بیدار شدن
I usually wake up at 7.
معمولاً ساعت ۷ بیدار میشوم.
از تخت بلند شدن
She got up and made coffee.
او بلند شد و قهوه درست کرد.
ایستادن
Please stand up.
لطفاً بایستید.
نشستن
Come in and sit down.
بیا داخل و بنشین.
روشن کردن
Could you turn on the TV?
میشه تلویزیون رو روشن کنی؟
خاموش کردن
Please turn off your phone.
لطفاً گوشیتو خاموش کن.
پوشیدن
He put on his jacket.
او ژاکتش را پوشید.
درآوردن / بلند شدن هواپیما
She took off her shoes.
کفشهایش را درآورد.
برداشتن / سوار کردن
Can you pick up the phone?
میتونی گوشی رو برداری؟
رساندن / تحویل دادن
I’ll drop you off at school.
میبرمت مدرسه.
دنبال چیزی گشتن
I’m looking for my keys.
دارم دنبال کلیدهام میگردم.
مراقبت کردن
I’ll look after the kids.
مواظب بچهها میمونم.
جستجو کردن (در اینترنت/دیکشنری)
I need to look up this word.
باید این کلمه رو جستجو کنم.
مشتاق بودن
I look forward to meeting you.
مشتاق دیدارت هستم.
پیدا کردن / فهمیدن
I just found out the truth.
الان تازه حقیقت را فهمیدم.
تحویل گرفتن اتاق / پذیرش
We checked in at 3 pm.
ساعت ۳ پذیرش انجام دادیم.
تسویه و خروج
We checked out this morning.
امروز صبح از هتل خارج شدیم.
سوار شدن (اتوبوس، قطار…)
Get on the bus!
سوار اتوبوس شو!
پیاده شدن
We got off at the next stop.
ایستگاه بعد پیاده شدیم.
بلند شدن هواپیما
The plane took off on time.
هواپیما بهموقع بلند شد.
تسلیم شدن / رها کردن
Don’t give up!
تسلیم نشو!
آرام شدن
Please calm down.
لطفاً آروم باش.
روحیه گرفتن
Come on, cheer up!
بیخیال، روحیه بگیر!
خراب شدن / فروپاشیدن
My car broke down.
ماشینم خراب شد.
کنار آمدن
I get along with my coworkers.
با همکارانم کنار میآیم.
تمام شدن
We ran out of milk.
شیر تمام شد.
فرم را پر کردن
Please fill out the form.
لطفاً فرم را پر کنید.
ظاهر شدن / زیاد شدن صدا
He suddenly turned up.
ناگهان ظاهر شد.
کم کردن صدا / رد کردن
Please turn down the music.
صدای موسیقی را کم کن.
مطرح کردن
Don’t bring up that topic.
آن موضوع را مطرح نکن.
ادامه دادن
Please carry on.
لطفاً ادامه بده.
به طور اتفاقی برخوردن
I came across an old friend.
اتفاقی یک دوست قدیمی دیدم.
برگشتن
When did you get back?
کی برگشتی؟
ادامه دادن / اتفاق افتادن
Please go on.
لطفاً ادامه بده.
گشتن / وقت گذراندن
We like to hang out together.
دوست داریم با هم وقت بگذرانیم.
عجله کردن
Hurry up, we’re late!
عجله کن، دیر شده!
پس دادن پول
I’ll pay you back tomorrow.
فردا پولت را پس میدهم.
راهاندازی کردن
We need to set up a meeting.
باید یک جلسه تنظیم کنیم.
ظاهر شدن
He didn’t show up.
ظاهر نشد.
ورزش کردن / حل شدن
Everything worked out fine.
همهچیز خوب شد.
خاموش کردن / تعطیل کردن
The company shut down.
شرکت تعطیل شد.
تمام کردن رابطه
They broke up last year.
سال گذشته از هم جدا شدند.
بازگرداندن
This song brings back memories.
این آهنگ خاطرات را زنده میکند.
لغو کردن
They called off the meeting.
جلسه را لغو کردند.
فهمیدن / حل کردن
I can’t figure out this problem.
نمیتوانم این مشکل را حل کنم.
بخشیدن / لو دادن
She gave away her old clothes.
لباسهای قدیمیاش را بخشید.
تجربه کردن / مرور کردن
I’m going through a hard time.
دوران سختی را میگذرانم.
به تعویق انداختن
Don’t put off your homework.
تکلیفت را عقب ننداز.
مراقبت کردن
I will take care of everything.
از همه چیز مراقبت میکنم.
دور انداختن
Don’t throw away that paper.
آن کاغذ را دور نینداز.