ویرگول
ورودثبت نام
Jamile Ehsani| جمیله احسانی
Jamile Ehsani| جمیله احسانییک کارشناس سئو که به مسائل روانشناسی علاقه داره... از مطالب این صفحه استفاده کنین ولی بهشون استناد نکنین چون من متخصص روانشناسی نیستم.
Jamile Ehsani| جمیله احسانی
Jamile Ehsani| جمیله احسانی
خواندن ۳ دقیقه·۹ ماه پیش

چرا وقتی تراپی می‌ریم، حالمون بدتر می‌شه؟


خیلی‌هامون با امید و اشتیاق می‌ریم سراغ تراپی:
می‌خوایم حال بهتری پیدا کنیم، اضطراب‌هامون کم بشه، راحت‌تر بخوابیم، کمتر گریه کنیم، کمتر به دنیا و آدما بدبین باشم یا حتی فقط بتونیم خودمون رو بفهمیم.
اما گاهی درست بعد از شروع درمان، اتفاقی عجیب می‌افته:
حالمون بدتر می‌شه.

شاید بیشتر گریه می‌کنیم.
شاید اضطرابمون بیشتر شده.
شاید اطرافیان می‌پرسن:
«مطمئنی این تراپی کمکت می‌کنه؟ از وقتی رفتی، بدتر شدی!»

و خب، توی ظاهر شاید حق با اون‌ها باشه.
ولی پشت این «بدتر شدن» داستان پیچیده‌تری پنهانه. بیایید با هم بازش کنیم.

مطالب این اکانت با کمک هوش مصنوعی نوشته شده و به هیچ عنوان جایگزین روان درمانی و تراپی و نظر متخصص نیستن!

۱. قبل از تراپی، خیلی چیزها رو نمی‌دیدیم

همه‌ی ما یاد گرفتیم که برای زنده موندن، بعضی چیزها رو نبینیم:
احساس رهاشدگی، تحقیر، شرم، ترس، حس بی‌ارزشی...
ما اون‌ها رو فرستادیم ته ذهنمون. یه جایی که دستمون بهش نرسه.

مثل یه انباری تاریک که درشو بستیم و روش هم یه پرده‌ی قشنگ انداختیم تا کسی نفهمه پشتش چیه.

ولی تراپی یعنی چی؟
یعنی پرده رو کنار بزنی، درِ انباری رو باز کنی، بری تو و ببینی چی اونجاست.
و خب، طبیعیه که وقتی سال‌ها چیزی رو نادیده گرفتی، دیدنش دردناک باشه.

۲. درمان واقعی، اولش آشفتگی داره

یه تشبیه رایجه بین روان‌درمانگرها:
درمان عمیق شبیه کندن یک زخم عفونیه.

تا وقتی زخمو نبینی، فکر می‌کنی فقط یه تیر کشیدن کوچیکه.
ولی وقتی پوست روش رو کنار بزنی، عفونت بیرون می‌ریزه، درد می‌گیره، شاید حتی بو بده.
و تازه اونجاست که بدن می‌تونه شروع کنه به ترمیم.

درمان هم همینه.
تا با ریشه‌ی درد روبه‌رو نشی، التیامی هم در کار نیست.

این مطلب رو از دست نده!! 7ردفلگ یه تراپیست بد!!

۳. احساسات سرکوب‌شده برمی‌گردن

ممکنه از تراپی بیرون بیای و یه خشم قدیمی سراغت بیاد.
یا یه ترس بی‌دلیل.
یا خاطره‌ای که فکر می‌کردی فراموشش کردی.

این یعنی حافظه‌ی هیجانی‌ت داره فعال می‌شه. مغزت می‌فهمه الان جای امن‌تریه، پس شروع می‌کنه به آوردن چیزهایی که قبلاً توی خودش قایم کرده بود.
و این اتفاق می‌تونه نا‌آروم، عجیب، حتی ترسناک باشه.
ولی از نظر روان‌درمانگر، نشونه‌ی پیشرفته.

۴. از بیرون ممکنه ضعیف‌تر به‌نظر بیای

وقتی شروع می‌کنی به نشون دادن احساساتت،
وقتی بیشتر گریه می‌کنی، بیشتر حرف می‌زنی، بیشتر می‌پرسی،
آدم‌هایی که به ظاهرِ ساکت و "کنترل‌شده"‌ی قبلی‌ت عادت داشتن، ممکنه فکر کنن داری پسرفت می‌کنی.

ولی واقعیت اینه که قبلاً فقط ساکت‌تر بودی، نه سالم‌تر.

الان شاید آشفتگی‌ت بیشتر دیده می‌شه،
ولی اون تماشایی شدنِ درد، بخشی از مسیر ترمیمه.

۵. بدتر شدن یعنی در حال لمس زخم‌ها هستی

اگر بعد از چند جلسه تراپی احساس سردرگمی، ناراحتی یا حتی نارضایتی داری، لزوماً نشونه‌ی اشتباه رفتن راه نیست.
ممکنه درست وسط کار باشی.
جایی که نه اون آدم قبلی هستی، نه هنوز به نسخه‌ی التیام‌یافته‌ت رسیدی.

یه جور برزخ روانی.
و اونجا، اتفاقاً یکی از واقعی‌ترین و صادقانه‌ترین لحظه‌های درمانه.

پس چی کار کنیم؟

  • به بدن و روانت اعتماد کن. اون‌ها دارن واکنش نشون می‌دن، چون دارن کار می‌کنن.
  • با تراپیستت شفاف باش. اگه اذیت می‌شی یا گیجی، بگو. اون باید همراهت باشه توی این درد، نه فقط شنونده‌ی بی‌طرف.
  • از دیگران انتظار درک نداشته باش. لزوماً نمی‌تونن بفهمن چه چیزهایی داری لمس می‌کنی.
  • به روند وفادار بمون. درمان خط صاف نیست. پر از فراز و فروده. ولی اگه حس می‌کنی از درون، آهسته داری عوض می‌شی، ادامه بده.

و در نهایت...

گاهی بدتر شدن، همون نقطه‌ایه که خوب شدن ازش شروع می‌شه.
پس اگر وسط تراپی هستی و حالت خرابه،
شاید نه‌تنها همه‌چیز طبیعیه،
بلکه اتفاقاً داری خوب پیش می‌ری.

تراپیرواندرمانیروانشناسیمشاورهدرمان
۳
۰
Jamile Ehsani| جمیله احسانی
Jamile Ehsani| جمیله احسانی
یک کارشناس سئو که به مسائل روانشناسی علاقه داره... از مطالب این صفحه استفاده کنین ولی بهشون استناد نکنین چون من متخصص روانشناسی نیستم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید