امین ترابی | دانشجوی ارشد روزنامه نگاری رادیو و تلویزیون – دانشگاه صداوسیما
زمان لازم برای مطالعه: 3 دقیقه

اولین ثانیههای برنامه «نوسان» قرار نیست با یک «یا لطیف» در قاب سیاه و تاریک شروع شود. هر روزش را با تلاوت آیاتی از قرآن آغاز میکند که با وقایع روز مرتبط است. این مقدمهای متناسب و بدیع برای ارائه یک بسته تحلیلی از چالشهای ایران و جهان است. روزگاری تلویزیون در تولید و پخش برنامههای خستهکننده گفتوگومحور و یکطرفه غرق بود؛ تولیداتی که رسالتشان پر کردن اوقات اندک مخاطبان وفادار در سراسر کشور و البته کمک به معیشت مجری و تهیهکننده بود. تحول در رسانه ملی قرار بود نقطه عطفی در انقلاب اسلامی باشد، اما حاصل آن چیزی جز برنامههای انگشتشماری مثل «نوسان» در شبکه دو و چند برنامک دیگر در شبکههای سیما نبود. نوسان تلاش کرد میراثدار هیچ برنامهای نباشد و بر هیچ قالبی اصرار نورزد. این را از آن جهت میگویم که بعد از دو سال پخش زنده با استدیوی مجهز به دیوار تصویری و مجری نهچندان هماهنگ با فرم و محتوایش، در آبان ۱۴۰۴ یکباره به بسته تصویری همراه با صدای راوی تبدیل شد. حالا صدای گرم و استوار راوی به مختصرترین شیوه تلاش دارد درباره موضوعات سیاسی و فرهنگی صحبت کند.
البته نباید فراموش کرد حذف مجری از برنامه باعث فقدان چهره رسانهای ماندگار از نوسان شده و از دست دادن آنتن زنده نیز نه یک موفقیت، که نشانهای از ضعف در بهرهمندی از تمام ظرفیتهای رسانه ملی است. نوسان با تحولات روز نوسان میکند، ولی به گفتمان انقلاب اسلامی و مقاومت پایبند است. در یک لحظه وسط میدان کنار مردم، پرچم انتقام خون شهدای جنگ رمضان را بالای سر میبرد، ثانیههایی را پای صحبت کارشناسان مینشیند و دقایقی در امواج فضای مجازی برای مخاطبانش، داستان مقاومت یک امت در برابر مستکبرین را روایت میکند. روایت گزینشی از تحولات و چالشهای داخلی، پاشنه آشیل نوسان است. نقطهای که لازم است بدون سوگیری، صرفا استدلالهای اقشار مختلف را مقابل هم قرار دهند، ناگهان صدای مخالف حذف شده و در بهترین حالت به نمایش برخی ناهنجاری از یک طرف ماجرا اکتفا میشود. این نوع روایتسازی در مسائل داخلی مانند حجاب و دیگر چالشهای فرهنگی و اجتماعی که با امور روزمره مردم درگیر است، به اعتماد مخاطب لطمه وارد میکند. از سوی دیگر، اثرگذاری روایت نوسان در موضوعات کلانتر و چالشهای خارجی و تمدنی کاهش خواهد یافت. این خطا باعث شده نوسانیها برای مخاطب نزدیک به گفتمان انقلاب اسلامی بسیار جذاب باشند، اما برای قشر به اصطلاح خاکستری و منتقد هیچ دروازه ورودی باقی نگذارند. البته مزیت نسبی نوسان نسبت به برنامههای دیگر این است که پند و موعظه کسلکننده جایش را به یک خط روایت داده است. سازندگان این برنامه برای فهم مخاطب احترام قائلاند، چرا که نتیجهگیری و جمعبندی کردن را برای آن لازم نمیدانند. آنها با چیدن تکههای پازل در انتها، بیننده را با یک الگوی ذهنی روبهرو میکنند. قسمت عجیب ماجرا اینجاست؛ کسانی که این حد از اعتماد را به همراهان خود دارند، در تکمیل انتقال پیام خود به مردم از مخاطبان فعال و کنشگرشان هیچ بهره رسانهای نمیبرند. گویی هیئت تحریریه نهتنها نگاههای خلاق و استعدادهای نهفته در بین مخاطبانش را تقویتکننده هویت خود نمیبینند، بلکه آن را دستوپاگیر یا منحرفکننده روایت اول خودشان انگاشتهاند.

اگر قرار باشد مردم حس تعلق به نوسان داشته باشند، باید نمونههای رشدیافتهای از جنس خودشان را در قاب آن ببینند. همانگونه که در برخی قسمتها رویداد مردمی یا پویشهای جمعی سوژه قرار گرفته و به زیبایی تصویر میشود، این بار لازم است «ایجاد نقش واقعی برای بینندگان» نه یک سوژه، که راهبرد اصلی تلقی شود. جای خالی این راهبرد آنجایی نمایان میشود که جمع کثیری از بینندگان، تماشای پانزده دقیقهای در تلویزیون را کافی نمیدانند و برای دیدن محتوای بیشتر و احتمالا تعامل با عوامل برنامه، به کانالهای نوسان در شبکههای اجتماعی پناه میبرند. باید دید نوسان در سال سوم پخش میتواند اول از همه قشر خاکستری را به عنوان مخاطب جذب کند و در درجه دوم در تبدیل وفادارانش به کنشگران فعال هم موفقیت محسوسی کسب کند یا خیر.
این مطلب در نبضنگار شماره 31 نشریه نبض دانشگاه صداوسیما (ویژهنامه جنگ رمضان 1405) منتشر شده است.