چه تناقضی دارد جستجوی چشماندازهای خاطره در واقعیت... همواره افسونی را که خود خاطره و نیز حس ناشوندگیشان به آنها میدهد، کم خواهند داشت.
کافی بود خانم سوان به همانگونه که بود و در همان لحظهی همیشه از راه نرسد تا خیابان اقاقیاها خیابان دیگری شود.
مکانهایی که شناختهایم فقط از آنِ جهان فضایی نیستند که برای راحت بیشتر در آن جایشان میدهیم. تنها لایهی نازکی در میان ادراکهای بههمپیوستهای بودهاند که زندگی آن زمان ما را میساختند؛ یاد یک تصویر، چیزی جز حسرت یک لحظه نیست؛ و افسوس که خانهها، راهها، خیابان هم، چون سالها، گریزانند.
بخش پایانی جلد اول کتاب «در جستجوی زمان از دست رفته» اثر مارسل پروست