
ما تو زندگی شغلیمون ممکنه چندین بار سازمانهامون رو عوض کنیم. بعضی وقتها چون دنبال رشدیم، بعضی وقتها مسیرمون با سازمان یکی نیست، و گاهی هم صرفاً نیاز به یه تغییره. جدا شدن از یه تیم یا سازمان، اتفاق عجیبی نیست؛ اما نحوهی جدا شدنمون، میتونه خیلی چیزا رو مشخص کنه: شخصیت ما، حرفهای بودنمون، و حتی آیندهمون.
تو این مطلب میخوام یه کم دربارهی جدا شدن حرفهای از سازمان بنویسم؛ از نگاه یه کارمند که باور داره میشه با احترام، صداقت و مسئولیت از یه مسیر خداحافظی کرد، بدون اینکه چیزی خراب شه.
اگه تصمیم به رفتن گرفتی، سعی کن تو زمان مناسب، صادقانه و محترمانه با مدیرت مطرحش کنی. اینکه چند هفته یا حتی چند ماه درگیر تصمیمی باشی و چیزی نگی، نه به نفع خودته نه سازمان.
خیلی وقتها آدمها فکر میکنن اگه موضوع جدایی رو زود بگن، ممکنه فشار روشون بیشتر شه یا رابطهشون خراب شه. ولی برعکس، وقتی با احترام و دلیل منطقی موضوع رو مطرح میکنی، اکثراً درک میشه و حتی مسیر جدایی، همکاریوار و محترمانهتر میشه.
رفتن دلیل نمیشه کارمون بیکیفیت شه یا رفتارمون تغییر کنه. اینکه "دیگه قراره برم، حالا مهم نیست چی تحویل میدم" دقیقاً ضد حرفهایگریه.
حتی اگه از یه جا ناراضی باشی، بهترین راه بستن این پرونده اینه که با کیفیت، تمیز و محترمانه ببندیش. آدمها اون روزهای آخر رو خیلی بهتر از روزهای اول به خاطر میسپارن!
گاهی فکر میکنیم چون مثلاً "توی تیم مارکتینگ فقط من یه کار خاص رو میکردم"، پس رفتنم خیلی تأثیر خاصی نداره. ولی حقیقت اینه که هر کسی، در هر جایگاهی، یه تکه از پازل سازمانه.
تأثیری که میذاری فقط خروجی کارت نیست؛ دانش، تجربه، ارتباطات، طرز فکر و حتی نوع برخوردت با چالشها هم جزو چیزهاییان که با خودت میبری. پس حواست باشه چه چیزی از خودت به جا میذاری.
اگه فقط یه نفر بودی که یه کار خاص رو میکرد، پس دانش تو خیلی مهمه. وقتی میری، یه خلا ایجاد میشه. راه حرفهای اینه که کمک کنی اون خلا کمتر حس بشه.
مستند کن. ساده بنویس. با همتیمیها جلسه بذار و کاری که میکردی رو توضیح بده. اگه فرصت هست، توی آموزش جایگزین کمک کن. اینا شاید از تو زمان بگیره، ولی اعتبار زیادی برات میسازه.
ممکنه تو یه جایگاه یکنفره کار کرده باشی و خیلی از چیزایی که ساختی، توی ذهنت باشه. ولی دانش اگه فقط توی ذهن تو بمونه، با رفتنت از بین میره. انگار هیچوقت وجود نداشته.
با خودت فکر کن: اگه من فردا نباشم، چه چیزی تو سازمان گم میشه؟ همونا رو بنویس، انتقال بده، یا حتی یه راهنما بساز. دانش امانته؛ و امانت رو باید درست تحویل داد.
در نهایت، جدا شدن از یه سازمان، یه پایان نیست. یه فصل جدیده. ما نمیدونیم فردا قراره دوباره با کی همکار شیم، کجا دوباره همو ببینیم، یا اصلاً چه فرصتهایی با روابط گذشتهمون ساخته میشن.
پس این جدایی رو مثل یه خداحافظی گرم با یه دوست قدیمی ببین؛ محترمانه، مسئولانه و با لبخند.
تو مسیر حرفهای شدن، جدا شدن درست و حرفهای از یه سازمان، همونقدر مهمه که استخدام شدن حرفهایه. بهجای قهر، قطع رابطه یا رفتارهای احساسی، میشه با کمی صداقت و حس مسئولیت، یه خروج تمیز و محترمانه داشت. اینطوری نه پلی پشت سرت خراب میشه، نه خاطرهی بدی ازت میمونه.