! شخصیت‌های محبوبی مثل کاپیتان آمریکا را تصور کنید... این‌ها کاملا زاده همچین شرایطی هستند. چرا ما از داشتن همچین قهرمانانی در ذهن مخاطب بی‌بهره‌ایم؟!

 رویکرد فرارسانه‌ای

کار عمیق نیازمند محاصره رسانه‌ای مخاطب است. کلان‌روایت مقاومت باید هم‌زمان در قالب متنوع که مکمل یکدیگر هستند (مانند وب‌تون (کمیک دیجیتال) برای گوشی‌ها، مینی‌گیم‌های پدافندی تعاملی، انیمیشن‌های بلند و ...) تولید و توزیع شود، نمی‌توان فقط در یک بعد خاص به نیاز مخاطب توجه کرد.

محور دوم: سیاست‌های حوزه توزیع و پخش

در باب موضوع پخش باید به چند نکته توجه داشت، اولا بین کودک و نوجوان تفاوت‌های قابل توجهی وجود دارد که باید لحاظ بشود. ثانیا بخشی از این اقدامات مخصوصا در حوزه کودک به خوبی دنبال شده و بیان این مطالب لزوما به معنای انتقاد محض از عملکرد رسانه ملی نیست.

ایده‌آل‌های پخش متناسب با کودکان (راهبرد پناهگاه امن)

از نظر خیلی از کارشناسان، شبکه کودک در زمان بحران باید یک جزیره کاملا ایزوله باشد. حفظ روال عادی کنداکتور و پخش برنامه‌های شاد، پیام پنهانِ «همه چیز تحت کنترل است» را به کودک مخابره می‌کند. در صورت شنیده شدن صدای پدافند، پخش نباید قطع شود؛ بلکه شخصیت و مجریان محبوب شبکه باید در میان‌ برنامه‌ها، با زبانِ استعاره و آرامش‌بخش، اضطراب کودک را مهار کنند. چیزی که تا حد قابل‌ توجهی در عملکرد صداوسیما مشهود بود.

شرایط پخش مخصوص نوجوانان (شبکه امید)

پخش مسابقات یا سریال‌های مکرر و بی‌ارتباط با اتمسفر کشور در لحظه جنگ و یا برنامه‌های شعاری و بی‌روح، باعث روگردانی نوجوانان می‌شود؛ چرا که نسل جدید (نسل زد) ثانیه‌به‌ثانیه اخبار و تصاویر تلخ را در گوشی خود رصد می‌کرد و این رفتار تلویزیون را نوعی غفلت یا پنهان‌کاری می‌داند. پس شبکه نوجوان باید فوراً کنداکتور عادی را قطع کرده و وارد استودیوی پخش زنده بحران شود. پخش باید با راه‌اندازی بخش‌های شایعه‌زدیی تصویری زنده، اخبار جعلی فضای مجازی را پیش چشم نوجوان کالبدشکافی کند. همچنین ایجاد خطوط تلفنی و تعاملی برای تخلیه هیجان و پاسخ بدون لکنت به سوالات و شبهات سخت نوجوانان، رسانه ملی را به قطب‌نمای حقیقت تبدیل خواهد کرد. توزیع چندپلتفرمی در لحظه از آنجا که نوجوانان در لحظه بحران پای تلویزیون نیستند، پخش زنده شبکه امید و کلیپ‌های آرامش‌بخش شبکه پویا باید در قالب کات‌های دو دقیقه‌ای، فورا در کانال‌ها و پیج‌های پرمخاطب فضای مجازی پمپاژ شوند تا پدافند روانی در همان بسترِ وقوع تهدید عمل کند.

در نهایت باید به این نکته توجه کرد که رسانه ملی به عنوان اصلی‌ترین رسانه دارای قابلیت جریان سازی در گستره ملی، ظرفیت‌های بالقوه ویژه‌ای دارد. شاید لازم است در بعضی موضوعات تجدید نظر بشود و یا برای بعضی موقعیت‌های خاص، از پیش آماده شد. حتی اگر جنگ به پایان برسد، تببین و روشنگری درمورد آن باید تا سال‌ها ادامه پیدا کند و این وظیفه‌ رسانه ملی در قبال کودکان و نوجوانان را سنگین‌تر از پیش میکند.

این مطلب در نبض‌ تحول شماره 31 نشریه نبض دانشگاه صداوسیما (ویژه‌نامه جنگ رمضان 1405) منتشر شده است.

رسانه ملیکودک و نوجوانشبکه امیدلگو
۰
۰
نشریه نبض صداوسیما
نشریه نبض صداوسیما
[نبض صداوسیما در دانشگاه شما می زند. "رهبر شهید انقلاب (قدس الله نفسه الزکیه)"] نشریه و تریبون تشکل جامعه‌رسانه‌اسلامی دانشگاه صداوسیما https://zil.ink/iribnabz
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید