محمدامین رضاپور | دانشجوی ارشد مدیریت رسانه – دانشگاه صداوسیما
زمان لازم برای مطالعه: 5 دقیقه
درسهای جنگ رمضان برای مرجعیت رسانه ملی
امروز پیروزی یک طرف را توانایی او در گرفتن و رساندن پیام و روایت او از واقعیت رقم میزند. بسیار پیش و بیش از آنکه ابزارهای نظامی وارد میدان شوند و در آن اثر بگذارند. ما در این عرصه مهم باید دقت، تلاش و ابتکار خود را مضاعف کنیم.(رهبر شهید رضوان الله تعالی علیه)
در جهان امروز جنگها تنها در میدانهای نظامی رخ نمیدهند. روایتها نیز میجنگند. هر عملیات نظامی همزمان با یک عملیات رسانهای همراه است و گاهی حتی اثر آن در افکار عمومی از خود میدان نبرد گستردهتر میشود. جنگ رمضان در پی حمله آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی کودککش و گسترش درگیریها در منطقه نمونهای روشن از چنین وضعیتی بود. جنگی که در آن هم گلولهها و هم روایتها به طور همزمان در حال شلیک بودند. در این میان رسانهها به بخشی از میدان تبدیل میشوند. نه صرفا گزارشگر رویدادها، بلکه بازیگری که میتواند برداشت عمومی از واقعیت را شکل دهد. همین امر مسئولیت رسانه را در چنین شرایطی چند برابر میکند. زیرا روایت در زمان بحران میتواند امید یا اضطراب، اعتماد یا بیاعتمادی و فهم یا سردرگمی تولید کند. قرآن کریم در یکی از قواعد بنیادین اخلاقی میفرماید: «وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى». دشمنی با گروهی نباید شما را از عدالت دور کند. عدالت بورزید که به تقوا نزدیکتر است.(مائده: ۸)
این آیه تنها یک توصیه اخلاقی ساده نیست. بلکه قاعدهای مهم برای همه میدانهای تقابل است. حتی در اوج دشمنی نیز عدالت نباید کنار گذاشته شود. اگر در جنگ نظامی حدودی برای رفتار وجود دارد، در جنگ رسانهای نیز چنین است. نمیتوان به نام مقابله با دشمن از حقیقت فاصله گرفت و نمیتوان به نام دفاع، عدالت در روایت را کنار گذاشت. در جریان جنگ رمضان، یکی از جلوههای مهم این جنگ رسانهای را میشد در عملکرد برخی شبکههای فارسیزبان خارج از کشور مشاهده کرد. این رسانهها با سرعت بسیار بالا وارد میدان روایت شدند و تلاش کردند چارچوب تحلیلی مشخصی را بر افکار عمومی تحمیل کنند. در بسیاری از موارد، خبرها پیش از آنکه بهطور دقیق بررسی شوند منتشر میشدند و گاه روایتهایی که بعدا نادرستی یا دستکم ناقص بودن آنها روشن شد، بهعنوان خبر قطعی مطرح میگردید. در این میان، شبکهای مانند ایران اینترنشنال بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. شبکهای که در پوشش تحولات جنگ، در موارد متعدد عملا بازتابدهنده روایت رسمی رژیم صهیونیستی بود. سرعت انتشار خبر، اتکا به منابع جهتدار و چارچوببندی خاص روایتها، باعث شد این شبکه در عمل نقش تقویتکننده روایتهای منتشرشده از سوی رسانههای صهیونیستی را ایفا کند. این همان الگوی شناختهشده جنگ رسانهای است: ایجاد موج خبری سریع برای شکل دادن به برداشت اولیه افکار عمومی.
نمونهای دیگر از دروغپردازیهای سازمانیافته این رسانهها را میتوان در حوادث کودتای دیماه ۱۴۰۴ مشاهده کرد. جایی که شبکههای معاند و خودفروخته فارسیزبان، سربازان صف دشمن را که با تجهیزات، آموزش و پشتیبانی اربابان خود بر مدافعان جانبرکف ایران اسلامی آتش گشودند، بهعنوان «جانباختگان مردمی» یا «جاویدنامان» معرفی کردند. آنان با انتشار آمار ساختگی و بزرگنمایی تعداد کشتهها برای مثال رقم ۷۰ هزار نفر چنان بر این روایت نادرست پافشاری کردند که در مدت کوتاهی به روایت اول در فضای رسانهای تبدیل شد. کاری که اساس آن کذب بود و «جای شهید و جلاد» به تعبیر رهبر شهید انقلاب عوض شد. یعنی حقیقت مظلوم شد و دروغ لباس عدالت پوشید. این نمونه از تحریف آشکار حقیقت، نشان داد که چگونه رسانه دشمن میتواند با سرعت و سماجت، ذهن عمومی را از واقعیت دور سازد اگر روایت درست و بهموقع از سوی رسانه ملی ارائه نشود.
