سندروم کاغذ سفید (هیولای هیچ)

اول از هر چیزی این سندروم رو هر کسی که یه A4 جلو سفید جلو روش باشه درک میکنه.


دوم اینکه من کسی نیستم که این سندروم رو تشخیص دادم و حتی کسی هم نیستم که برای اولین بار دارم ازش استفاده میکنم.


سوم اینکه همین الان یه تعریف از نویسنده بودن به ذهنم رسید:


نویسنده کسیه که نمیتونه ننویسه

برای همین الان چیز جدیدی به ذهنم نمیرسه ولی نمیخوام هم کاغذم سفید باقی بمونه.


اینجا یک پارادکس مطرحه و اون هم ایمه که من دارم در مورد هیچ مینویسم.

حالا این پارادوکس داستانش چیه؟

فقط خواستم بگم که نوشتن رو تو ویرگول شروع کردم و از این به بعد قراره بیشتر بنویسم.


من آدم تنبلی ام و نخواستم این بار هم از شنبه شروع کنم( اگرچه امروز شنبه اس) ولی خلاصه خواستم یه اقدام مفیدی کرده باشم.


در نهایت نوشتن تو ویرگول با موبایل خیلی رو مخه.