ویرگول
ورودثبت نام
نشریه نبض صداوسیما
نشریه نبض صداوسیما[نبض صداوسیما در دانشگاه شما می زند. "رهبر شهید انقلاب (قدس الله نفسه الزکیه)"] نشریه و تریبون تشکل جامعه‌رسانه‌اسلامی دانشگاه صداوسیما https://zil.ink/iribnabz
نشریه نبض صداوسیما
نشریه نبض صداوسیما
خواندن ۸ دقیقه·۲ روز پیش

دانشگاه صداوسیما چگونه می‌تواند مسئله‌محور باشد؟ / بخش اول

عبدالرضا میرزامحمدی | دانشجوی کارشناسی مهندسی برق – دانشگاه صداوسیما
زمان لازم برای مطالعه: 8 دقیقه

سؤال: «اگر همین امروز دانشگاه صداوسیما از ساختار آموزش عالی کشور حذف شود، آیا خللی در روند پیشرفت کشور ایجاد خواهد شد؟» شاید طرح چنین پرسشی در نگاه اول تند یا حتی ناخوشایند به نظر برسد، اما نپرسیدن آن، می‌تواند در آینده پرسش‌های جدی‌تری را پیش روی ما بگذارد. این سؤال در واقع پرسشی بنیادی‌تر را نیز در دل خود دارد: اساساً جایگاه دانشگاه صداوسیما در منظومه علمی و رسانه‌ای کشور چیست و آیا این دانشگاه ظرفیت آن را دارد که نقشی اثرگذار در مسیر پیشرفت کشور ایفا نماید؟ چنین پرسش‌هایی گاه لازم است صریح و بی‌پرده مطرح شوند، به‌ویژه برای ما که خود را عضوی از خانواده بزرگ صداوسیما می‌دانیم.

در جهان امروز، مجموعه‌ها و سازمان‌های بزرگ به‌طور فزاینده‌ای تلاش می‌کنند در کنار ساختار اجرایی خود، آکادمی‌ها یا مراکز آموزش عالی وابسته نیز داشته باشند. دلیل این امر، آن است که این مراکز صرفاً محل آموزش نیستند، بلکه در بسیاری از موارد به ستون‌های راهبردی سازمان‌ها تبدیل می‌شوند. درواقع آن‌ها نیروی انسانی متخصص تربیت می‌کنند، دانش تخصصی تولید می‌کنند و زمینه تداوم و توسعه سازمان را فراهم می‌آورند. از همین رو، ایجاد و تقویت چنین نهادهایی برای بسیاری از سازمان‌ها نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی راهبردی محسوب می‌شود.

سازمان بزرگ صداوسیما نیز از این قاعده مستثنی نیست. دانشگاه صداوسیما که پیش‌تر با عنوان «دانشکده صداوسیما» و پیش از آن با نام «مدرسه عالی تلویزیون ایران» شناخته می‌شد، در ساختار این سازمان دقیقاً بر همین مبنا شکل گرفته است؛ نهادی که قرار است نقش بازوی علمی و آموزشی رسانه ملی را ایفا کند. از این رو، توجه و سرمایه‌گذاری در این بخش در حقیقت سرمایه‌گذاری برای آینده سازمان به شمار می‌آید. اگر خواهان صداوسیمایی توانمند در آینده هستیم، ناگزیر به دانشگاه صداوسیمایی توانمند نیز نیاز داریم؛ چرا که بدون پویایی و پیشرفت این دانشگاه، تحقق چنین هدفی دشوار خواهد بود. اما در اینجا پرسشی اساسی مطرح می‌شود: معیار رو به جلو بودن و پیشرفت یک دانشگاه، به‌ویژه دانشگاه صداوسیما، چیست؟ پاسخ به این پرسش همان مسئله‌ای است که بحث حاضر در پی روشن کردن آن است.

چندی پیش مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور کشورمان، نکته‌ای مهم را خطاب به بدنه علمی و آموزش عالی کشور مطرح کردند: «شما باید رتبه و امتیاز و ارتقاء را به حل مسئله بدهید نه به نوشتن مقاله؛ تا دلتان می‌خواهد مقاله بنویسید، فایده‌ای ندارد.» (۱۴۰۵/۰۱/۳۰ بازدید از وزارت علوم) سال‌ها پیش نیز رهبر شهید انقلاب در دیداری با دانشجویان توصیه‌ای در همین مسیر مطرح کرده بودند: «با مسائل کشور مماس بشوید، مسائل را از نزدیک ببینید، درک کنید، روی آن کار کنید، متمرکز بشوید... لازم هم نیست که به همه مسائل کشور برسید؛ روی یک یا دو مسئله متمرکز شوید، درباره آن فکر و تحقیق کنید؛ نتایج این تحقیقات مورد استفاده قرار خواهد گرفت.» (۱۴۰۱/۰۲/۰۶ دیدار رمضانی با دانشجویان) برآیند این دو نگاه، بر یک حقیقت تأکید دارد: دانشگاه زمانی می‌تواند نقش واقعی خود را ایفا کند که درگیر مسائل واقعی کشور باشد و در حل آن‌ها نقش‌آفرینی کند. اهمیت این موضوع شاید در گذشته کمتر مورد توجه قرار می‌گرفت، اما حوادث سال‌ اخیر و تعرض دشمنان به برخی مراکز علمی و پژوهشی کشور نشان داد که ظرفیت علمی و دانشگاهی تا چه اندازه می‌تواند برای پیشرفت و اقتدار یک کشور تعیین‌کننده باشد. از همین رو، دانشگاهی که بتواند به حل مسائل کشور کمک کند، در حقیقت بخشی از توان راهبردی کشور محسوب می‌شود. در چنین چارچوبی، مسئله‌محوری به یکی از مهم‌ترین شاخص‌های کارآمدی دانشگاه تبدیل می‌شود؛ و همین‌جا پرسش اساسی مطرح می‌شود: مختصات و ویژگی‌های یک دانشگاه مسئله‌محور چیست؟

