ویرگول
ورودثبت نام
نشریه نبض صداوسیما
نشریه نبض صداوسیما[نبض صداوسیما در دانشگاه شما می زند. "رهبر شهید انقلاب (قدس الله نفسه الزکیه)"] نشریه و تریبون تشکل جامعه‌رسانه‌اسلامی دانشگاه صداوسیما https://zil.ink/iribnabz
نشریه نبض صداوسیما
نشریه نبض صداوسیما
خواندن ۶ دقیقه·۸ ساعت پیش

من ایرانم!

زهرا سرباز وطن | دانشجوی ارشد مدیریت رسانه – دانشگاه صداوسیما
زمان لازم برای مطالعه: 6 دقیقه

پرده اول: از حوادث نشود کشور ایران ویران / که به وی داده خدا خلعت آبادی را...

در سال‌های اخیر که بسیاری از برنامه‌های گفت‌وگومحور تلویزیون بین دو الگوی تکراری گفت‌وگوهای بیش از حد رسمی و کنترل‌شده یا مناظره‌های پرتنش با هیجان سطحی، سرگردان بوده‌اند؛ برنامه «من ایرانم» از شبکه نسیم تلاش کرده مسیر دیگری را تجربه کند. این برنامه در ظاهر یک تاک‌شوی مناسبتی است که در فضای بحران و در روزهای جنگ روی آنتن رفته، اما با کمی دقت می‌توان دریافت که مسئله اصلی آن فراتر از یک برنامه گفت‌وگومحور معمولی است. این برنامه درواقع امتداد برنامه پریزاد است که به علت آغاز جنگ تحمیلی با حفظ رویکرد سعی کرد در فضایی دور از هیجانات طبیعی ایام جنگ، مخاطب را با آرامش پای شنیدن یک روایت دست اول بنشاند.

من ایرانم - پرده دوم: هنر زنده از پرتو نام توست...

یکی از ویژگی‌های قابل توجه «من ایرانم» توجه آگاهانه به فرم برنامه است. در بسیاری از تولیدات تلویزیونی، طراحی دکور صرفا به عنوان یک عنصر زیبایی‌شناختی در نظر گرفته می‌شود، اما در این برنامه فرم به طور مستقیم در خدمت ساختن فضای گفت‌وگو قرار گرفته است. میز بلند، عنصر تکراری بسیاری از برنامه‌های گفت‌وگو محور است که در «من ایرانم» به شیوه نسبتا متفاوتی به‌کار گرفته شده. مهمان و میزبان به جای قرار گرفتن در طولانی‌ترین فاصله، در کوتاه‌ترین فاصله میز مقابل هم نشسته‌اند و فضای استودیو، الهام گرفته از معماری سنتی ایرانی، با پنجره‌های رنگی و دیوارهایی منقش به نقش گل و مرغ به‌‌علاوه میز ساده خلوت، با القای حس آرامش او را از هیجان فاصله می‌دهد. لذا در این شرایط گفت‌وگو بیشتر به سمت روایت تجربه‌ها و دیدگاه‌های شخصی مهمان پیش می‌رود. بدون این که فضای برنامه او را در موقعیت دفاعی قرار داده باشد. این حس آرامش حاصل از فضا طبعا به مخاطب هم منتقل می‌شود و در روزهای بحران برای ساعتی ذهن او را در خلسه آرامش‌بخش حاصل از فرهنگ و تمدن ایرانی فرو می‌برد.

من ایرانم - پرده سوم: هر سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند...

نقش محمدرضا شهیدی‌فرد در «من ایرانم» را نمی‌توان صرفا در قالب یک مجری تعریف کرد. او در این برنامه بیشتر شبیه تنظیم‌کننده ریتم و دمای گفت‌وگو عمل می‌کند. شهیدی‌فرد به جای آنکه با هیجان مصنوعی یا پرسش‌های چالشی پی‌درپی فضای برنامه را مدیریت کند، تلاش می‌کند روند طبیعی گفت‌وگو حفظ شود. پرسش‌های او معمولا کوتاه و باز هستند و به مهمان اجازه می‌دهند روایت خود را شکل دهد. این شیوه اجرا باعث شده مهمان‌ها در بسیاری از مواقع از پاسخ‌های کلیشه‌ای فاصله بگیرند و تجربه‌های شخصی‌تر خود را بیان کنند. ویژگی مهم دیگر اجرای او، اعتماد به شعور مخاطب است. کمتر به سراغ توضیح‌های اضافی یا جمع‌بندی‌های سریع می‌رود و حتی اجازه می‌دهد سکوت یا مکث به عنوان بخشی از گفت‌وگو باقی بماند؛ چیزی که بین مجریان امروز کمتر دیده می‌شود.

«من ایرانم» پرده چهارم: همه یک دلانند یزدان شناس / به نیکی ندارند از بد هراس...

شاید مهم‌ترین نقطه‌قوت برنامه در کنار مجری توانمند، ترکیب متنوع مهمان‌هاست. «من ایرانم» برخلاف بسیاری از برنامه‌های مناسبتی که به سمت «تک‌صدایی» متمایل‌اند، تلاش کرده طیف‌های مختلف اجتماعی را در کنار هم قرار دهد. در این برنامه می‌توان از بازیگران و کارگردانان گرفته تا شاعران، ورزشکاران، مداحان، مدیران سیاسی و فرماندهان نظامی را در یک قاب مشترک کنار شهیدی‌فرد دید. حضور چهره‌هایی مانند علی مطهری، اسماعیل بقائی، عزت‌الله ضرغامی، مسعود فراستی، هنرمندان سینما و تلویزیون، فرماندهان نظامی، مداحان با سلیقه‌های متفاوت و حتی چهره‌های مردمی و علمی نشان می‌دهد برنامه در پی ساختن یک «صف منظم از مهمانان هم‌فکر» نیست. در واقع برنامه می‌کوشد نوعی طیف اجتماعی بسازد؛ تصویری واقعی از جامعه ‌ایران که در آن افراد با دیدگاه‌ها و تجربه‌های متفاوت حضور دارند و می‌توانند در یک گفت‌وگوی مشترک حول محور این خاک مقدس شرکت کنند.

