Phrasal verb یعنی یک فعل مرکب که از:
Verb (فعل) + Particle (حرف اضافه یا قید)
مثلاً: up, on, off, in, out, over …
تشکیل میشود و معنی آن معمولاً با معنی فعل اصلی کاملاً فرق میکند.
این ساختار در انگلیسی بسیار رایج است و یادگیری آن برای فهم مکالمات ضروری است.
معنی: جستجو کردن (در اینترنت، دیکشنری و …)
مثال:
I need to look up this word.
باید این کلمه را جستجو کنم.
معنی: خاموش کردن
مثال:
Please turn off the lights.
لطفاً چراغها را خاموش کن.
معنی: تسلیم شدن / رها کردن
مثال:
Don’t give up!
تسلیم نشو!
چند معنی دارد: برداشتن / سوار کردن / بهتر شدن
مثال:
Can you pick up the phone?
میتونی گوشی رو برداری؟
معنی: پوشیدن
مثال:
He put on his jacket.
ژاکتش را پوشید.
میتوان مفعول را وسط قرار داد.
turn off
Please turn off the TV.
Please turn it off.
✔ میشود: turn it off
✘ نمیشود: turn off it
مفعول بعد از کل phrasal verb میآید.
look after (مراقبت کردن)
I will look after the kids.
✘ I will look the kids after. (غلط)
فعل + دو particle
مثال:
look forward to = مشتاق بودن
I look forward to meeting you.
get along with = کنار آمدن
I get along with my coworkers.
(بسیار مفید در مکالمه)
wake up = بیدار شدن
get up = از تخت بلند شدن
sit down = نشستن
stand up = ایستادن
come in = بیا داخل
go out = بیرون رفتن
hand in = تحویل دادن
fill out = کامل کردن فرم
look over = مرور کردن
figure out = فهمیدن / حل کردن
calm down = آرام شدن
cheer up = روحیه گرفتن
freak out = وحشتزده شدن / کنترل از دست دادن
check in = پذیرش گرفتن
take off = بلند شدن هواپیما
get on = سوار شدن
get off = پیاده شدن
معنی phrasal verb همیشه از معنی واژههایش قابل حدس نیست.
مثلاً:
break down
معنی: خراب شدن ماشین / از هم پاشیدن
نه “شکستن پایین”!
Phrasal verb فعلی است که با یک یا دو particle به معنای کاملاً جدیدی تبدیل میشود و در انگلیسی محاورهای فوقالعاده پرتکرار است.