سوالی که هر روز ذهن هزاران ایرانی را مشغول به خود میکند این نیست که بروم یا نروم! بلکه امروزه این سوال چنیدن سال است که در تعداد بیشتری از ایرانیها به چگونه بروم؟ تغییر یافته است! مسأله اصلی قیمت دلار و داشتن سرمایه کافی است! از زمانی که فرق دست چپ و راست خودم را فهمیدم! یعنی پایان مقطع اول ابتدایی معلم گفت پرچم کشوری که دوست دارید بکشید! و خاطره محو در ذهن دارم از اینکه پرچم ژاپن را کشیدم! با یک خورشید قرمز در وسط! یادم است همکلاسی با نام فرشید آرام به من گفت "چرا پرچم کشور دیگر را کشیدی؟ , ... " خاطرهای بسیار دور است نزدیک به سی سال پیش! نمی دانم به دلیل راحتی پرچم ژادن بود :) یا چیز دیگر! اما همواره ژاپن کشوری بسیار قوی و مدرن در خاطره جمعی ایرانیان بوده! در فیلمها و ...

مدتها بعد در سن ۱۰ سالگی در پنجم ابتدایی در درس جغرافیا معلم ما گفت که استرالیا کشوری مهاجر پذیر است! پرسیدم یعنی چه و توضیح داد! و گفت سیدنی شهر مهمی است و ... و وقتی وارد اول راهنمایی شدم یادم میآید که یا ترانه داریم میریم تهرون! میخواندم دارم میرم به سدینی!!!
سالها گذشت و من رفتن را به عقب انداختم! فهمیدم استرالیا مار و عنکبوت و ... دارد! و کانادا را انتخاب کردم و بعد آلمان و ... اما هیچ وفت پیگیری نکردم! یعنی ندایی میگفت بروم و ندایی میگفت نروم شاید تنبلی بوده باشد! اما هرچه بود تا این روز که ۳۴ ساله میباشم به عنوان فردی متولد سال ۱۳۷۰ هجری خروشیدی در نهم مرداد ماه در شهر همدان؛ هنوز در تهران زندگی میکنم! سالها مثل برق گذشت! برنامه نویسی میکنم و زندگی سپری میشود و نه اینکه زبان انگلیسی ندانم یا اگر به کشور دیگری بروم کاری بلد نیستم چون کاری که اینجا میکنم را اگر در کشور دیگری میکردم در سال بالای ۱۵۰ هزار یورو یا دلار درآمد داشتم!
با قطعی اینترنت و وصل نشدن آن احساس رفتن شدید شده! وقتی جادی در سال پیش رفت و فهمیدم حتی او که می گفت نباید رفت! بالاخره رفته! تصمیم به رفتنم یشتر شده ولی هنوز نرفتم! ولی چه شده که میخواهم بروم؟ به دلیل آنکه من با این درآمد زیر ۵۰۰ دلار چه قدر باید جمع کنم که زندگی مناسبی داشته باشم؟ چه طور از پس هزینههای دلاری هوش مصنوعی بر بیایم چیزی که برای خارجیهای پول خورد است برای من معادل ۱/۵ یا در ارزانترین حالت ۱/۱۰ حقوق آب میخورد! کرایه و اجاره و خورد و خوراک هم بعث میشود چیزی به نام پسانداز به شوخی بدل شود!
وقتی میگویند اگر آسایس و رفاه را میخواهید بروید همانجا که هست! وقتی اینترت را چپ و راست قطع می کنند حتی در دیتاسنتر چگونه کسب و کای راه بینازم ؟ کسب و کاری که چندین هفته کرکرهاش پایین باشد؛ دیگر کسب و کار نیست! کدام کاربر در دنیا قبول میکند که چون در ایران میخواهند جان مردم را نجات دهند اینترنت قطع است! یا باید پولی کهد ادهاند برگردانیم یا میروند و پشت سرشان را هم نگاه نمیکنند!
بهترین راهی که به ذهنم میرسد این است که هر چه دارم بریزم روی داریه! اگر به مبلغ پنجاههزار منات رسید! بروم جمهوری آزربایجان! حداقل اینترنت همیشه وصل است و ملکی بخرم! می شود بین هشت تا نه میلیارد تومن! اگر نتوانستم چنین مبلغی را جمع کنم! ببینم روش دیگری دارد! یا دنبال کارت شانس آلمان بروم به هر حال جوینده یابنده است! چه کسی فکرش را میکرد از ایران با تمدنی چندهزارساله برویم آزربایجانی که تا همین دوست سال پیش جزو خاک ایران بود و در زمان شوروی یکی از بدترین جاها برای زندگی!
پی نوشت:
چون عدهای ممکن است ندانند اینترنت چه طور کار میکند! توصیح بدهم که برای ارائه خدمات و ... باید سایت داشت و سایت دارای دامنه است. دامنه با استفاده از دیاناس که مشابه دفترچه تلفن عمل میکند، معادل آن آدرس اینترنتی را مثلا google.com را به آیپی یا آیپیهای آن منتقل میکند و سپس آن سرور با سازوکارهای داخلی خود پاسخی را به صورت استاندارد به صورت html یا طرق دیگر برمیگرداند. یا ما باید سروهایی یا سروری در ایران دشاته باشیم یا خارج که به دیاناس متصل کنیم و وقتی کاربر نوشت feelan.ir وصل شود به سایت ما. حالا ما ماهی ده دلار می گیریم برای مثلا هوش مصنوعی بیسار . بعد سه هفته اینترنت سرور در دیتاسنتر آروان قطع می شود و فقط از داخل در دسترس است! وقتی ۱۶ روز است هنوز آروان از خارج دردسترس نیست! آن پانزده روز کسی که از آنگولا یا کره جنوبی آمده چرا باید تحمل کند ؟ چه چیز آن قابل فهم نیست؟ الته اینها فقط ماله میکشند! دنبال راه حل نیستند! مانند آن کس که میگوید یک آلمانی واقعی چنین نیست و اگر یک آلمانی را نشان بدهی ک چنین است میگوید این آلمانی واقعی نیست!