من ایرانم - پرده پنجم: شهیدان جانباز و فرزانه‌ات را / که بودند فخر بشر دوست دارم...

یکی از نکات جالب درباره «من ایرانم» این است که بسیاری از بخش‌های پربازدید آن در فضای مجازی، از لحظه‌هایی شکل گرفته‌اند که گفت‌وگو از چارچوب رسمی فاصله گرفته است و ناگفته‌هایی را روایت کرده که شاید مهمان برنامه احساس کرده برای گفتنش «الان» و «اینجا» گوش‌شنوا پیدا شده است. با یک جستجوی ساده در تلوبیون و مقایسه آمارهای بازدید این مسئله کاملا مشخص می‌شود.

نکته جالب‌تر این است که اکثر این به‌اصطلاح «ویدیوهای وایرال» روایت‌هایی هستند از ایرانی‌ترین رهبر ایران. امام شهیدی که سال‌های سال باید امثال «من ایرانم»ها ساخته شود، انسان‌ها بیایند، بروند و روایت کنند؛ تا شاید بتوان به شناخت ایشان نزدیک‌تر شد. روایت‌های امثال دکتر علیرضا مرندی، آرمیتا رضایی‌نژاد (فرزند شهید)، حسن روح‌الامین و شاید ناشنیده‌ترین روایت‌ها از زبان کمیل خجسته در روزهای ابتدایی شهادت قائد امت، در فضای مجازی بازتاب زیادی داشت و نشانگر میل مخاطب بود به شناخت شهید سیدعلی خامنه‌ای، فراتر از یک رهبر دینی و سیاسی. همچنین بیان احساسات صریح مجید واشقانی، موضع‌گیری‌های تند مسعود فراستی یا اظهارات هدایت هاشمی در مذمت خائن، نمونه‌هایی از لحظه‌هایی هستند که به سرعت در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شدند. این لحظه‌ها بیشتر از آنکه حاصل طراحی قبلی باشند، نتیجه فضای امنی هستند که به مهمان اجازه می‌دهد راحت‌تر و صادقانه‌تر سخن بگوید. از طرف دیگر، برنامه در معدود نقاطی که به سمت جملات شعاری رفته، بلافاصله افت کرده است. تفاوت اصلی «من ایرانم» با بسیاری از تولیدات مشابه دقیقا در لحظه‌هایی است که آدم‌ها «واقعی» حرف می‌زنند، نه زمانی که تبدیل به بلندگوی شعارهای کلیشه‌ای می‌شوند. مخاطب امروز خیلی سریع تفاوت این دو را تشخیص می‌دهد. مطلب قابل تأمل دیگر درباره «من ایرانم» تناقض میان میزان دیده‌شدن برنامه در فضای مجازی و جایگاه آن در نظرسنجی‌های رسمی تلویزیون است. این برنامه با این که ده‌ها ویدیو با بازدیدهای میلیونی در شبکه‌های اجتماعی داشته، اما در نظرسنجی‌های رسمی صداوسیما جایگاهی ندارد. این نکته احتمالا «من ایرانم» را به مورد مناسبی برای بررسی تغییر الگوی مصرف رسانه‌ای مخاطبان تبدیل می‌کند. توجه به این نکته که عمر و اثرگذاری یک برنامه تلویزیونی فقط به آمار مخاطبان آن در لحظه پخش محدود نمی‌ماند و بخش مهمی از حیاتش بیرون از آنتن ادامه پیدا می‌کند؛ باعث می‌شود سازندگان برنامه‌ها تمهیدات بیشتر و بهتری برای دیده‌شدن اثر خود بیندیشند.

پرده آخر: من اگر سروده باشم... وطنم تو شعر نابی...

در مجموع، «من ایرانم» را می‌توان تلاشی برای بازتعریف گفت‌وگوی تلویزیونی در شرایطی دانست که فضای عمومی جامعه با تنش و دوگانگی‌های متعدد مواجه است. این برنامه تلاش می‌کند به جای ایجاد هیجان‌های مقطعی یا گفت‌وگوهای پرتنش، فضایی برای شنیدن روایت‌های متفاوت ایجاد کند. شاید «من ایرانم» هنوز به الگوی کامل یک گفت‌وگوی ملی در تلویزیون تبدیل نشده باشد، اما تجربه آن نشان می‌دهد که هنوز امکان ساخت برنامه‌هایی وجود دارد که در آن گفت‌وگو جایگزین جدل شود و روایت‌های انسانی جای شعارهای تکراری را بگیرند.

این مطلب در نبض‌نگار شماره 31 نشریه نبض دانشگاه صداوسیما (ویژه‌نامه جنگ رمضان 1405) منتشر شده است.

صداوسیما
۰
۰
نشریه نبض صداوسیما
نشریه نبض صداوسیما
[نبض صداوسیما در دانشگاه شما می زند. "رهبر شهید انقلاب (قدس الله نفسه الزکیه)"] نشریه و تریبون تشکل جامعه‌رسانه‌اسلامی دانشگاه صداوسیما https://zil.ink/iribnabz
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید