تا حالا شده یه چیزی رو گم کنی و از شدت حرص و اضطراب نخوای دست رو دست بذاری؟ یه گوشه بشینی و هی به خودت بگی: «آخ اگه فلان جا گذاشتم باشم چی؟ اگه یکی برده باشه چی؟ اگه دیگه هیچ وقت پیدا نشه چی؟»
خب، توی فرهنگ ما یه رسم عجیب و بامزه هست که شاید مامانبزرگمون، یا حتی خودمون یهبار ازش استفاده کرده باشیم: گره زدن بخت دختر شاه پریون!
میگن وقتی یه چیزی گم میشه، ممکنه پریها (یا هر موجود نادیدنی دیگهای!) اون رو برده باشن. حالا برای اینکه دوباره پسش بگیری، باید یه کاری بکنی که انگار اون دنیا رو تحت فشار بذاری. چی کار؟
یه نخ یا یه دستمال برمیداری، شروع میکنی گره زدن. با هر گره، یه وردی میخونی که مثلاً بخت دختر شاه پریون بسته بشه تا اون پریا دلشون بسوزه و گمشدهت رو پس بدن!
واقعیتش اینه که از نظر علمی، نه.
هیچ مدرک فیزیکی یا آزمایشگاهی وجود نداره که بگه با گره زدن، کلید خونه یا گوشیت از توی کاناپه میزنه بیرون.
اما از یه زاویه دیگه، بله... جواب میده، ولی نه اونطوری که فکر میکنی.
وقتی یه چیزی رو گم میکنی، احساس میکنی هیچی دیگه دست خودت نیست. گره زدن، یه حرکت کوچیکه که بهت این حسو میده که:
«من یه کاری کردم. نشستم یه ورد خوندم. انگار یه کاری از دستم براومد.»
و همین، باعث میشه ذهنت آرومتر شه. وقتی آرومتر بشی، یهو یادت میاد که گوشیو دیروز توی کیف کت گذاشتی. یا میری یه جای تکراری رو دوباره نگاه میکنی و پیداش میکنی.
اگه خوب فکر کنی، گره زدن یه جور مدیتیشن سادهست.
شاید همون لحظه نه، ولی همین حس امید میتونه انرژی بده که بیشتر بگردی، یا با دقتتر فکر کنی.
بذار روراست باشیم. خیلی از ما با مامانبزرگ یا خالهجونهایی بزرگ شدیم که همچین رسمایی رو با جدیت انجام میدادن. شاید الان خندهمون بگیره، ولی واقعاً قشنگ بود که باور داشتن با یه گره کوچیک، میشه دنیا رو یه کم تکون داد.
گره زدن، یه جور وصل شدنه به ریشههامون. به خاطرهها، به قصههای شبهای خاموش، به روزایی که یه ورد خوندن کافی بود برای اینکه حال دلت خوب شه.
اگه یه چیزی گم کردی، بد نیست یه نخ برداری و یه گره بزنی.
نه چون پریا واقعاً اونو بردن، بلکه چون یه کم آروم میشی، یه کم بیشتر دقت میکنی، یه کم امیدتو پس میگیری.
شاید چیزی که گم کردی، یه وسیله نباشه… شاید یه حس باشه. یه خاطره، یه امید.
و گره زدن، فقط یه بهونهست برای اینکه برش گردونی.
اگه تو هم تا حالا همچین کاری کردی، یا مامانت واست ورد خونده، تو کامنتا برام بنویس. ببینیم چند نفرمون هنوز این رسم رو یادشونه یا هنوزم انجامش میدن؟