محمدحسین بیات | دانشجوی کارشناسی کارگردانی تلویزیون – دانشگاه صداوسیما
زمان لازم برای مطالعه: 7 دقیقه

«در مسئلهی هوش مصنوعی، بهرهبردار بودن امتیاز نیست؛ این فناوری لایههای عمیقی دارد که باید بر آن لایهها مسلط شد.» این جمله رهبر شهید انقلاب را میتوان یکی از مهمترین هشدارهای راهبردی سالهای اخیر دانست. هشداری که تنها متوجه دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان یا مراکز فناورانه نیست، بلکه تمامی نهادهای اثرگذار کشور، از جمله رسانه ملی را نیز در بر میگیرد.
امروز جهان در میانه یک تحول تمدنی قرار گرفته است. همانگونه که برق، رادیو، تلویزیون و اینترنت هر کدام عصر جدیدی را رقم زدند، هوش مصنوعی نیز در حال شکلدهی به نظمی نوین در عرصههای علم، اقتصاد، سیاست، فرهنگ و رسانه است. بسیاری از کارشناسان معتقدند رقابت اصلی کشورها در دهههای آینده نه بر سر منابع طبیعی، بلکه بر سر داده، الگوریتم و توان پردازش اطلاعات خواهد بود. در چنین شرایطی، صداوسیما جمهوری اسلامی ایران نیز نمیتواند نسبت به این تحول بیتفاوت باشد؛ چراکه مأموریت رسانهی ملی صرفاً تولید برنامه نیست، بلکه هدایت افکار عمومی، گفتمانسازی، تقویت سرمایه اجتماعی و صیانت از وحدت ملی است.
رهبر شهید در دیدار مسئولان صداوسیما در آذرماه ۱۳۸۳، مأموریت محوری رسانه ملی را «مدیریت و هدایت فکر، فرهنگ، روحیه و اخلاق جامعه» دانستهاند و بر نقش رسانه در تولید فکر، گفتمانسازی و امیدآفرینی تأکید کردهاند. از این منظر، هوش مصنوعی نه یک فناوری جانبی، بلکه یک ظرفیت راهبردی برای تحقق این مأموریت تاریخی است.
پرسش اصلی اینجاست که هوش مصنوعی چگونه میتواند در خدمت مأموریتهای رسانه ملی قرار گیرد؟ پاسخ این پرسش را باید در فرصتهایی جستوجو کرد که این فناوری در اختیار صداوسیما قرار میدهد. فرصتهایی که صرفاً جنبه فنی ندارند، بلکه مستقیماً با کارکردهای راهبردی رسانه ملی در حوزهی هدایت افکار عمومی، تقویت سرمایهی اجتماعی، گفتمانسازی و صیانت از وحدت ملی پیوند خوردهاند. در این چارچوب، دستکم هشت ظرفیت مهم را میتوان برای هوش مصنوعی در آینده رسانهی ملی برشمرد:
بازیابی مرجعیت رسانه ملی
یکی از مهمترین چالشهای رسانه ملی در سالهای اخیر، رقابت فشرده با شبکههای اجتماعی و سکوهای جهانی محتوا بوده است. نسل جدید مخاطبان دیگر تنها مصرفکننده منفعل رسانه نیستند؛ آنها انتظار دارند رسانه، علایق، نیازها و دغدغههایشان را بشناسد.
هوش مصنوعی این امکان را فراهم میکند که رسانه ملی به شناختی دقیقتر از مخاطبان دست یابد و متناسب با نیازهای هر گروه اجتماعی، محتوای هدفمند تولید کند. چنین تحولی میتواند بخشی از مرجعیت رسانهای از دست رفته را احیا کرده و دوباره رسانه ملی را به یکی از منابع اصلی مراجعه مخاطبان تبدیل کند.
مقابله با جنگ شناختی و عملیات روانی
اگر جنگهای قرن بیستم با تانک و موشک تعریف میشدند، جنگهای قرن بیست و یکم بیش از هر چیز بر ذهن انسانها متمرکز شدهاند. امروز دشمنان ملتها پیش از حمله به مرزها، باورها و ادراکات عمومی را هدف قرار میدهند.
