همیشه اینطور نیست که دفتری و قلمی کنارم باشد تا بتوانم بنویسم. گاهی در تلگرام چیزهایی مینوشتم که آن هم از ما گرفته شد. تا این که اینجا به فکرم رسید.
قبلا مطالبی در همین سایت و با همین پروفایل نوشته بودم؛ برای دیدهشدن و ظاهرشدن در گوگل. همه را به یکباره پاک کردم و مدتها ترک نوشتن کردم.
اما امروز و روزهای بعد، اینجا می نویسم تا گوشهای پنهان برای خودم داشته باشم و امیدوارم کسی مرا نبیند.
وضعیت مادیام اصلا خوب نیست. اجاره هستم. دو ماه بعد تمدید اجارهنامهام است. پدرم نیست، هرچند اگر بود امید حمایتی از او نداشتم. چهار برادر دارم که چشم امیدی به حمایت هیچکدامشان نیست. بنابراین باید تنهای تنها، در مقابل سختیهای مادی (و در پی آن بقیه موارد) بایستم. حالت مزخرفی از زندگی است.
حدود پنج سال است که پیگیر ترید هستم، موفقیتهای کم و شکستهای زیاد داشتهام. الان که دارم به نتایج قابل قبولی میرسم، نه اینترنت هست و نه سرمایه.
امید به این بستهام که پراپها با اینترنت ملی شروع به کار کنند، معتبرترینشان (سرمایهگذار برتر) تخفیفی بدهد تا شاید بتوانم چیزکی بخرم و ببینم میشود سودی مستمر برداشت یا نه.
هنوز زود است که با صاحبخانهام در مورد افزایش مقدار رهن و اجاره صحبت کنم. خودم هم در بیمارستانی در قسمت خدماتی مشغول به کار هستم، با همکارانی که به عمرم چنین انسانهایی ندیده بودم.