دوچرخه فقط یک وسیله نقلیه نیست، دوچرخه می‌تونه یه فرهنگ هم باشه

من و پارتنرم حوالی ساعت ۶ یا ۷ عصر، سوار دوچرخه‌هامون می‌شیم که از سر کار برگردیم خونه. مسیر ما حدود ۱۴ کیلومتره. از حوالی تقاطع پلیس و شریعتی یعنی کمی بالاتر از هفت تیر راه می افتیم و تا بالای میدون تجریش رو رکاب می‌زنیم. قدیم‌ها که این مسیر رو با ماشین می‌رفتیم، معمولا بعد از حدود یکساعت رانندگی با سردرد، خستگی و منزجر از این شهر به خونه می‌رسیدیم که تلاش می‌کردیم توش با فراموش کردن شهر و مسیری که اومدیم، آروم بشیم. اما حالا چند ماهی هست که شروع کرده ایم به استفاده دائمی از دوچرخه، تقریبا هفته ای پنج روز در رفت و برگشت.

ما این مسیر رو تقریبا هر روز، رفت و برگشت رکاب می‌زنیم. جذابیت دوچرخه اینه که شما خیلی زود مسیرهایی جایگزین برای خیابان‌های اصلی پیدا می‌کنین. مسیرهایی لذت بخش و زیبا. مسیرهایی که حتی در این شهر کثیف و بی‌اخلاق هم باعث می‌شن با لذت به مقصد برسید. حالا اگر از ما بپرسین که مسیر خونه تا محل کار چیه، ذهنمون روی چیزهایی مثل کوچه‌های پردرخت و سرسبز، رودخونه مسیل میرداماد که از کنارش رکاب می زنیم و صدای آبش، مسیرهایی که موتورسیکل هم نمی تونه با دود و صداش ازشون رد بشه و پارک هایی که مردم توش ورزش می کنن یا سگ‌هاشون رو می‌گردونن یا توش در حال دویدن هستن تعریف شده.

البته بدون شک تصاویری از خودروهایی که راه پیاده‌ها و دوچرخه‌ها رو بستن، خودروهایی که خیابون‌های یکطرفه رو برعکس میان، ماشین‌های تک سرنشینی که دارن از کار به خونه برمی‌گردن و برای میان‌بر زدن تو کوچه‌های تنگ ردیف شدن، شاسی‌بلندهای ۲۰۰۰ کیلویی که یه بچه ۲۰کیلویی رو می‌برن مهدکودک و موارد مشابه هم در تصویر هست ولی واقعیت اینه که وقتی بعد از ۱۴ کیلومتر سربالایی رکاب زدن به خونه می‌رسیم - قدیم ها عرق کرده و نفس نفس زنان و الان با تنفس معمول و عرق معمول - و قبل از دوش گرفتن گپ می‌زنیم، تنها چیزی که توی مغزمون می‌چرخه هیجان و خوشی ناشی از رکاب زدن است و احساس سلامتی و نشاط و رضایت از اینکه توی ترافیک نبودیم و حتی شاید از اون مهمتر بخشی از ترافیک نبودیم.

بعضی‌ها می‌گن تهران پر دود است و نباید توش رکاب زد. مستقل از اینکه کلی از تحقیقات نشون می‌دن که در نهایت صدمه رکاب زدن در این شرایط کمتر از فوایدش است، یک جواب متفاوت ما هم همیشه اینه «دقیقا چون تهران پر دود و کثیف است باید افراد بیشتری ماشینشون رو کنار بزنن و توش رکاب بزن و شهرداری‌اش هم باید به جای اضافه کردن بر اتوبان‌ها و شبکه تشویق کننده خودرو، دوچرخه رو توش تشویق کنه». هر روز رکاب زدن ما، تقریبا باعث می‌شه هوای تهران سه لیتر بنزین تمیزتر باشه و خودمون هم ۲ ساعت ورزش مفید کرده باشیم بدون اینکه از زمان چیز دیگه‌ای بزنیم. در تمام این چند ماه هم، تک تک دفعاتی که با نشاطی که اینقدر در تهران کمیابه به خونه رسیده‌ایم، به حرف‌های بالا مطمئن‌تر شدیم.