هوش مصنوعی با تحلیل حجم عظیمی از دادههای رسانهای، شناسایی شبکههای انتشار شایعات، کشف الگوهای عملیات روانی و رصد روندهای افکار عمومی، میتواند به ابزاری مؤثر برای دفاع شناختی کشور تبدیل شود. رسانه ملی با بهرهگیری از این ظرفیت میتواند نقش مهمی در حفظ آرامش روانی جامعه و تقویت انسجام ملی ایفا کند.

توسعه عدالت رسانهای
یکی از الزامات وحدت ملی، احساس دیده شدن همه اقوام، مناطق و گروههای اجتماعی در رسانه است. هر اندازه افراد بیشتری خود را در آینه رسانه ملی ببینند، احساس تعلق آنان به هویت ملی تقویت خواهد شد.
این ابزار میتواند تولید و ترجمه محتوا به زبانها و گویشهای مختلف را تسهیل کند، هزینه تولید برنامههای محلی را کاهش دهد و امکان پوشش گستردهتر مسائل مناطق مختلف کشور را فراهم سازد. در نتیجه، رسانه ملی میتواند با هزینه کمتر و سرعت بیشتر، صدای بخشهای متنوع جامعه ایران باشد.
تقویت دیپلماسی رسانهای و قدرت نرم
رقابت رسانهای امروز محدود به مرزهای جغرافیایی نیست؛ افکار عمومی منطقه و جهان نیز بخشی از میدان رقابت رسانهای هستند.
فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی قادرند فرایند ترجمه، دوبله و بومیسازی محتوا را متحول کنند و امکان انتشار سریعتر و گستردهتر پیامهای جمهوری اسلامی را در سطح بینالمللی فراهم آورند. این موضوع میتواند جایگاه رسانه ملی را در عرصه دیپلماسی عمومی و قدرت نرم کشور ارتقا دهد.
افزایش بهرهوری و کاهش هزینههای سازمانی
صداوسیما یکی از بزرگترین مجموعههای رسانهای کشور است و حجم عظیمی از دادهها، آرشیوها و فرایندهای تولیدی را مدیریت میکند.
هوش مصنوعی در مدیریت آرشیوها، تدوین، زیرنویسگذاری، مستندسازی، دستهبندی محتوا، تحلیل بازخورد مخاطبان و بسیاری از فرایندهای اجرایی امکان نقشآفرینی دارد. نتیجه این تحول، کاهش هزینهها، افزایش سرعت تولید و آزاد شدن ظرفیتهای بیشتری برای خلاقیت و نوآوری خواهد بود.
گفتمانسازی هوشمند
رهبر شهید بارها بر نقش رسانه ملی در گفتمانسازی تأکید کردهاند. گفتمانسازی زمانی موفق خواهد بود که رسانه بتواند مسائل آینده جامعه را زودتر از دیگران تشخیص دهد.
هوش مصنوعی قادر است روندهای فرهنگی، اجتماعی و رسانهای را تحلیل کرده و دغدغههای نوظهور جامعه را شناسایی کند. چنین قابلیتی به رسانه ملی امکان میدهد به جای واکنش منفعلانه به تحولات، خود به یکی از بازیگران فعال در شکلدهی به افکار عمومی تبدیل شود.
کشف و پرورش استعدادهای رسانه ملی
بیانیه گام دوم انقلاب، جوانان را مهمترین ظرفیت امیدبخش کشور معرفی میکند. رسانه ملی نیز برای تداوم نقشآفرینی خود نیازمند نسل جدیدی از نیروهای خلاق و متخصص است.
بهرهگیری از این ابزار میتواند در شناسایی استعدادهای نویسندگی، تولید محتوا، اجرا، کارگردانی و فعالیتهای رسانهای نقش مؤثری ایفا کند و زمینه مشارکت گستردهتر جوانان و شرکتهای دانشبنیان را در توسعه رسانه ملی فراهم سازد.