دانشگاه مسئله‌محور دانشگاهی است که مأموریت خود را صرفاً در تولید دانش نظری یا افزایش تعداد مقالات علمی تعریف نمی‌کند، بلکه حل مسائل واقعی جامعه و کشور را نیز در کانون فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی خود قرار می‌دهد. در این رویکرد، پژوهش زمانی معنا و ارزش کامل پیدا می‌کند که با نیازهای عینی جامعه، صنعت، حکمرانی و عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی پیوند بخورد و بتواند در فهم بهتر مسائل و ارائه راه‌حل برای آن‌ها نقش ایفا کند. مسئله‌محوری به معنای کنار گذاشتن تولید مقاله یا فعالیت‌های نظری نیست؛ بلکه به معنای جابه‌جایی مرکز ثقل دانشگاه، از تولید صرفِ دستاوردهای درون‌دانشگاهی به سمت اثرگذاری بیرونی و مشارکت فعال در حل مسائل کشور است. تحقق چنین الگویی البته صرفاً با طرح شعارها یا ایجاد ساختارهای صوری و برگزاری چندین همایش ممکن نمی‌شود، بلکه مستلزم بازنگری در نظام‌های ارزیابی و ارتقای علمی، شیوه تخصیص بودجه‌های پژوهشی، و همچنین شکل‌گیری رابطه‌ای مؤثر و مبتنی بر اعتماد میان دانشگاه، نهادهای اجرایی و بخش‌های مختلف جامعه است. در چنین شرایطی دانشگاه از نهادی منفک از مسائل واقعی به نهادی تبدیل می‌شود که با شناخت دقیق مسائل و گفت‌وگو با ذی‌نفعان مختلف، به بخشی از فرایند فهم و حل مسائل کشور بدل می‌گردد.

حال اگر بخواهیم دانشگاه صداوسیما نیز در چارچوب یک دانشگاه مسئله‌محور قرار گیرد، پیش از هر چیز باید بتواند با نهاد مادر خود، یعنی سازمان صداوسیما، ارتباطی واقعی، مستمر و مؤثر برقرار کند و از یک مرکز صرفاً تأمین‌کننده نیروی انسانی فراتر رود و به نهادی تبدیل شود که در شناخت، صورت‌بندی و حل مسائل سازمان نقش فعال ایفا می‌کند. در این میان، اساتید دانشگاه نقشی اساسی و محوری دارند؛ زیرا آنان نه‌فقط هدایت‌کنندگان جریان علمی دانشگاه، بلکه واسطه‌ای میان فضای دانشگاهی و نیازهای واقعی سازمان هستند. استادان، به‌ویژه در مقام راهنما و مشاور پایان‌نامه‌ها، رساله‌ها و پروژه‌های دانشجویی، این توان را دارند که مسائل پراکنده و عینی سازمان را به پرسش‌های علمی و موضوعات پژوهشی قابل بررسی تبدیل کنند و از این طریق، پژوهش دانشگاهی را از سطح مسائل انتزاعی و کلی به سوی نیازهای واقعی و ملموس سازمان جهت دهند. از همین رو، هرچه استادان دانشگاه آشنایی بیشتری با ساختار، اقتضائات، دغدغه‌ها و مشکلات درونی سازمان صداوسیما داشته باشند، یا خود تجربه مدیریتی و حرفه‌ای در آن داشته باشند، بهتر می‌توانند میان نیازهای سازمان و ظرفیت‌های علمی دانشگاه پیوند برقرار کنند. این پیوند، البته، تنها با اتکای فردی به استادان محقق نمی‌شود، بلکه نیازمند فراهم شدن سازوکارهایی نهادی نیز هست؛ از جمله ایجاد پلی ارتباطی پایدار میان دانشگاه و سازمان، شکل‌گیری بانک مسائل و نیازهای واقعی صداوسیما، و طراحی فرایندی که در آن استاد بتواند این مسائل را شناسایی، اولویت‌بندی و به موضوعات پژوهشی مناسب برای دانشجویان تبدیل کند. در چنین صورتی، انرژی، انگیزه و توان علمی دانشجویان نیز در مسیری هدفمند قرار می‌گیرد و دانشگاه می‌تواند به‌تدریج از نهادی آموزشی صرف، به بازوی فکری، پژوهشی و مسئله‌گشای سازمان صداوسیما بدل شود.

