بیایید یکسری واژه ها را با هم مرور کنیم.فکر می کنم این واژه ها در ذهن بسیاری از مردم اشتراک معنایی داشته باشند.
جنگ و صلح:
هیچجنگی هرگز خوب نیست.جنگویرانگر است و کشورها را قرن ها به عقب میراند.جنگ همیشه کودکان و زنان را نشانه می گیرد و بیشترین آسیب را به آنها می زند.نقطه مقابل جنگ صلح است.صلح هم همیشه یک ارزش پایدار و ماندگار است که می توان و باید آن را طلب کرد.
دفاع:
دفاع همیشه خوب است.دفاع در ذات بشر است و دفاع از هر حقیقت پذیرفته جمعی ، همیشه برای ملت ها ارزشمند بوده است.تلاش برای دفاع ،مترادف با جنگ نیست.دفاع اما باید به اندازه دفع شر باشد.گاهی البته لازم می شود شر را پس از دفاع سرجای خودش گذاشت که باز به سمت تو نیاید.
وطن:
حس تعلق به وطن به نظر می رسد باز از فطرت بشر سرچشمه بگیرد.جمله «حب الوطن من الایمان» اگر حقیقت داشته باشد،وطن دوستی را می توان به ایمان آسمانی پیوند داد.وطن را مانند مادر دیدن،حداقل قدرشناسی بشر است برای جایی که او را در آغوش خود پرورانده است.هویت فرهنگی و تاریخی هر ملت پشتوانه وطن دوستی است. وطن را با خاطرات تاریخی یک ملت اگر تعریف کنیم،یعنی میلیون ها سربازی که برایش جان دادند ،میلیاردها لحظه ی غمناک و شاد که بر مردمان این سرزمین گذشت،و میلیون ها شعر و ترانه و اسطوره و افسانه که ما وارث بار سنگین همه ی آنها هستیم.
جنس احساس ما به وطن از جنس احساس به مادر است.
هیچکس به خاطر ظلم یک پدر یا ناپدری به خود، مادرش را در چنگال گرگها رها نمیکند.گرگ اگرناپدری را بدرد،مادر را هم نابود خواهد کرد.
حکومت:
نسبت حکومت ها با وطن یک نسبت ذاتی نیست.بر عکس ملت ها که نسبت ذاتی با وطن دارند.حکومت های محبوب و مردمی همیشه این فرصت را دارند که مردم را در بزنگاه های سخت پشت سر برنامه های خود بسیج کنند اما هرچقدر مردم را پیش از آن آزرده باشند،کمتر می توانند از حمایت مردم ،حتی در کارهای درست خودشان بهره ببرند.مردم ما در طول تاریخ بارها از این موضوع آسیب خورده اند و مردم ناراضی از حکومت ها اولین کسی بوده اند که بزرگترین رنج ها را پس از تصرف کشور به دست بیگانه تحمل کرده اند.
خیانت:
نباید مردمان پر از احساسی که از حکومت رنجیده اند و فقط اعتراض دارند را خائن صدا کرد.این ادبیات تولید نفرت می کند.آنها به میزان رنجی که پیش از آن از حکومت دیده اند یا لااقل احساسش کرده اند ممکن است واکنش های سردتری داشته باشند.
خیانت به وطن اما همیشه یک رذیلت بوده است.تاریخ هر خائنی را حتی در صورت پیروزی سرافکنده کرده است.
از دیدگاه فلسفه اخلاق:
غایت گرایانه،سودگرایانه،وظیفه گرایانه،اخلاق فضیلت:
از منظر فلسفه اخلاق اگر بخواهیم موضوع را بررسی کنیم در دیدگاه غایت گرایانه ،در هر جنگی باید به نتیجه آن دقت کرد و اگر نتیجه مطلوب نیست به آن وارد نشد.در دیدگاه سودگرایانه می توان جنگ را مقدمه صلح تعریف کرد.مثلا به هیروشیما بمب اتم زد که جنگ و کشتارها تمام شود یا برای پیشگیری از آسیب احتمالی ،به کشور دیگر حمله کرد.این نگاه توجیه گر البته به علت تضاد با سایر اصول اخلاقی کاملا زیر سوال است اما توسط بسیاری از جنگ طلبان ممکن است مبنای تصمیم گیری باشد.
