خلاصه کتاب " درباره مدیریت خود"

زندگی خود را چگونه می سنجید؟

کریستنسن معتقد است میتوان از تئوری های مدیریت و نوآوری برای ایجاد سازمانهایی قویتر و دستیابی به زندگی بهتر استفاده کرد. به اعتقاد او با طرح پرسش هایی درست میتوانیم به زندگی شادتر در کار ، زندگی و ... برسیم. به اعتقاد او پول قدرتمندترین انگیزش دهنده نیست بلکه فرصت یادگیری، افزایش مسئولیت، کمک به دیگران و تشکر کردن از آنها سبب آن است. برای داشتن زندگی شادتر باید برای زندگی خود استراتژی بسازیم و نحوه اجرای آن را مشخص کنیم. داشتن هدف روشن در زندگی امری اساسی است. انتخاب کردن و دنبال کردن یک شغل یکی از راههای رسیدن به آن است. برای رسیدن به یک استراتژی، ما تصمیماتی در مورد وقت، انرژی و استعدادهایمان (تخصیص منابع) می گیریم و انتخابهایی که در این مسیر انجام می دهیم میتواند زندگی ما را متفاوت از آن چیزی کند که انتظار داشتیم. و همواره افراد در مسیر هدفهایشان منابع کمتری را به اموری که زمانی برایشان مهمترین چیز بود اختصاص می دهند. طبق مدل ابزارهای همکاری، یکی از مهارتهای مهم مدیریت، شناخت ابزارهایی برای ایجاد همکاری بین کارکنان است و نتیجه ای که بدنبال دارد، موفقیت بیشتر است و از این طریق فرهنگ شکل میگیرد و میتواند ابزاری قدرتمند در مدیریت باشد. با استفاده از این مدل میتوانیم مطمئن شویم که خانواده ای با منبع پایدار شادمانی داشته باشیم.

افراد با انجام دادن کارهای سخت و آموختن تدابیر نتیجه بخش عزت نفس پیدا می کنند.


در مورد امور مالی، این تئوری درست نیست که تصمیمات خود را براساس هزینه ها و درآمدهای نهایی در نظر بگیریم زیرا مطمئنا آینده متفاوت از گذشته است و این پاسخ سوال چگونه در طول زندگی درستکارانه زندگی کنیم، می باشد. ساده ترین راه اینست که به اصول خود 100 درصد پایبند باشیم.

همواره به اهمیت فروتنی توجه داشته باشید؛ زیرا افراد متواضع، عزت نفس بالایی دارند. و این نگرش را در خود ایجاد کنید که میتوانید از همه افراد یاد بگیرید و در این صورت فرصت یادگیری در شما نامحدود میشود. فروتنی باعث میشود که احساس خوبی نسبت به خود داشته باشید و تلاش کنید که افراد دیگر هم احساس خوب نسبت به خودشان داشته باشند.

همیشه ملاک مناسبی برای خود انتخاب کنید. معیاری که خدا با آن ما را می سنجد تاثیری ست که بر تک تک افراد گذاشته ایم.

طوری زندگی کنیم که در پایان، زندگی ما را یک موفقیت بدانند.

خود را مدیریت کنید

انسانها تنها بر پایه نقاط قوت خود کاری بزرگ انجام می دهند. تنها راه کشف آن تحلیل بازخورد است هر زمان تصمیم مهمی گرفتید انتظارات خود را یادداشت کنید، پس از 9 تا 12 ماه ، نتیجه را با انتظارات خود مقایسه کنید.

تحلیل بازخورد چند نتیجه مهم دارد : تمرکز بر نقاط قوت، تقویت نقاط قوت، ببینید تکبر روشنفکریتان در کجا باعث جهل ناتوان کننده شده است و سپس در رفع آن بکوشید. دنبال کسب مهارت برای تقویت نقاط مثبت و ترک عادات بد باشید.

روش کار هر فرد نظیر نقاط مثبت او منحصر به فرد است و این مرتبط با شخصیت اوست. اولاز همه باید بدانیم که ما با خواندن مطالب آنها را بهتر درک می کنیم یا با شنیدن. دومینمورد اینست که چگونه یاد میگیریم؟ آیا در جمع بهتر کار میکنیم یا به تنهایی؟ در نقش تصمیم گیرنده بهتر نتیجه میگیریم یا به عنوان مشاور؟ در شرایط تنش زا چگونه عمل میکنیم ؟

سعی نکنید خود را تغییر دهید اما تلاش کنید که همواره شیوه کار خود را بهتر کنید.