در نتیجه، نقش محوری استاد در پیشبرد مسئله‌محوری دانشگاه روشن می‌شود. با این حال، نباید تمام بار این مسیر را صرفاً بر دوش استادان گذاشت؛ بلکه مدیران سازمان و دانشگاه نیز باید سازوکارهای لازم برای برقراری پیوندی سریع، مؤثر و پایدار میان دانشگاه و سازمان را فراهم کنند. تحقق چنین پیوندی مزیت‌های مهمی نیز برای دانشجویان به همراه دارد. دانشجو زمانی که با مسائل واقعی سازمان آشنا می‌شود و خود را در متن این مسائل می‌بیند، توان علمی و فکری خود را در مسیر فهم و حل آن‌ها به کار می‌گیرد و در این فرایند، علاوه بر رشد علمی، روحیه مسئولیت‌پذیری و آمادگی بیشتری برای ورود به عرصه‌های حرفه‌ای و مدیریتی کشور پیدا می‌کند. آشنایی با مسائل واقعی، نگاه و ذهنیت دانشجو را نسبت به آنچه در پیرامون او می‌گذرد نیز عمیق‌تر می‌سازد و او را برای ایفای رسالت دانشجویی آماده‌تر می‌کند. این رسالت، در بیان قائد شهید امت، شامل آرمان‌خواهی، تبیین، مطالبه‌گری، گفتمان‌سازی و تصمیم‌سازی است؛ اموری که پیش‌نیاز اساسی همه آن‌ها آگاهی و شناخت صحیح از واقعیت‌هاست. بی‌تردید بدون چنین آگاهی‌ای، کنشگری مؤثری نیز شکل نخواهد گرفت. از سوی دیگر، همان‌گونه که در ابتدای بحث اشاره شد، دانشگاه جایی است که آینده سازمان در آن شکل می‌گیرد و دانشجوی امروز این دانشگاه، مدیر و تصمیم‌گیرنده فردای آن خواهد بود. از این‌رو اگر دانشجو از همان دوران تحصیل با مسائل واقعی سازمان مواجه شود، این امر هم برای رشد فردی او سودمند خواهد بود و هم برای آینده سازمان. در نهایت، اگر دانشگاه صداوسیما به سوی چنین الگویی حرکت کند، نه‌تنها کیفیت علمی دانشگاه، استادان و دانشجویان آن ارتقاء خواهد یافت، بلکه می‌تواند به تدریج در کاهش و حل بخشی از مسائل و چالش‌های سازمان، چه در حال حاضر و چه در آینده، نیز نقش مؤثری ایفا کند.

در نهایت، در پاسخ به پرسش ابتدای این نوشتار باید گفت که معیار رو به جلو بودن دانشگاه صداوسیما، میزان توان آن در فهم و حل مسائل واقعی کشور، به‌ویژه در حوزه فرهنگ و رسانه است. هرچه این دانشگاه بتواند پیوند عمیق‌تری با مسائل عینی سازمان و نیازهای رسانه‌ای کشور برقرار کند، نقش آن در پیشرفت سازمان صداوسیما و تحقق شعار «ایران قوی، رسانه قوی» پررنگ‌تر خواهد شد. در چنین شرایطی، حذف یا تضعیف این دانشگاه نه‌تنها یک خسارت علمی آموزشی، بلکه هزینه‌ای جدی برای نظام رسانه‌ای کشور خواهد بود.

اگر دانشگاه صداوسیما بتواند در مسیر مسئله‌محوری حرکت کند و سازوکارهایی را که در این نوشتار به آن‌ها اشاره شد به‌درستی به کار گیرد، به تدریج به کانون اصلی تربیت نیروهای انقلابی متخصص و متعهد در حوزه رسانه تبدیل خواهد شد؛ نیروهایی که قادرند هم مسائل جاری سازمان را حل کنند و هم در شکل‌دهی به آینده رسانه‌ای کشور نقش‌آفرین باشند. در چنین وضعی، این دانشگاه می‌تواند به مرجع علمی و آموزشی حوزه رسانه در کشور بدل شود و حتی زمینه گسترش این دانشگاه در دیگر کلان‌شهرهای ایران، مانند مشهد، اصفهان، تبریز و شیراز نیز فراهم آید. بدون شک پیامد چنین مسیری، ارتقای هم‌زمان کیفیت دانشگاه صداوسیما و تقویت توان حرفه‌ای و راهبردی سازمان صداوسیما خواهد بود.

 

این مطلب در نبض‌ تحول شماره 31 نشریه نبض دانشگاه صداوسیما (ویژه‌نامه جنگ رمضان 1405) منتشر شده است.

رسانه ملیتحولدانشجو
۲
۰
نشریه نبض صداوسیما
نشریه نبض صداوسیما
[نبض صداوسیما در دانشگاه شما می زند. "رهبر شهید انقلاب (قدس الله نفسه الزکیه)"] نشریه و تریبون تشکل جامعه‌رسانه‌اسلامی دانشگاه صداوسیما https://zil.ink/iribnabz
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید