محمدمهدی صفری تنها | دانشجوی کارشناسی کارگردانی –دانشگاه صداوسیما
زمان لازم برای مطالعه: 3 دقیقه

«نیست در بازار عالم خوشدلی ور زان که هست
شیوه رندی و خوش باشی عیاران خوش است»
(حافظ)
نام اثر مقدم بر هر چیز دیگری توجه منِ مخاطب را به تماشا یا عدم تماشای یک اثر جلب میکند. در اینجا با نامی روبهرو هستیم که برای مخاطب مسلمان ایرانی، دارای بار معنایی فرهنگی-تاریخی عمیقی است. عیاران، ریشه در تاریخ، فرهنگ و هنر ایران زمین دارند و بارها در اشعار شاعران ادب فارسی به آنها اشاره شده است؛ بهطوریکه بدل به بخشی لاینفک از حافظه فرهنگی ایرانیان شدهاند. عیاران که در فرهنگ عامه به جوانمردی، مردمداری، دستبهخیری و دستگیری از ضعفا و همچنین مقابله با مستکبران شهره هستند، در رسانه ملی نیز دستمایه ساخت آثار نمایشی چون «پهلوانان نمیمیرند» و «هشت بهشت» قرار گرفتهاند. مهیار عیار به کارگردانی سید جمال سیدحاتمی و به نویسندگی محمدرضا محمدینیکو، جدیدترین اثری است که به این دسته از شخصیتهای فرهنگی میپردازد و قهرمان داستانش نیز عیاری است که پیش از این مشغول طراری بوده و بنا بر اتفاقاتی، متحول میشود.
در نگاه کلی به پیرنگ داستانی این فصل، چهار قسمت نخست را میتوان بهعنوان فصلی برای معرفی شخصیتهای مرکزی داستان و شکلگیری روابط بین آنها در نظر گرفت. قسمتهای بعدی نیز بهصورت بخشهایی زنجیرهوار با موضوع مرکزی مشترکی همپیوند هستند؛ بهعنوان مثال، سه قسمت مربوط به ماجرای قتل زمیندار. جدا از چرخش روایی، ما با چرخش ژانریک نیز مواجه هستیم. دمیدن مؤلفههای ژانر کارآگاهی-معمایی به درون یک داستان تاریخی، موجب جذابیت دوچندان اثر برای مخاطب میشود. اینگونه تلفیق ژانریک را در قصههای «سمک عیار» هم میبینیم و امر غریبی نیست.
بهزعم نگارنده، سازندگان اثر تلاش کردهاند چه در حالوهوای بصری و چه در روایت، اثر را به تولیدهای پویانمایی همچون پهلوانان نزدیک کنند. یعنی مواجهه مخاطب با یک شهر تاریخی ایران با تیپهای مختلفی از اقشار جامعه همچون پهلوان عیار، داروغه، کلانتر، شبگرد، دزد، مغازهدار، حکیم و نظایر آن که همگی از منظر گریم و بازی بیانگرایانه در تلاش هستند تا به ت آشنا در حافظه مخاطب نزدیک شوند. این امر ممکن است در نگاه کلیشهای ضعف تلقی شود، اما باید توجه داشت که اثر برای خود سقفی تعیین کرده است و نگاه نقادانه نیز باید در چارچوب همان سقف باشد. سقف این سریال در همان چند قسمت نخست مشخص میشود.
با وجود ضعفهای متعدد در قسمت اول که در نگاه نخست نومیدانه جلوه میکنند، پرگوییها و خارج از ظرف فرمیک حرف زدن، طولی نمیکشد که کاهش یافته و از انزجار احساساتگرایی آن کاسته میشود.
مهیار عیار اثری قابلقبول در رسانه (مدیوم) خود است؛ رسانهای که سازندگانش با آن آشنایی داشته و از مخاطب خود نیز شناخت کافی دارند. این اثر فضا میسازد، مخاطب را وارد حالوهوای گرم داستان میکند و برایش از عیاریگریهای قهرمانش میگوید. بااینحال، مهمترین ضعف اثر، ناتوانی در باورپذیری کامل از سوی مخاطب است. چهرههای عملکرده، ضعف در بازسازی اصفهان دوران صفویه، نداشتن لهجه اصفهانی از سوی بازیگران، ناهماهنگی در بیان دیالوگها و تغییر جنس گفتار که بین زبان شبهادبی و محاورهای در رفتوآمد است، از جمله عواملی هستند که ممکن است مخاطب را پس بزنند. امید است این نقاط ضعف در فصلهای بعدی جبران شوند.
این مطلب در نبضِ تحول شماره 29 نشریه نبض دانشگاه صداوسیما منتشر شده است.
نبض | تپش تحول، از دل دانشگاه