رضا ندری | دانشجوی ارشد مدیریت رسانه – دانشگاه صداوسیما
زمان لازم برای مطالعه: 3 دقیقه

در طی یکسال گذشته، دو مرتبه ملت ایران جنگ نظامی را تجربه کرد؛ آنهم جنگی که بر ایشان تحمیل شده بود و گریزی از آن نبود. آنچه که بهطور مرسوم حین جنگ اتفاق میافتد، تلاش رسانه برای بازنمایی قدرت نظامی و تکیه بر ضعفهای دشمن است تا روحیه مردم در طول جنگ حفظ شود. در طی دو جنگ اخیر نیز بررسی واکنش برنامههای صداوسیما از این نظر موضوع پراهمیتی است. تقریبا میتوان گفت طی جنگ دوازدهروزه، صداوسیما تماما بر ارائه اخبار مرتبط با جنگ یا ارائه محتواهای تصویری که نشانگر قدرت نظامی ایران بود، تمرکز کرده بود. این راهبرد پس از گذشت چند روز، مخاطب را ناراضی میکرد؛ چراکه جنگ صرفا یک چهره نظامی ندارد.
اما میتوان گفت در جنگ رمضان شاهد این بودیم که تلاشهای جدیدی صورت گرفت تا جنگ را از زاویهای دیگر، غیر از زاویه مرسوم روایت پیروزی و شکست ظاهری بر دشمن، روایت کند. «زمانه» را میتوان از تجربههای موفق سازمان در ارائه تصویری از زندگی در زمان جنگ قلمداد کرد. آنچه که اهمیت دارد این است که ارائه این تصویر از زندگی صرفا به محتوای برنامه مربوط نیست و مخاطب باید با دیدن تمامی اجزای برنامه، از التهابات و هیجانات ناشی از اطلاعرسانی لحظهای اخبار دور شود. در «زمانه» شاهد این بودیم که دو مجری برنامه بهخوبی میدانستند که کارکرد این نوع برنامه ساختن چیست و به همین دلیل، شاید هر زمان که میخواستیم در عین فراموش نکردن جنگ، مقداری آرامش پیدا کنیم، این برنامه که در انتهای شب از شبکه دو سیما پخش میشد، یکی از بهترین گزینهها بود.
در فضای رسانهای مرسوم، برنامهسازان از ابتدا با مشخص کردن اهداف خاصی، سعی میکنند آیتمهایی از پیشطراحیشده داشته باشند که غرض خاص آنان را برآورده کنند. به یاد دارم در یکی از قسمتها، امین سلیمی، مجری برنامه، تعبیر جالبی را در مورد نحوه پیشبرد هر قسمت از برنامه عنوان کرد. او گفت که پیش از اجرای هر قسمت، به حضرت زهرا(س) توسل میکنیم و از وجود مبارک ایشان تمنا داریم که آنچه به صلاح است در برنامه امشب رقم بزنند. این نحوه انصراف از مالکیت برنامه و چشم داشتن به آنچه که بهطور معمول رزق مینامیم، ممکن است از نظر برخی کارشناسان حوزه رسانه راهبردی غلط انگاشته شود، ولی به نظر نگارنده، آنچه که بیش از هر چیز دیگری «زمانه» را دیدنی ساخته بود، همین بود. این روزها که بیشتر مخاطب تلویزیون هستیم، درک میکنیم که چقدر این صادق بودن با مخاطب و دور شدن از قالبهای تصنعی حس بهتری برای مخاطب ایجاد میکند؛ تا جایی که در قیاس با برخی مجریان دیگر برنامههای ایام جنگ، بهخوبی حس میشد که آقا یا خانم مجری، واقعا اگر خودِ خودت باشی و کمتر به آبوآتش بزنی که اجرای جذابی داشته باشی، حس خوب یکرنگی را به مخاطبت هدیه میکنی.
به نظر میرسد مهمتر از جزئیات یک برنامه، حال کلیای است که بر همه اجزای برنامه احاطه دارد. این حال انتظار و توسل که دقیقا حال مطلوبی است که ما در ایام جنگ تجربه میکنیم، بهسختی در تولید یک برنامه تلویزیونی قابل سریان است؛ حالی که در این برنامه بهخوبی حس میشد. شاید شما هم آن قسمتی که «زمانه» میزبان مهدیه اسفندیاری بود را دیده باشید. من احساس میکنم این نگاه کلانی که هم تهیهکننده دارد و هم مجریان این برنامه داشتند، کاملا فرصت این را برای مهمان فراهم کرده بود که واقعا بتواند خودش باشد و با آزادی کاملی صحبت کند. در کنار امین سلیمی، از اجرای عالی محسن آزادی نیز نباید گذشت. آزادی در ارتباط صمیمانه با مخاطب و ایجاد فضایی آرام و راحت در برنامه نقش بسیار پررنگی داشت که حکایت از تبحر او در اجراست.
«زمانه» البته به اخبار جنگ نیز پرداخت، ولی حرص و ولع انتشار سریع هر خبری بدون تحلیل خاصی را کنار گذاشت. این نحوه مواجهه با خبر نیز، خصوصا وقتی همراه با ارائه تحلیلهای قرآنی در این زمانه میشود، را باید قدر دانست؛ چراکه در طی این دو جنگ بارها شاهد بودیم که خبررسانی بیقاعده و افتادن در فضای شتابزدگی در بلندمدت چگونه به فضای روانی مخاطب آسیب میرساند.
ساختن برنامههایی مثل «زمانه» راهی است برای اینکه بتوانیم آرامآرام در فضای جنگ به تنوع بیشتری در قالبهای رسانهای دست پیدا کنیم و از همین امروز باید به فکر این بود که در چنین وقایعی که احتمالا در آیندهای نزدیک نیز دوباره تکرار شوند، چطور میتوان بیش از پیش به مخاطب نزدیک شد و روزنهای ورای ارتباط کلیشهای و یکسویه برای او باز کرد؛ شرایطی که مردم بیش از هر چیز گویا به زبان و گوشی نیاز دارند که در شرایط دشوار جنگی همراهشان شود و مدام قصد ارائه اطلاعات و تهییج آنها را نداشته باشد.
این مطلب در نبضنگار شماره 31 نشریه نبض دانشگاه صداوسیما (ویژهنامه جنگ رمضان 1405) منتشر شده است.