نگار پرندآور | دانشجوی کارشناسی روزنامه نگاری – دانشگاه صداوسیما
زمان لازم برای مطالعه: 2 دقیقه

با شروع حملات آمريکا و رژیم اشغالگر به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، وضعیت گزارشگری به سمت و سوی دیگری کشیده شد. با وجود قطع اینترنت بینالمللی، خبرنگاران ایرانی دیگر صرفا ناظران بیطرف نبودند، بلکه بهمثابه فرماندهان خط مقدم وارد میدان شدند؛ کسانی که با قلم و دوربین خود از حقیقتی دفاع میکنند که جهان غرب و رسانههای معارض مصمم به نادیده گرفتن آن هستند. در این میدان نبرد، خبرنگاران داخلی با لباسی از جنس تعهد و در سختترین شرایط ممکن، روایتگر ایستادگی یک ملت شدند. این در حالی است که در فاصلهای امن در لندن یا واشنگتن، شبکههایی مانند ایران اینترنشنال و بیبیسی فارسی، -که خود را صدای اعتراض میدانند- عملیات روانی دشمن را هدایت میکنند.
محسن شاکرینژاد، رئیس مرکز تحقیقات صداوسیما، در بازه زمانی جنگ اعلام کرد میزان مخاطب رسانه ملی به ۷۶ درصد رسیده است؛ رقمی که همزمان با قطع اینترنت بینالملل و تبلیغات سنگین شبکههای معارض، معنایی جز «پیروزی حقیقت بر تحریف» ندارد. مردم ایران نهتنها در میدانهای مقاومت، بلکه در انتخاب منبع خبری خود نیز خط مقدم را تشخیص دادند.
خبرنگاران از همان روزهای ابتدایی جنگ، با وجود قطعیهای گسترده اینترنت و محدودیتهای ارتباطی، میدان نبرد را خالی نکردند. نمونهای بارز از ایستادگی در جنگ دوازده روزه؛ صحنهای است که جهان تصویر آن را دید: لحظهای که سحر امامی، گوینده خبر، در میان آوار ناشی از اصابت موشک به ساختمان صداوسیما، خونسردی خود را حفظ کرد و پخش زنده را ادامه داد. این صحنه روایتگر خبرنگارانی است که در کنار نیروهای نظامی و دولتی در خط مقدم بمبارانها ایستادهاند؛ کسانی که نه تنها جان خود، بلکه امنیت خانوادههایشان را نیز فدایی اطلاعرسانی به مردم میکنند. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، نیز خبرنگاران را به درستی «فرماندهان خط مقدم دفاع از حقیقت» خوانده و تأکید کرده است که امروز «دفاع از ایران» تنها در میدان نبرد نیست؛ گاه در «یک تیتر درست» یا «ایستادگی در برابر تحریف» معنا میشود.
در مقابل، رسانههای معارض، تصویری کاملا متفاوت ارائه میدهند و مدعیاند صدای بیصدای مردم ایران هستند؛ اما طبق گزارشهای بينالمللی، این شبکهها چیزی جز ابزارهای رسانهای در خدمت عملیات روانی علیه ثبات ایران نیستند.
ایران در خرداد ۱۴۰۴، این شبکهها را «جاسوس» معرفی کرد و لایحهای در مجلس به تصویب رسید که براساس آن، هرگونه همکاری کاری با این رسانههای خارج از کشور در حکم جاسوسی تلقی و مستحق اعدام است. واکنش این شبکهها در پی تصویب این قانون، خود سند محکمی بر نیت واقعیشان بود؛ آنها بهجای دفاع از حق دسترسی آزاد به اطلاعات، شروع به تحرک جامعه جهانی علیه ایران کردند.
ادعاهای دروغین رسانههای دشمن درباره دستگیری خبرنگاران داخلی - مثل علی پاکزاد و مجید سعیدی، عکاس بینالمللی - بلافاصله بعد از آغاز جنگ دوازدهروزه، یا ناشی از بیاطلاعی است یا در راستای تبلیغات اهداف دشمن. چرا که واقعیت میدانی در ایران متفاوت است. هرچند در زمان جنگ، نظارت امنیتی برای انتشار اخبار تشدید میشود، -زیرا هر خبر میتواند همچون گلولهای در میدان نبرد عمل کند- اما رسانههای معارض وضعیت موجود را «سرکوب مطلق» روایت میکنند. در برخی موارد، خبرنگاران مستقل برای جلوگیری از انتشار شایعات دشمن، تذکرهایی دریافت کرده و تنها پس از ساعاتی آزاد شده و به فعالیتهای خود ادامه دادهاند.
امروز، وضعیت گزارشگری در ایران، نبردی میان واقعیت ساختگی رسانههای معارض و حقیقت میدان است. و خبرنگاران ایرانی ثابت کردند که در مواقع بحرانی -حتی در میانه جنگ- صحنه را خالی نمیکنند تا حمایت خود را از رهبر و انقلاب اسلامی پیش چشم جهانیان به نمایش بگذارند.
این مطلب در نبض پلاس شماره 31 نشریه نبض دانشگاه صداوسیما (ویژهنامه جنگ رمضان 1405) منتشر شده است.