
در انگلیسی صفتها (Adjectives) انواع مختلفی دارند و هر نوع نقش متفاوتی در جمله دارد.
در ادامه کاملترین دستهبندی را با توضیح شفاف و مثالهای ساده میبینی.
این فهرست از سطح پایه تا پیشرفته است و یک بار برای همیشه تو را مسلط میکند.
(صفتهای توصیفی)
رایجترین نوع صفتها هستند؛ ویژگیهای ظاهری یا احساسی را توصیف میکنند.
مثالها:
big, small, tall, short, beautiful, happy, sad, fast, slow
جملهها:
She is a beautiful girl.
He is happy today.
(صفتهای مقداری)
تعداد یا مقدار را نشان میدهند.
مثالها:
many, much, few, little, some, any, several
جملهها:
I have many friends.
There is little water left.
(صفتهای اشاره)
قبل از اسم میآیند و به چیزی اشاره میکنند.
مثالها:
this, that, these, those
جملهها:
This book is interesting.
Those cars are new.
(صفتهای ملکی)
مالکیت را نشان میدهند.
همان “ضمیر ملکی” هستند ولی نقش صفت دارند چون قبل از اسم میآیند.
مثالها:
my, your, his, her, its, our, their
جملهها:
That is my car.
They visited their grandparents.
(صفتهای سوالی)
برای سوال پرسیدن همراه با اسم میآیند.
مثالها:
which, what, whose
جملهها:
Which color do you like?
Whose bag is this?
(صفتهای توزیعی / تکتککننده)
برای اشاره به افراد یا اشیاء به صورت تکی یاگروهی.
مثالها:
each, every, either, neither
جملهها:
Each student got a book.
Either option is fine.
(حروف تعریف به عنوان صفت)
حروف a, an, the وقتی قبل از اسم میآیند، نقش صفت دارند.
مثالها:
a book
an apple
the car
(صفتهای خاص)
از اسم خاص ساخته میشوند.
مثالها:
American, Iranian, French, Chinese
جملهها:
She loves Italian food.
(صفتهای مرکب)
از دو یا چند کلمه ساخته میشوند، معمولاً با خط فاصله.
مثالها:
well-known, full-time, part-time, high-quality, five-minute
جملهها:
She has a well-known brand.
It’s a five-minute walk.
(صفتهای ساختهشده از -ing و -ed)
از شکلهای فعل ساخته میشوند.
ویژگی چیزی که “تاثیر میگذارد”.
boring, interesting, exciting, tiring
This movie is boring.
حس و حالت شخص.
bored, interested, excited, tired
I am tired.
(صفت تفضیلی)
برای مقایسه دو چیز:
big → bigger
fast → faster
beautiful → more beautiful
مثال:
Ali is taller than Reza.
(صفت عالی)
برای مقایسه ۳ چیز یا بیشتر:
big → biggest
fast → fastest
beautiful → most beautiful
مثال:
She is the smartest student in the class.
(صفتهای محدودکننده)
اسم را محدود میکنند، نه توصیف.
شامل:
numbers (one, two),
articles (a, the),
possessives (my, your),
demonstratives (this),
quantifiers (some, few)
مثال:
I have two cars.
She has some problems.
(صفتهایی که بعد از فعل ربطی میآیند)
بعد از linking verb میآیند، نه قبل از اسم.
linking verbs: be, seem, look, feel, appear…
مثال:
She is happy.
The food smells delicious.
(دو صفت همسطح پشت سر هم)
بینشان usually کاما میگذاریم.
مثال:
It was a long, boring movie.
(صفتهای غیرهمسطح)
کاما نمیگیرند چون ترتیبشان ثابت است.
a beautiful young girl
a big wooden table
(صفتهای ارزیابانه / قضاوتی)
نظر یا برداشت گوینده را نشان میدهد.
مثالها:
good, bad, wonderful, terrible, amazing
(صفتهای رنگ)
blue, red, yellow, green, black…
(نسبتها)
American, Mexican, Japanese
(جنس مواد)
wooden, plastic, metal, cotton, silk
(اندازه و شکل)
big, small, round, square, tall, thin
(ترتیب صفتها)
اگر چند صفت پشت سر هم بیاید، ترتیب استاندارد آن:
Opinion
Size
Age
Shape
Color
Origin
Material
Purpose
Noun
مثال:
a lovely small old round black Italian wooden coffee table