ویرگول
ورودثبت نام
محمد جلالی
محمد جلالی
محمد جلالی
محمد جلالی
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

Phrasal Verb چیست؟

Phrasal verb یعنی یک فعل مرکب که از:

Verb (فعل) + Particle (حرف اضافه یا قید)

مثلاً: up, on, off, in, out, over …

تشکیل می‌شود و معنی آن معمولاً با معنی فعل اصلی کاملاً فرق می‌کند.

این ساختار در انگلیسی بسیار رایج است و یادگیری آن برای فهم مکالمات ضروری است.


مثال‌های خیلی واضح

1. look up

معنی: جستجو کردن (در اینترنت، دیکشنری و …)

مثال:

I need to look up this word.

باید این کلمه را جستجو کنم.

2. turn off

معنی: خاموش کردن

مثال:

Please turn off the lights.

لطفاً چراغ‌ها را خاموش کن.

3. give up

معنی: تسلیم شدن / رها کردن

مثال:

Don’t give up!

تسلیم نشو!

4. pick up

چند معنی دارد: برداشتن / سوار کردن / بهتر شدن

مثال:

Can you pick up the phone?

می‌تونی گوشی رو برداری؟

5. put on

معنی: پوشیدن

مثال:

He put on his jacket.

ژاکتش را پوشید.


انواع Phrasal Verb

1. Separable (جداشدنی)

می‌توان مفعول را وسط قرار داد.

turn off

Please turn off the TV.

Please turn it off.

✔ می‌شود: turn it off

✘ نمی‌شود: turn off it


2. Inseparable (جدانشدنی)

مفعول بعد از کل phrasal verb می‌آید.

look after (مراقبت کردن)

I will look after the kids.

✘ I will look the kids after. (غلط)


3. Three-word Phrasal Verbs

فعل + دو particle

مثال:

  • look forward to = مشتاق بودن

I look forward to meeting you.

  • get along with = کنار آمدن

I get along with my coworkers.


چند phrasal verb رایج با کاربردهای مهم

(بسیار مفید در مکالمه)

روزمره

  • wake up = بیدار شدن

  • get up = از تخت بلند شدن

  • sit down = نشستن

  • stand up = ایستادن

  • come in = بیا داخل

  • go out = بیرون رفتن

کار و درس

  • hand in = تحویل دادن

  • fill out = کامل کردن فرم

  • look over = مرور کردن

  • figure out = فهمیدن / حل کردن

احساسات و رفتار

  • calm down = آرام شدن

  • cheer up = روحیه گرفتن

  • freak out = وحشت‌زده شدن / کنترل از دست دادن

مسافرت

  • check in = پذیرش گرفتن

  • take off = بلند شدن هواپیما

  • get on = سوار شدن

  • get off = پیاده شدن

نکته مهم یادگیری

معنی phrasal verb همیشه از معنی واژه‌هایش قابل حدس نیست.

مثلاً:

break down

معنی: خراب شدن ماشین / از هم پاشیدن

نه “شکستن پایین”!

خلاصه‌ی یک‌خطی

Phrasal verb فعلی است که با یک یا دو particle به معنای کاملاً جدیدی تبدیل می‌شود و در انگلیسی محاوره‌ای فوق‌العاده پرتکرار است.

englishزبان انگلیسیزبان
۱
۰
محمد جلالی
محمد جلالی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید