سرزمینی ۸ برابر بزرگتر از ایران

سفر به برزیل قسمت اول

ویزای برزیل

سال ۹۶ خیلی درگیری‌های کاری داشتم و نتونسته بودم که سفر طبیعت گردی دلچسبی برم و آخرین سفری که رفته بودم عید همان سال بود که با دوستم نیما رفته بودیم کوبا و مکزیک.تقریبا دو ماه مونده بود به عید ۹۷ که با نیما تصمیم گرفتیم هرجوری شده برای تعطیلات عید یه سفر پر ماجرای طولانی بریم که تلافی سفرهایی که توی سال نرفتیم در بیاد. مقصد رو گذاشتیم برزیل. یکی از روزهای بهمن‌ ۹۶ بود که تهران برف سنگینی اومد و همه جا تعطیل شد. مدارک رو برداشتیم رفتیم سفارت برزیل توی زعفرانیه. خدا خدا میکردیم که سفارت تعطیل نباشه و بعد از چند بار که آیفونشون رو زدیم بالاخره جواب دادن و رفتیم داخل. خانمی که توی سفارت بود گفت ۲۰ روزی زمان میبره و خودشون تماس میگیرن. ازش خواهش کردیم که اگه امکان داره زودتر نتیجه رو بهمون بگن چون می‌خوایم زودتر بلیط هواپیمایی که رزرو کردیم رو بخریم. حرفی که می‌خواست بزنه رو مزه مزه کرد و بعد از یه نگاهی به اطرافش گفت شما برید بلیطتون رو بخرید و ویزاتون رو اکی شده بدونید :)
یک هفته بعدش زنگ زدن و رفتم ویزاها رو گرفتم و دیگه افتادیم دنبال مقدمات سفر. برای اینکه بلیط‌های رفت و برگشت ارزون‌تر بشه زمان رفت رو گذاشتیم ۲۲ اسفند ۹۶ و برگشت رو هم ۱۸ فروردین ۹۷ یعنی تقریبا یک ماه سفر. از چند تا آژانس قیمت گرفتیم و کمترین قیمتی که پیدا کردیم ۷ میلیون ۲۰۰ هزار تومان بود. اخر خودمون آنلاین، مبلغ ۶ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان تونستیم پیدا کنیم و دیگه معطل نکردیم و همونو خریدیم.

پرواز به Sao

هرچی به عید نزدیکتر می‌شدیم، دلار هم داشت گرون‌تر و نایاب‌تر می‌شد. آخر سر با کلی معطلی و توی صف ایستادن و بردن بلیط و ویزا و به صرافی تونستیم نفری ۲ هزار دلار از صرافی بگیریم و ۵۰۰ دلار هم از قبل داشتیم که اون رو هم بردیم. سفر ما سه‌شنبه ۲۲ اسفند ساعت ۲۳:۵۵ شروع شد و از فرودگاه امام خمینی به سمت دبی پرواز کردیم.

توی قسمت ترانزیت فرودگاه دبی نزدیک ۸ ساعت توقف داشتیم که مشغول گشتن توی فرودگاه شدیم. وقتی توی فرودگاه دبی فرصت از دست رفته‌ای که این صنعت هوایی می‌تونسه برای کشور ما داشته باشه رو می‌بینی و اینکه مثل خیلی از فرصت‌های دیگه با بی تدبیری از دست رفته، فقط افسوس می‌خوری. بگذریم، مقصد ما از دبی به شهر sao paulo در برزیل بود و من توی فرودگاه سعی کردم به چند نفری توی اپلیکیشن couchsurfing پیام بدم ببینم چی میشه اصلا؟ و آیا میشه بریم خونه یه برزیلی و تجربه زندگی باهاشون رو تجربه کنیم؟ جالب اینکه دوتا اکی دادن و ما هم با یکیشون نهایی کردیم و قرار شد بعد از رسیدن بریم پیشش.

شروعی نه چندان درخشان

ساعت ۱۷:۳۰ به وقت sao paulo پرواز ما نشست و رفتیم توی فرودگاه تا یکمی از پولمون رو تبدیل کنیم تا تاکسی بگیریم و بریم پیش دوست برزیلیمون. اولین استقبال گرم توی فرودگاه اتفاق افتاد و صرافی توی فرودگاه بعد از اینکه پاسپورت ایرانی رو دید یکمی برندازش کرد و گفت ما به ایرانی‌ها نمیتونیم خدمات بدیم! داستان رو همینجا ابتدای سفر نگه دارید تا یک نکته مهم در مورد سفر به برزیل بگم.
برزیلی‌ها انگلیسیشون وحشتناک بده و فقط پرتغالی که زبان اصلیشون هست میتونن صحبت کنن و کمی هم اسپانیایی چون شبیه زبان پرتغالی هست رو متوجه میشن و این باعث می‌شد که ارتباط گرفتن باهشون خیلی خیلی برای ما سخت بشه. انگلیسی بلد نبودن فقط شامل مردم عادی نمیشه و خیلی عجیب و البته خنده دار بود که حتی قسمت پذیرش هتل‌ها هم انگلیسی نمی‌فهمیدن. این مشکل در rio de janeiro (توریستی‌ترین شهر برزیل) کمی قابل تحمل‌تر بود ولی در شهرهای دیگه اگه بگم در حد یک hello هم انگلیسی نمیدونستن اغراق نکردم. این نکته رو گفتم که هم اگر خواستید به برزیل سفر کنید در نظر بگیرد و هم توی داستان‌های این سفرنامه در نظر بگیرید که ارتباط چقدر باهشون سخت بود. خب دیگه برگردیم به فرودگاه و ادامه داستان.
پولمون رو نتونستیم تبدیل کنیم و با دشواری زیادی نهایتا یه تاکسی فهموندیم که مارو ببره به مکانی که می‌خوایم. فاصله فرودگاه تا اونجا ۴۰ دقیقه‌ بود اما اینقدر این فرایند تاکسی گرفتن و خروج از فرودگاه سخت بود که ۴ ساعت بعد از فرودمون یعنی ساعت ۹ شب رسیدیم محل قرار.

نیویورکِ برزیل

اولین تجربه من توی couchsurfing خیلی هم جالب از آب در نیومد. خونه خیلی کثیفی بود. خونش توی اون هوای گرم و شرجی کولر نداشت، آب اون شب قطع بود و نمی‌شد دوش بگیری یا حتی دستشویی بری! خلاصه دیگه با سختی شب اول رو گذروندیم و تصمیم گرفتیم که فرداش بریم یه هاستل. صاحبخونه می‌تونست کمی انگلیسی صحبت کنه. حالا که نشد خونش بمونیم، حداقل یکمی اطلاعات ازش بگیریم که بدونیم کجاها رو مثلا بریم بگردیم. ولی متاسفانه هیچ اطلاعاتی در مورد برزیل نداشت! حتی rio de janeiro هم نرفته بود و همش سرش تو کامپیوتر و خرید و فروش بیت‌کوین بود. آخر سر ازش پرسیدم چرا درخواست منو برای مهمون شدن قبول کردی؟ گفت اولین بارش بوده که مهمون قبول کرده و چون ایرانی بودیم و دیده که منم استارتاپ دارم و تونستم جذب سرمایه هم کنم براش داستان جذاب شده و درخواست من رو توی couchsurfing قبول کرده!

روز دوم یه هاستل خوب پیدا کردیم و اونجا تازه تونستیم یکمی استراحت کنیم و دوش بگیریم و خستگی پرواز طولانی کمی از تنمون خارج بشه. sao paulo شهر خیلی بزرگیه و خودشون مثال میزنن که نیویورکِ برزیل هستش. نزدیک به ۱۲ میلیون جمعیت دارد و یک شهر توسعه یافته و مدرن است. و خب همه ویژگی‌های شهرهای اینچنینی مثل ترافیک، اتوبان، مترو، سرعت بالای زندگی، بار و رستوران های زیاد رو داشت. دیدنی های این شهر یک خیابون معروف به اسم Paulista Avenue بود که شرکت‌های بزرگ و مراکز خرید توی اون قرار داشتن. یک پارک معروف هم در وسط شهر است (دقیقا مثل نیویورک) به اسم Ibirapuera Park که همه اونجا معمولا مشغول ورزش هستن.

Paulista Avenue
Paulista Avenue

شهر sao خیلی برای ما جذابیتی نداشت و تصمیم گرفتیم که یه ماشین کرایه کنیم و به سمت جنوب برزیل رانندگی کنیم. برزیل کشور خیلی بزرگیه (تقریبا ۸ برابر ایران) و فاصله بین شهرها خیلی زیاده و یکمی این موضوع نگرانمون کرده بود اما نهایتا روز چهارم صبح زود sao paulo رو به مقصد florianopolis ترک کردیم.

با ماشین در دل جاده‌های برزیل

لذت سفر تازه برای ما شروع شد. رانندگی در جاده‌های فوق العاده مثل جاده‌های بکر شمال ایران، البته با کیفیت خیلی بالاتر و بسیار بسیار طولانی‌تر. لذت دیدن منظره‌های جذاب توی جاده به همراه موزیک‌های خاطره انگیز سر ذوقمون اورده بود و از تصمیمی که گرفته بودیم برای سفر کردن با ماشین واقعا خوشحال بودیم. تا اولین مقصد ما ۹ ساعت راه بود و توقف بین راه برای ناهار و لذت توقف های بین مسیر باعث طولانی‌تر شدن هم شد و تقریبا یک ساعت مانده بود تا مقصدی که انتخاب کرده بودیم که به شهری رسیدیم که از دور برج‌های آن توجه ما رو جلب کرد و تصمیم گرفتیم نگاهی به این شهر بندازیم.

منظره‌ای از جاده‌های برزیل
منظره‌ای از جاده‌های برزیل

توقف در balneario camboriu

ورود ما به این شهر با هدف یک توقف کوچیک چند ساعته بود ولی بعد از ورود به شهر جذب ساحل و زیبایی‌های آنجا شدیم و تصمیم گرفتیم که دو شبی آنجا بمانیم. شهر balneario camboriu یک شهر کوچک در امتداد ساحل بود که برج سازی به شدت آنجا رشد کرده بود و برج‌های بی‌نظیر و بسیار گرانی آنجا ساخته شده بود. شهر خیلی لوکسی بود، رستوران‌ها و ماشین‌های گران‌قیمت و افرادی که می‌شد از لباس‌ها و نحوه رفتارشون ثروتمند بودن رو دید. ساحل این شهر یکی از جدیدترین و مدرن‌ترین ساحل‌ها بود که تا به حال من دیده بودم. همه تجربه و تخصصی که بشر در ساحل سازی بدست اورده بود رو، اینها برای ساخت این ساحل به کار گرفته بودن. همه چیز در ساحل فوق‌العاده و به اندازه بود، مسیر برای دوچرخه و اسکیت، مسیر پیاده روی، فضا برای بازی‌های ساحلی، رستوران‌ها و بارها در فضای درست، برج سازی‌ها به قاعده و با مناظر فوق العاده و خلاصه همه چیز به گونه‌ای بود که لذت بی اندازه از ساحل ببری. برداشت من از ساکنین این شهر، افراد بسیار ثروتمندی بود که از شهرهای مختلف برزیل به اینجا نقل مکان کرده بودن و اینجا خونه‌ای برای دوران بازنشستگی و یا تفریحات آخر هفته خریده بودن تا در ساحل به دوستانشون معاشرت کنند و یا با قایق شخصیشون به آب بزنند.

ساحل balneario camboriu
ساحل balneario camboriu

شهر florianopolis مقصدی برای موج سواران

بعد از دو شب اقامت در شهر balneario camboriu به سمت شهر florianopolis حرکت کردیم. شهر florianopolis از دو قسمت مدرن و سنتی تشکیل شده بود که در قسمت مدرن اکثر ادارات دولتی، ساختمان‌های بلند و مراکز خرید بود. و در قسمت سنتی که منطقه توریستی بود، اکثر هاستل‌ها، طبیعت و جذابه‌های گردشگری بود. قسمت توریستی، سواحل خیلی خوبی داشت که از جاهای مختلف برای موج سواری به اینجا میومدن. یک دریاچه خیلی آروم هم داشت که در کنار سواحل اقیانوس جذابیت و منظره‌های بی مثالی می‌ساخت. مناظر این شهر فوق‌العاده بود وقتی از بلندی های کوه‌های اطراف مناظر رو نگاه می‌کردی کیف لازم رو می‌بردی. ظهر که رسیدیم به این شهر یک هاستل گرفتیم که منظره عالی به دریاچه داشت و بعد از استراحت کوتاه اماده شدیم که بریم آخرین شام سال ۹۶ رو بخوریم. یک پیتزا فروشی خوب پیدا کردیم و با نوشیدنی‌های خوب یک پیتزا سبک خوردیم و رفتیم توی شهر که خب متاسفانه چون سه‌شنبه بود توی شهر خیلی خبری نبود و رفتیم کنار دریاچه کمی خلوت کردیم و بعد تصمیم گرفتیم بریم بخوابیم که آماده بشیم برای فردا که سال تحویل بود.

florianopolis
florianopolis

قسمت دوم را اینجا می‌توانید بخوانید.