رضا ندری | دانشجوی ارشد مدیریت رسانه –دانشگاه صداوسیما
زمان لازم برای مطالعه: 3 دقیقه
وقتی به اخبار، حواشی و انتقادهای حول سازمان صداوسیما نگاه میکنیم، شاهد آنیم که موضوعی وجود دارد که گویا برای هیچ کسی مهم نیست. نه برای منتقدان سرسخت دوران تحول، و نه حتی برای مدافعین این دوران.
جالبتر اینکه وقتی برش منتشرشده سند تحول را بررسی کنیم هم مجددا رد پایی از همین موضوع دیده نمیشود. خب لابد چنین موضوعی اهمیت کمی دارد که کلا ضعف و قوت صداوسیما در پرداختن به آن برای کسی مهم نیست. ولی براستی چنین است؟
حوزه کودک و نوجوان، حوزهای است که در حال حاضر چندان برای کسی مهم نیست. شما نه در سند تحول، اشارهای به آن را پیدا میکنید، نه در انتقادهای هر روزه به صداوسیما! هر وقتی هم که مدیران سازمان بنا به پرسش معدود خبرنگارانی، پاسخی به مسائل این حوزه دادهاند، ندرتا بازتاب چشمگیری داشته و بازهم گویا برای کسی مهم نبوده است.
ولی مگر میشود چنین چیزی تا این حد مغفول بماند؟ آیا واقعا حوزه کودک و نوجوان بیاهمیت است؟ در ظاهر کسی جرئت گفتن چنین چیزی را ندارد ولی این عدم توجه گویا مسئله چندان تازهای نیست.
به ۲۶ سال پیش برگردیم، دیدار مقام معظم رهبری با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان:
«ما میخواهیم از این نسلی که امروز مثل مادّه خامی و مثل ذخیرهای در اختیار یکایک ماست، چه ساخته شود؟ آیندهای را که آنها خواهند ساخت و پرداخت و پیش برد، چگونه تصویر کردهایم؟ اگر حقیقتاً به آرمانهای اسلامی و ملی و عظمت ایران و ایرانی و جبران راهی که دستهای استبداد سیاه در این صد و پنجاه سال، دویست سال اخیر ما را در آن کشانده است، فکر میکنیم؛ اگر اینها برایمان مهمّ است و به آینده به معنای حقیقی کلمه اهمیت میدهیم، پس بایستی به تربیت کودک و نوجوان خیلی بپردازیم، درباره آن خیلی فکر کنیم و اهمیت آن را خیلی بشناسیم؛ که احساس میکنم برای برخی از مسئولان و دست اندرکاران امور فرهنگی، مسئله به این شکل مطرح نیست!»
ایشان در همان دیدار اشاره میکنند که مسئولان فرهنگی، باید از ساعت خوابشان هم بزنند تا به این حوزه بپردازند.
«حقیقتاً باید بگویم که اگر مسئولان امور فرهنگی کشور بخواهند مسئله کودک و نوجوان را آنچنان که هست، مورد اهتمام قرار دهند، من خیال میکنم خیلی از آنهایی که مسئولند، از ساعات خوابشان هم خواهند زد تا به این مسئله بپردازند.»
علیرغم این تاکیدها و صدها تاکید دیگری که ایشان بر پرداختن و مهم قرار دادن حوزه کودک و نوجوان داشتهاند، متاسفانه نه جریان رسانهای-خبری موثری در کشورمان و نه مسئولان حاضر دستگاههای فرهنگی و هنری، به این حوزه بیشتر از یک موضوع حاشیهای نخواستهاند توجه کنند. شاید به این دلیل که اثرهای پرداختن به نسل آینده، در کوتاهمدت کمتر قابل مشاهده است و خب اگر موضوعی، بناست که فعلا اثر خود را در تحکیم یا تزلزل جایگاه ما چه در مقام نقد و چه در مقام اجرا، نشان ندهد بهتر آن است که توجهی به آن نکنیم.
باید گفت که مسئله کودک و نوجوان تنها برای کسی مهم است که فارغ از دعواهای جناحی و سیاسی، حقیقتا به آینده ایران بیاندیشد. اکنون که از فضای رسمی ژورنالیستی کشور فعلا نمیتوان این امید را داشت، شاید دانشگاه باید خطشکنی کند و از دل دغدغههای هر روزی، بیرون بیاید و به این دغدغه فردایی و پسفردایی نظر کند. از قضا شاید این بیتوجهی را بشود فرصتی دانست که جریان دغدغهمند و آرمانخواه دانشجویی بهدور از منفعتهای شخصی و سازمانی، به حقیقت مسائل کودک و نوجوان و وظیفه سنگینی که سازمان صداوسیما باید در این مورد ایفا کند فکر کند، حرف بزند، و زمینه گرفتن تصمیمهای بلندمدت و راهبردی مسئولان سازمان صداوسیما را در این حوزه فراهم کند.
و حال ما دانشجویانیم و سخن گفتن از مسئلهای که اساسا مطرح نیست...
گفتم یافت مینشود گشته ایم ما / گفت آنچه یافت مینشود آنم آرزوست
این مطلب در نبضِ تحول شماره 29 نشریه نبض دانشگاه صداوسیما منتشر شده است.
نبض | تپش تحول، از دل دانشگاه