
در ایران جملهای نسل به نسل منتقل شده است، مثل یک ورد آرامبخش:
«ما قانون بد نداریم، اجرا بد است.»
این جمله شاید زمانی امیدبخش بود، اما امروز بیش از هر چیز خطرناک است.
چون وقتی قانون بد باشد، اجرای درست آن هم جنایت است.
قانونی که اجازه میدهد جان شهروند را بدون حکم دادگاه، بدون هیئت منصفه و بدون شاهد بیطرف بگیرد، حتی اگر دقیق اجرا شود، باز هم ضدانسانی است.
«قانون بهکارگیری سلاح توسط مأموران نیروهای مسلح» و بهویژه ماده ۵ و تبصرههای آن، نمونهی کلاسیک یک قانون بد است.
این قانون:
به مأمور اجازه میدهد
با تشخیص شخصی خودش
در تجمع، فرار، تعقیب یا «احساس خطر»
شلیک کند.
و بعد چه میشود؟
اگر کشتهای روی زمین افتاد،
قانون از قاتل با لباس رسمی دفاع میکند.
این قانون نقص اجرایی ندارد.
این قانون ذاتاً طراحی شده برای مصونیت خشونت دولتی است.
باید این سؤال را پرسید:
این قوانین را چه مجلسی تصویب کرد؟
پاسخ تلخ است:
مجلسهایی که محصول نظارت استصوابی شورای نگهبان بودند؛ یعنی فیلترشده، یکدستسازیشده و بریده از جامعه.
همان مجلسی که:
ماهواره را ممنوع کرد
سبک زندگی مردم را جرم دانست
و امنیت را جای آزادی نشاند
همان مجلس، قانون شلیک به مردم را هم نوشت.
در همان دورهای که مدافعانش امروز میگویند «قانون خوب بود»، این قوانین تصویب شد:
قانون ممنوعیت تجهیزات دریافت از ماهواره
قانون کنترل فرهنگی
قوانین محدودکننده آزادی فردی
و قانون بهکارگیری سلاح علیه شهروندان
در کنار قوانینی مثل:
تأسیس استان اردبیل
صندوق رفاه دانشجویان
ترویج تغذیه با شیر مادر
ترکیب اینها تصادفی نیست.
این یعنی:
دولت، هم نان را میدهد، هم دهان را میبندد، هم اگر اعتراض کنی شلیک میکند.
در کشورهای دموکراتیک:
پلیس فقط برای جلوگیری از مرگ فوری شلیک میکند
هر شلیک، پرونده کیفری دارد
دوربین روی لباس پلیس اجباری است
و تشخیص «ضرورت» با دادستان مستقل است، نه خود مأمور
در ایران:
مأمور تشخیص میدهد
مأمور گزارش مینویسد
مأمور تبرئه میشود
قانون، قاضی را دور زده و اسلحه را حاکم کرده است.
«قانون خوب داریم، اجرا بد است»
بزرگترین سپر دفاعی سرکوب است.
چون به مردم میگوید:
مشکل از افراد است، نه از سیستم.
در حالی که حقیقت این است:
قانون بد، افراد خوب را هم به ابزار خشونت تبدیل میکند.
تا وقتی:
قانون شلیک وجود دارد
مصونیت مأمور وجود دارد
دوربین و دادستان مستقل وجود ندارد
هیچ «اجرای خوبی» نمیتواند عادلانه باشد.
ایران برای نجات جان شهروندانش،
نه فقط به اجرای بهتر،
بلکه به قانون بهتر نیاز دارد.
قانونی که بگوید:
دولت حق کشتن مردمش را ندارد.