برای اینکه بتوانید خود را کنترل کنید باید از خود بپرسید که ارزشهای من چه هستند؟ این سوال مربوط به اخلاقیات نمیشود؛ اخلاقیات جزئی از نظام ارزشی ماست. نقاط قوت و روش کار در تعارض هم نیستند ولی گاهی ارزشهای شخص با نقاط قوت در تعارض است. ارزش ها ملاک نهایی تصمیمات ما هستند و باید باشند. اگر نقاط قوت، روش کار و ارزشهایمان را بشناسیم از فرصت ها استفاده کرده و به انسانی برجسته تبدیل میشویم.

مدیریت خود، مستلزم پذیرفتن مسئولیت روابط است که شامل دو بخش است : باید توانمندی ها، شیوه های کار و ارزش های همکارانتان را بدانید و در ادامه مسئولیت روابط را بپذیرید و این یک ضرورت مطلق و وظیفه است.

امروزه افراد برای نیمه دوم عمر خود شغلی در نظر میگیرند که برای اینکار 3 راه وجود دارد:

اولین راه این است که کاری را شروع کنیم.

راه دوم، شغلی موازی با شغل قبلی خود پیدا کنیم.

راه سوم که مربوط به کارآفرینان اجتماعی ست آنها عاشق کارشان هستند ولی دیگر برایشان چالشی ندارد بنابراین کاری جدید انتخاب میکنند.

مدیریت نیمه دوم عمر یک پیش شرط دارد و آن اینکه از خیلی قبلتر باید آنرا انتخاب و شروع کنیم. مدیریت خود، به توانایی های جدید از سوی فرد دانش ورز نیازمند است.امروزه عمر دانش ورزها برعکس گذشته از عمر سازمان ها بیشتر است.

تاب آوری چیست؟

تاب آوری، یکی از مهمترین معماهای طبیعت انسان است که امروزه در کسب و کار نیز موضوعی داغ است. وقتی در مواجهه با بحران، دچار عدم اعتماد به نفس و افسردگی می شوید دسته ای از افراد از این شرایط به عنوان فرصت استفاده می کنند. در این برهه تاب آوری از همیشه اهمیت بیشتری دارد تا اینکه بتوانید بهتر و راحتتر این شرایط را تحمل کنید.

افراد تاب آور 3 ویژگی دارند:

1- پذیرش واقعیت ( خوش بین بودن) البته در برابر مشکلات بزرگ، باید خونسرد و تقریبا بدبینانه بود.

2- باور عمیق به زندگی هدفمند ( ارزشهای قدرتمند به محیط معنا می دهند. ارزشها برای ما به عنوان اصل و غیر قابل تغییرند)

3- توانایی غیر طبیعی برای بدیهه سازی ( در این زمان مبتکر باشید و حداکثر استفاده را از منبع بکنید)

افرد تاب آور اغلب اوقات بازماندگی خود را به شانس نسبت می دهند در حالی که خوش شانس بودن همان تاب آوری نیست. تاب آوری یک واکنش است و شیوه برخورد با آن در ذهن و روح انسان حک شده است.


انرژی ات را مدیریت کن نه وقتت را

سازمان ها همواره کار بیشتری از کارکنان خود میخواهند و کارکنان هم خواسته های آنها را میپذیرند ولی وقتی این کار اضافه بیشتر از ظرفیت و وقت آنها باشد آنها بی علاقه، خسته و دنبال شغلی سالمتر می روند. در این مواقع باید سازمانها به دنبال این باشند که انرژی کارکنانشان را بیشتر کنند. که طبق تحقیقات، شوارتز و مک کارتی روشهایی را برای 4 بعد انرژی شخصی توصیه میکنند:

1- انرژی جسمی ( که شامل استراحت و خواب، ورزش، هر 3 ساعت صرف غذای سبک، استراحت کوتاه بعد از فواصل 90 تا 120 دقیقه در حین کار) استراحت های متناوب باعث تجدید قوا و به بهبود عملکرد کمک میکند.

2- انرژی احساسی (خنثی کردن احساسات منفی، اضطراب و ناامنی به کمک تنفس شکمی عمیق ، قدردانی کردن از دیگران برای تقویت احساسات مثبت، با نگاه جدید و از دید طرف مقابل به اوضاع ناراحت کننده نگاه کردن، برای مدت زمان طولانی به موضوع نگاه کنید مثلا 6 ماه بعد اوضاع چگونه است ، با دیدی جامع به موضوع بنگرید از این موضوع چه میتوانم یاد بگیرم )

3- انرژی ذهنی ( از چیزهایی که تمرکزتان را در حین کار کم میکند دوری کنید مثل تلفن، ایمیل ... ، برای اینها زمانی در طول روز در نظر بگیرید، از شب قبل برای چالش ها و کارهای فردا برنامه ریزی و آنها را اولویت بندی نمایید)

4- انرژی معنوی ( انجام دادن کارهایی که به آن علاقه مندیم و آنها را بهتر انجام می دهیم، اختصاص دادن آگاهانه وقت و انرژی خود میان عرصه های مختلف زندگی ، توجه کردن به ارزشهای زندگی خود) که باعث حس هماهنگی، رضایت و رفاه در زندگی می شود و فرد را وادار میکند که در جهت آن گام های بلندی بردارد.)

برای موفقیت بیشتر، سازمان ها باید به این ابعاد توجه کرده و روی آن سرمایه گذاری کنند و افراد در پاسخ این توجه شان، کل انرژی چند بعدی خود را در کار، بکار می برند و این به سود هر دو طرف است.


مدارهایی با بار اضافه

آیا برایتان پیش آمده که اینقدر درگیر چندین کار مختلف شده اید که قرار ملاقاتی که چند دقیقه قبل به شما یادآوری شده است را فراموش کنید؟ ای دی تیعامل اشباع مغز است و امروزه پدیده ای شایع در سازمان ها. از علایم آن حواس پرتی، آشفتگی درونی ، بیقراری و مشکل در نظم دادن به کارها و اولویت بندی کردن آنهاست. و این بیماری از محیط ناشی شده است و نتیجه فشاری است که روی وقت و توجه ما وارد شده است.

راهکارهای مقابله با ای دی تی :

تقویت احساسات مثبت از طریق ارتباط برقرار کردن با کسی که او را دوست داریم. به وسیله ورزش کردن، خواب کافی ، رژیم غذایی مناسب ، قدم زدن سریع، از مغزمان به لحاظ فیزیکی مراقبت کنیم. ببینید در کدام ساعات روز بهترین عملکرد را دارید، مهمترین کارتان را در آن موقع انجام دهید، خود را درگیر ایمیل ها نکنید، زمانی مشخص برای آن در نظر بگیرید. دفتر کار خود را مرتب کنید و اگر موسیقی باعث افزایش تمرکزتان میشود برای خود موسیقی پخش کنید. هر چیزی که باعث می شود بهتر کار کنید را برای خودتان فراهم سازید. این استراتژی ها به ظاهر خیلی معمولی هستند ولی باعث تمرکز بیشترمان می شود.

در شرکتهایی که به علائم ای دی تی بی توجه اند، کارکنان موفقیت کمتری دارند. شرکتها برای مقابله با این بیماری و بهره وری بیشتر از کارکنان باید امکانات رفاهی که باعث جوی مثبت و ثمر بخش می شود، فراهم کنند.

مدیر بهتری باش، زندگی غنی تری داشته باش

برای آنکه در کلیه جنبه های زندگی خود پیروز باشید، از فرآیند مدیریت فرویدمن استفاده کنید. ابتدا باید ببنید که چه چیزی و چه کسی در زندگی شما از همه مهمتر است سپس با تغییراتی کوچک عملکرد و رضایت خود را در 4 قلمرو زندگی بهبود بخشید. برای سازمان دادن فکر خود و طراحی آزمایش از 9 دسته زیر استفاده کنید:

1- تفکر و تعمق ( آمار فعالیتها، اندیشه ها، و احساسات خود را نگه دارید.)

2- برنامه ریزی کردن برای استفاده بهتر از وقت

3- احیا و تجدید قوا ( از بدن، مغز و روح خود مراقبت کنید تا وظایف زندگی، روزانه ، کار و ... را با تمرکز و تعهد بیشتر انجام دهید)

4- درک و دلسوزی ( به دیگران توجه کنید و با آنها به شیوه ایجاد پیوند و تقویت اعتماد روابط برقرار کنید)

5- تأکید و تمرکز ( برای کسانی که از اهمیت بیشتری قائلند حضور فیزیکی یا روانی داشته باشید و لازم است در دسترس آنها باشید و احترام بیشتری برایشان قائل شوید)

6- افشاگری و متعهدسازی ( بخش های بیشتری از وجود خود را با دیگران سهیم شوید و با ارتقای ارتباطات در جنبه های مختلف زندگی، احترام خود را به شخص نشان دهید)

7- تغییر مکان و تغییر زمان ( دورکاری یا کار در بازه زمانی متفاوت برای افزایش انعطاف پذیری، انطباق بهتر با خانواده و جامعه)

8- تفویض اختیار و پیشرفت کردن ( وظایف را به شیوه ای که باعث افزایش اعتماد به نفس، آزاد کردن وقت، توسعه مهارتهای خود و دیگران می شود تقسیم کنید. در واقع هوشمندانه تر کار کنید)

9- اکتشاف و خطر پذیری (براساس ارزشها و آرمانهایتان گام هایی در جهت شغلی بردارید)

اگر آزمایش به درستی طراحی شده باشد باعث می شود که شما یاد بگیرید و به شیوه هایی جدید و خلاقانه زندگی خود را رهبری کنید و در عین حال ریسکهای ناگزیر از هر تغییر را به حداقل برسانید و این به سود همه خواهد بود.

و در نهایت بردهای چهار طرفه زیادی وجود دارد که فقط باید به سراغشان برویم و آنها را پیدا و برای پیگیری آنها دنبال حمایت و اشتیاق زیاد باشید. اگر بتوانید در مقابل این چالش پیروز شوید میتوانید مدیری بهتر با زندگی غنی تر باشید.

شغل خود را احیا کنید

اگر از اغلب مدیران بپرسید که چه چیزی مانع موفقیت آنها در کارشان می شود، اغلب کمبود وقت، نداشتن امکانات کافی را عنوان می کنند که در واقع همه اینها بهانه است. چیزی که مانع موفقیت مدیران می شود مسئله ای شخصی ست و علت آن تردید عمیق درباره اقدامی که واقعا آن را بهترین میدانند.

توانایی ابتکار عمل داشتن مهمترین ویژگی ضروری هر مدیر موفق است.

با یاد گرفتن کارهای زیر می توانند بهره وری خود را بالاتر ببرند:

1- مدیریت خواسته ها ( مدیران اثربخش با ابتکار، کارها و انتظارات خود را کنترل می کنند و این باعث می شود که به اهداف استراتژیک برسند)

2- ایجاد منابع ( با ایجاد استراتژی های مبتکرانه راههایی را برای دور زدن محدودیت ها پیدا می کنند)

3- شناخت و بهره برداری از راه حل های جایگزین ( مدیران اثربخش در محدوده وظایف خود باقی نمی مانند، بلکه در مسیر شغلی خود عمل میکنند. مدیران می توانند یاد بگیرند که براساس قابلیت های خود عمل کنند و متفاوت باشند. پروژه های هدفمند، توان کارشناسی شخصی آن ها را تقویت میکند و موجب افزایش اعتماد به نفس می شود و توانایی مشاهده، درک و مبارزه برای استفاده از فرصت هایی که ایجاد میشوند را در خود ایجاد می کنند.)

با تدوین برنامه ای جامع و در قالب دوره های زمانی یک تا پنج ساله میتوان انگیزش و هیجان در کار را ایجاد کرد. هنگامی که مدیران بر برنامه های خود مسلط هستند و احساس آزادی می کنند، از نقش خود لذت میبرند .

لحظه های عظمت ( ورود به وضعیت بنیادین رهبری)

ما به عنوان رهبر، گاه خوب عمل می کنیم و گاه خوب عمل نمی کنیم. زمانی رهبران بهترین عملکرد را از خود نشان می دهند که از هیچ کس تقلید نکنند بلکه از ارزش ها و قابلیت هایشان در چارچوب فکریشان فعالیت می کنند.

برای آنکه عملکرد دیگران را بهبود ببخشیم باید خود را تا وضعیت بنیادی رهبری ارتقا دهیم که باید در چهار بعد تغییر کنیم:

1- باید از وضعیت راحتی محور به نتیجه محور تغییر کنیم. ( طرح این پرسش: که به چه نتیجه ای میخواهم برسم)

2- خود را از درون هدایت کنیم. ( باید ارزشهای اصلی خود را مشخص کنیم و با اعتماد به نفس تر و با اصالت تر باشیم.)

3- تمرکز را از خود به دیگران منتقل کنید. ( منافع جمع را به منفعت خود ترجیح دهیم که این باعث همدلی بیشتر، حس اجتماعی غنی تر می شود)

4- نسبت به علائم و محرک های بیرونی برخورد بازتری داشته باشیم. ( از محیط بیاموزیم و زمان لازم برای تغییر را تشخیص دهیم)

با ورود به وضعیت بنیادی احتمال جلب دیگران در سطحی بالاتر و وضعیتی با عملکرد بهتر که در زمانی که ما حضور نداریم ادامه پیدا می کند.