حرکت به سوی رسانه هوشمند ملی
فراتر از همه فرصتهای پیشگفته، این فناوری ظرفیت آن را دارد که ماهیت رسانه ملی را متحول کند. رسانهای که روزگاری صرفاً تولیدکننده و پخشکننده محتوا بود، اکنون میتواند به یک رسانه دادهمحور، تعاملی و هوشمند تبدیل شود.
در چنین الگویی، تصمیمگیریها بر اساس داده انجام میشود، نیازهای مخاطبان بهصورت مستمر تحلیل میشود، محتوای هدفمند تولید میشود و ارتباط رسانه با مردم از یک رابطه یکسویه به یک تعامل دائمی و پویا تبدیل میشود.
در کنار همه این فرصتها، یک تهدید بزرگ نیز وجود دارد: عقبماندن از تحولات فناوری. رهبر شهید انقلاب بارها هشدار دادهاند که غفلت در حوزه هوش مصنوعی میتواند موجب عقبماندگی کشور شود.
مسئله هوش مصنوعی برای رسانه ملی، مسئله انتخاب ابزار جدید یا بهروزرسانی فناوری نیست؛ مسئله ورود به یک نظم تمدنی تازه است که در آن، قدرت رسانهای نه بر اساس میزان تولید محتوا، بلکه بر پایه توان فهم داده، مهندسی ادراک و هدایت هوشمند افکار عمومی تعریف میشود. در چنین وضعیتی، رسانهای که صرفاً به تولید سنتی و خطی محتوا بسنده کند، عملاً جایگاه خود را در معماری جدید قدرت از دست داده است، حتی اگر از نظر کمی همچنان پرحجمترین تولیدکننده محتوا باشد.
در این چارچوب، هوش مصنوعی برای رسانه ملی یک نقطه عطف وجودی است، نه یک ابزار کمکی؛ یعنی تصمیم امروز در قبال آن، مستقیماً آینده نسبت رسانه با جامعه را تعیین میکند. اگر این فناوری بهصورت سطحی، نمایشی یا صرفاً آزمایشگاهی دیده شود، نتیجه چیزی جز شکلگیری یک شکاف عمیق میان رسانه ملی و زیستجهان واقعی مخاطبان نخواهد بود؛ شکافی که بهمرور، نه با بودجه جبران میشود و نه با تولید بیشتر محتوا.
هشدار اصلی دقیقاً در همین نقطه است: الگوریتمها تعیین میکنند چه چیزی دیده شود، چه چیزی نادیده بماند و چگونه افکار عمومی شکل بگیرد. اگر رسانه ملی در تولید و بهکارگیری هوش مصنوعی بومی و راهبردی عقب بماند، عملاً بهجای بازیگر فعال، به مصرفکننده قواعدی تبدیل میشود که دیگران نوشتهاند؛ و در این حالت، حتی پرمخاطبترین تولیدات نیز نمیتوانند مانع از واگذاری تدریجی میدان اثرگذاری شوند.
از این منظر، خطر اصلی نه استفاده نکردن از هوش مصنوعی، بلکه نفهمیدن منطق آن است. رسانهای که منطق داده، الگوریتم و تحلیل هوشمند افکار عمومی را درک نکند، دیر یا زود در برابر رسانههایی قرار میگیرد که نه فقط محتوا تولید میکنند، بلکه رفتار مخاطب را طراحی میکنند. این همان نقطهای است که مسئله رسانه از حوزه فرهنگ خارج شده و به سطح امنیت اجتماعی و انسجام ملی وارد میشود.
بنابراین، آینده رسانه ملی در گرو یک تصمیم بنیادین است: یا ورود جدی، عمیق و راهبردی به زیستبوم هوش مصنوعی و تبدیل آن به زیرساخت اصلی تحول رسانه، یا پذیرش تدریجی کاهش اثرگذاری در میدان رقابت شناختی. در این میان، وضعیت میانی وجود ندارد؛ تأخیر، خود نوعی عقبماندگی قطعی است.
این مطلب در نبض تحول شماره 32 نشریه نبض دانشگاه صداوسیما منتشر شده است.