از منظر وظیفه گرایانه شاید نتوان جنگ را به سادگی توجیه کرد اما دفاع حتما توجیه پذیر است.دفاع بدون توجه به اینکه نتیجه آن چه می شود و چقدر ما تلفات می دهیم یا آسیب می خوریم یک ارزش است.
از منظر اخلاق فضیلت جنگ باید با اهداف فضیلت اخلاقی مانند عدالت،حکمت و...همراه باشد.همچنین جنگیدن برای فضائل اخلاقی مانند عدالت ،همراه با حفظ کرامت ،انصاف و اخلاق بدون آسیب به سایر فضائل اخلاقی می تواند یک فضیلت باشد.
از منظر کلامی و دینی اگر بخواهیم بررسی کنیم،در قرآن سوره بقره آیه ۲۵۱ آمده است: «پس آنان را به اذن خدا شكست دادند و داوود جالوت را كشت و خداوند به او پادشاهى و حكمت ارزانى داشت و از آنچه مى خواست به او آموخت و اگر خداوند برخى از مردم را به وسيله برخى ديگر دفع نمیکرد قطعا زمين تباه مى گرديد ولى خداوند نسبت به جهانيان تفضل دارد »
در سیره پیامبر(ص) و امام علی(ع) بارها و بارها شاهد جهاد بوده ایم و آنها شکست ها و پیروزی های متعدد داشته اند اما این جمله از امام علی(ع) بسیار راهگشاست که:«هرگز کسی را به مبارزه دعوت نکن (و آغازگر جنگ نباش) ولى اگر کسى تو را به مبارزه فراخواند اجابت کن (و در جهاد با دشمن سستى مکن) زيرا دعوت کننده به مبارزه ستمکار و ستمکار در هر حال مغلوب است». (حکمت۲۳۳ نهج البلاغه)
اما در نهایت:
آنچه که اسرائیل این مدت بر سر ده ها هزار نفر از کودکان بی گناه آورد این آرزو را در دل می کاشت که ای کاش کسی بود که این منبع فساد را سرجای خودش بنشاند.این شاید یک احساس شخصی باشد ولی بارها و بارها قلب بسیاری از انسان های آزادی خواه از دیدن کشته شدن بیش از ۲۰ هزار کودک معصوم به رنج آمد و هیچکس نبود که بتواند کوچکترین آزاری به این خون آشامان وارد کند و مانعش شود.هرچند هیچ کودکی در هیچ کجای دنیا نباید آسیب بخورد ولی کاری که این رژیم از پایه فاسد و سفاک با انسان ها می کند در طول تاریخ نمونه مشابه نداشته است و با هیچچیز دیگر قابل مقایسه نیست.بسیار ساده لوحانه است اگر تصور کنیم آنچه که بر سر کودکان غزه آمد بر سر کودکان ما نخواهد آورد.
من اساسا با هرگونه جنگ مخالفم و معتقدم در هیچ جنگی هیچ خیری وجود ندارد ولی با تمام توان حامی دفاع از وطن هستم و آن سرباز شجاعی که جان خودش را کف دستش میگذارد و پشت رادار و راکت می نشیند تا از مرزهای ایران زمین دفاع کند را امروز اسطوره ی به تمام معنای تاریخی ایران می دانم.امیدوارم جنگ همین لحظه تمام شود و وظیفه ی هر کس که دستش می رسد و می تواند جنگ را یک روز زودتر تمام کند این است که برایش تلاش کند اما این را هم بدانیم که اگر برای دفاع امروز ذره ای کم بگذاریم،در بخش تاریک تاریخ این سرزمین ثبت می شویم و از ما یاد خواهد شد.