از شخص درون آینه چه بپرسیم ؟

ویژگی اصلی رهبران بسیار موفق آن است که تکنیک هایی ایجاد می کنند که به آنها در تشخیص وخیم شدن وضعیت و برگشتن هرچه سریعتر به مسیر صحیح کمک می کند. بهترین کار آنست که هر 3 ماه تا 6 ماه یکبار ( و قطعا هر زمان که احساس می کنید اوضاع خوب پیش نمی رود) توقف کرده و صادقانه از خود پرسش هایی درباره روند کار خود و تغییر آن بپرسید.

در اینجا 7 پرسش مطرح می شود که مدیران باید به صورت منظم از خود بپرسند:

1- چشم انداز و اولویت ها ( باید چشم انداز کسب و کار و اولویت های آن را با کارکنان در میان بگذارد)

2- مدیریت زمان ( باید بدانند که وقت خود را چگونه سپری میکنند و آیا با اولویت های اصلی هماهنگی دارد؟)

3- بازخورد ( آیا به موقع و مستقیم بازخورد ارائه می دهم تا بتوانند کارکنان براساس آن عمل کنند؟)

4- برنامه ریزی برای جانشین پروری ( آیا نیروهای بالقوه و جانشین برای خود تعیین کرده ام؟)

5- ارزیابی و همسویی ( دنیا مدام در حال تغییر است رهبران باید بتوانند کسب و کار خود را براساس آن تغییر دهند)

6- رهبری تحت فشار ( رفتار یک مدیر در زمانی که تحت فشار عصبی قرار دارد زیر نظر افرادش است، یک رهبر باید بتواند این رفتارها را در خود بشناسد تا بتواند رفتاری اصولی و درست ارائه دهد)

7- صادق بودن با خود ( سبک رهبری براساس نیازهای کسب و کار، باور و شخصیت آنها تناسب دارد)

هدف از این سوالات اینست که ذهن فعال شود و فرآیند پرسشگری اگر بصورت مرتب انجام شود به مدیران در مقابله با چالشها کمک شایانی می کند.

رهبری اساسی ( محرک پنهان عملکرد برتر)

از کلیه عناصر موثر بر عملکرد سود شرکتها، خلقیات رهبر تأثیرگذارترین است. اگر خلقیات رهبر و رفتارهای او نیرویی قدرتمند برای موفقیت کسب و کار است، میتوان به این نتیجه رسید که مهمترین وظیفه اساسی او رهبری احساسی است که این یعنی تاثیر خود بر دیگران را درک کنیم و آنگاه تعدیل سبک متناسب با آن است. رهبر باید قبل از این که به سراغ گسترش دیگر مسئولیت های خود برود باید تأثیر خلقیات و رفتارهای خود را بررسی کند. زیرا وضعیت احساسی رهبر بر عملکرد مجموعه ذیربط تأثیر می گذارد. بیشترین تأثیر زمانی اتفاق می افتد که پرنشاط و خوش بینانه باشد. البته برای شاد بودن باید جوانب احتیاط را رعایت کرد.

از گام های زیر برای دستیابی به هوش هیجانی و تجدید سازمان مغز خود استفاده کنید:

1- می خواهید که باشید؟ ( خود را آنگونه که میخواهید تصور کنید، این تمرین شکافهایی را در سبک کنونی تان آشکار می کند)

2- اکنون که هستید؟ ( نقاط ضعف و قوت خود را مشخص کنید و نگرشی باز نسبت به انتقادات داشته باشید و بازخورد های منفی را جستجو کنید.)

3- از چه طریقی از جایی که اکنون هستید به جایی که میخواهید باشید، می رسید؟( تغییر و اصلاح عادات کهنه و ابداع برنامه عمل )

4- چگونه تغییرات را پایدار می کنید؟ ( تمرین برای شکستن عادتهای قدیمی و تمرین مرتب رفتارهای جدید هم به صورت ذهنی و هم به صورت فیزیکی)

5- چه کسی میتواند به شما کمک کند؟ ( برای وجود آوردن مهارت های احساسی، کسانی که میتوانند کمکتان کنند را مشخص کنید)

زمانی که میگوییم مدیریت خلقیات رهبر و پیروانتان وظیفه اساسی رهبر است منظورمان این نیست که خلقیات همه چیز است بلکه خلقیات روند پیشرفت یا شکست سازمان را تشدید می کند.


نویسندگان: هاروارد بیزینس ریویو

مترجم : سید محمد تقی زاده مطلق

خلاصه کننده: سیده مائده حسینی



در صورتی می خواهید خلاصه کتاب های بیشتری را مطالعه کنید اینجا را کلیک کنید