در فضای رسانهای امروز، «برداشت اول» اهمیت زیادی دارد. بسیاری از مخاطبان نخستین روایتی را که میشنوند مبنای تحلیل خود قرار میدهند، حتی اگر بعدا اصلاح شود. به همین دلیل، سرعت در روایت به یکی از عناصر اصلی جنگ رسانهای تبدیل شده است. اما همین جا یک پرسش مهم مطرح میشود: در چنین فضایی نقش رسانه ملی چیست؟ آیا وظیفه آن صرفا واکنش نشان دادن به روایتهای دیگران است یا باید خود به منبع روایت تبدیل شود؟
یکی از چالشهایی که در جریان جنگ رمضان درباره رسانه ملی مطرح شد، مسئله «خلأ خبری» بود. در برخی مقاطع، فاصله زمانی میان وقوع رویداد و اطلاعرسانی رسمی، باعث شکلگیری فضای ابهام در میان مخاطبان شد. شاید یکی از مصادیق این خلأ در میانه مذاکرات پاکستان بود. در این فاصله، شبکههای معاند و فضای مجازی با سرعت بسیار بالا روایتهای مختلفی منتشر کردند و همین امر باعث شد بخشی از افکار عمومی برای دریافت اطلاعات اولیه به آن منابع رجوع کند. این وضعیت نشان میدهد که در جنگ رسانهای، صرف داشتن ابزار گسترده کافی نیست. آنچه تعیینکننده است، ترکیبی از سه عنصر است: سرعت، دقت و اعتماد. اگر رسانهای تنها سریع باشد اما دقت نداشته باشد، اعتبار خود را از دست میدهد. اگر دقیق باشد اما بسیار دیر اطلاعرسانی کند، میدان روایت را واگذار میکند. و اگر اعتماد عمومی را از دست بدهد، حتی روایت درست آن نیز با تردید مواجه میشود.
در همین زمینه، نکتهای که در یادداشتی به قلم آقا مصباحالهدی باقری سردبیر شماره پاییز و زمستان مجله مدیریت جهادی دانشگاه امام صادق (ع) قبل از شهادتشان مطرح شده بود، قابل تأمل است. ایشان از تفکیکی مهم میان «سختافزار» و «نرمافزار» مقاومت سخن میگوید. سختافزار یعنی ابزار، امکانات و توان عملیاتی. اما آنچه جهت و معنا به قدرت میدهد نرمافزار آن است: اخلاق، مبانی، آداب و قواعد. به قول شهید عزیز، مقاومت ادب دارد... آداب دارد...

این نگاه را میتوان به روشنی در عرصه رسانه نیز به کار برد. رسانهها از نظر ابزار و فناوری پیشرفت چشمگیری کردهاند، اما آنچه در نهایت اعتبار رسانه را تعیین میکند، همین نرمافزار است: صداقت در روایت، دقت در خبر، و مسئولیتپذیری در برابر افکار عمومی.
رهبر شهید انقلاب «رحمه الله علیه» نیز در سالهای اخیر بارها بر مفهوم «جهاد تبیین» تأکید کردهاند. جهاد تبیین رقابت در حجم خبر نیست. بلکه روشن کردن حقیقت برای افکار عمومی است. روایتگری باید هم فعال و بهموقع باشد و هم مسئولانه و دقیق. اگر روایت از اخلاق جدا شود، به جدال تبلیغاتی تبدیل میشود. اما اگر بر پایه صداقت و عدالت باشد، اعتماد عمومی را تقویت میکند. همان سرمایهای که هیچ رسانهای بدون آن پایدار نمیماند.
اعتماد، سرمایهای است که بهسادگی به دست نمیآید و اگر آسیب ببیند، بازسازی آن دشوار است. رسانهای موفقتر است که مخاطب احساس کند روایتش صادق است. حتی اگر همه اطلاعات را همان لحظه نداشته باشد. یکی از چالشهای مهم رسانه ملی در سالهای اخیر همین اعتماد بوده است. برخی مخاطبان احساس میکنند اطلاعرسانی رسمی گاهی با تأخیر یا احتیاط بیش از حد انجام میشود، و همین موجب میشود به سراغ منابع دیگر حتی اگر فاقد اعتبار باشند بروند. مدیریت خلأ خبری، دقیقاً نقطهای است که رسانه ملی باید در آن نقش مرجع را ایفا کند.
تجربه جنگ رمضان بار دیگر نشان داد که مسئله اصلی رسانه ملی نه انتخاب میان «سرعت» و «اخلاق»، بلکه توانایی جمع کردن این دو در یک منطق حرفهای است. رسانهای که بتواند خبر اولیه را سریع، شفاف و حداقلی منتشر کند، خلأ خبری را مدیریت نماید، روایت نخست را بر پایه چارچوب معنایی و نه هیجان و عددسازی بسازد، و همزمان صادقانه مرز دانستهها و نادانستههای خود را با مخاطب در میان بگذارد، میتواند هم مرجعیت خبری خود را حفظ کند و هم سرمایه اعتماد را بازسازی نماید. در جنگ روایتها، پیروزی نه با دروغ سریع، بلکه با صداقت بهموقع به دست میآید. و اگر بناست رسانه ملی روایت اول را از آن خود کند، این روایت باید هم سریع باشد و هم عادلانه، هم فعال باشد و هم نجیب. چرا که در نهایت، آنچه در حافظه جمعی باقی میماند نه حجم خبرها، بلکه اخلاق رسانه در لحظههای بحرانی است.
این مطلب در نبض تحول شماره 31 نشریه نبض دانشگاه صداوسیما (ویژهنامه جنگ رمضان 1405) منتشر شده است.