این موضوع را از شش بعد بررسی می کنیم به اختصار به همراه چند پیشنهاد

الف) بعد اقتصادی
زیان های کمی :
· خسارت های روزانه: که آمار متفاوتی ارایه شده است
زیان به شرکت های ارتباطات زیرساخت، اپراتورهای مهم موبایل ، شرکت های آسیاتک، شاتل و غیره
· سقوط بازار سرمایه و بورس و خروج نقدینگی از بازار بورس
· افت گاها تا 100 درصدی فروشگاه های انلاین
زیان های کیفی :
کسب و کارهای خرد: تحت تاثیر قرار گرفتن بیش از 10 میلیون نفر در کسب و کارهای مبتنی بر شبکه های اجتماعی مانند اینستا گرام و غیره شامل زنان و جوانان
فرار سرمایه انسانی و مهاجرت و به ویژه متخصصان IT ( فرار نخبگان را به یک فرار اضطراری تبدیل کرده است )
اختلال در زنجیره تامین : لجستیک ، انبارداری، توزیع کالا و سامانه هایی که بر بستر کلاود بودند
ب) بعد اجتماعی :
نوعی انزوای اجتماعی را بر جامعه تحمیل کرد
ü انزوای خانوادگی : قطع ارتباط بین خانواده ها و افراد و حس نا امنی
ü توقف خدمات عمومی هوشمند : مثل نوبت دهی پزشکان ، آموزش مجازی و برخی خدمات بانکی در لایه اینترنت داخلی ( اینترانت)
ü بحران مرجعیت رسانهای: با قطع دسترسی به منابع خبری مستقل، «روایت اول» از حوادث داخلی به رسانههای خارج از مرزها منتقل شد. این موضوع باعث شد که حتی اخبار صحیح داخلی نیز توسط جامعه با دیده تردید نگریسته شود.
ج) بُعد روانی:
اضطراب پیشبینانه : حتی پس از وصل شدن اینترنت، جامعه دچار نوعی وسواس چک کردن اتصال شده است. هر افت سرعت ساده، موجی از استرس و وحشت از «قطعی دوباره» را در کاربران ایجاد میکند.
احساس بیپناهی: برای نسل زد و میانسالان وابسته به تکنولوژی، اینترنت تنها ابزار سرگرمی نبود، بلکه «دنیای زیست» آنها محسوب میشد. سلب ناگهانی این دنیا منجر به بروز علائم افسردگی بالینی، خشم انفجاری و احساس ذهنی «زندانی بودن» شد.
ترومای دیجیتال: روانشناسان گزارش میدهند که مراجعین با علائم PTSD(اختلال استرس پس از سانحه) ناشی از عدم اطلاع از وضعیت عزیزان یا از دست دادن یکباره داراییهای دیجیتال (مانند تریدرهای رمزارز یا گیمرها) افزایش یافتهاند.
رابطه بیکاری و لطمه به کسب و کارها و خشم و نا آرامی و نا امیدی
د) بُعد سیاسی و حاکمیتی: بحران کارآمدی و مشروعیت دیجیتال
از منظر حکمرانی، هزینه سیاسی این اقدام بسیار فراتر از منافع امنیتی کوتاهمدت آن بود.
تضعیف دولت الکترونیک: دولتی که سالها شعار هوشمندسازی و شفافیت داده است، با این اقدام عملاً زیرساختهای خود را فلج کرد. این تضاد، منجر به کاهش اعتماد عمومی به وعدههای توسعهای حاکمیت شد.
انزوای بینالمللی: فشارهای حقوق بشری و خطر تحریمهای جدید در حوزه فناوری اطلاعات، هزینه دیپلماتیک سنگینی را به کشور تحمیل کرد. تصویری که از ایران در ژانویه ۲۰۲۶ مخابره شد، تصویری از یک «جزیره قطعشده» بود که با استانداردهای تعامل جهانی در تضاد است.
رادیکال شدن فضا: قطع اینترنت به جای آرام کردن فضا، منجر به انتقال اعتراضات از فضای مجازی به کف خیابان و رادیکالتر شدن شعارها گردید؛ چرا که تنها راه تخلیه هیجان و کسب خبر، حضور فیزیکی قلمداد شد.
ه) بُعد فنی و زیرساختی: تخریب امنیت و عقبماندگی تکنولوژیک
بسیاری تصور میکنند قطع اینترنت آسیب فنی ندارد، اما واقعیت مهندسی خلاف این را ثابت کرد.
ü توقف بهروزرسانیهای امنیتی: طی ۲۰ روز، سیستمهای حیاتی کشور (از جمله سرورهای بانکی و نیروگاهی) از دریافت وصلههای امنیتی (Security Patches) و آپدیت آنتیویروسها محروم ماندند. این موضوع، کشور را در برابر حملات سایبری پس از وصل مجدد اینترنت، به شدت آسیبپذیر کرده است.
ü فلج شدن هوش مصنوعی: در سال ۲۰۲۶ که هوش مصنوعی (AI) قلب تپنده صنایع است، قطع دسترسی به APIها و کتابخانههای بینالمللی، تمامی پروژههای تحقیق و توسعه ملی را به کما برد. ایران در این ۲۰ روز، حداقل ۶ ماه از رقابت منطقهای در حوزه تکنولوژی عقب افتاد.
ü تخریب پروتکلهای مسیریابی: تغییرات اجباری در BGP (پروتکل دروازهای مرزی) و مسیریابیهای داخلی برای دور زدن اینترنت جهانی، باعث ایجاد تداخلهای فنی شد که حتی پس از برقراری ارتباط، کیفیت شبکه را ۳۰ درصد کاهش داده است.
ü رواج قاچاق اینترنت و استارلینک و بازار سیاه و توجه بیشتر به شبکه های ماهواره ای مختلف از سوی مردم
و) بعد بین المللی :
ü مخدوش شدن تصویر کشور در سازمان های بین المللی و جهانی و نسبتا بی طرف تر مثل ITU , UNESCO و غیره
پیشنهادات :
قطع اینترنت در ژانویه ۲۰۲۶ نشان داد که «امنیت ملی» بدون «امنیت دیجیتال» و «ثبات اقتصادی» معنایی ندارد. برای جلوگیری از تکرار این فاجعه، پیشنهادات زیر ارائه میگردد:
1. قانونگذاری برای تضمین پایداری: تصویب قانونی که قطع اینترنت را تنها با تایید مستقیم مجلس و در شرایط جنگی بسیار محدود مجاز بشمارد.
2. تفکیک زیرساخت از محتوا: تقویت شبکه ملی اطلاعات به گونهای که خدمات حیاتی (پزشکی، بانکی، لجستیک) به هیچ عنوان به اینترنت بینالملل وابسته نباشند، بدون آنکه دسترسی به شبکه جهانی قطع شود.
3. ترمیم رابطه با بخش خصوصی: ایجاد صندوق جبران خسارت برای کسبوکارهای آسیبدیده جهت بازگرداندن اعتماد به اکوسیستم استارتاپی.
و سیاستگذاران لازم است توجه کنند که :
جهانِ سال ۲۰۲۶، جهانِ اتصالات لحظهای است. قطع اینترنت در این دوران، معادل قطع اکسیژن از ریههای یک اقتصاد مدرن است. و صرفا یک مسکن است نه راه حل .
نا آرامی ها و اعتراضات علل مختلف اقتصادی ، اجتماعی ، رخنه امنیتی ، کانال های ماهواره ای و دلایل متعدد چند گانه دارد و در شرایطی که حتی ارسال SMS قطع شده بود لازم است سهم اینترنت بزرگنمایی نشود . اینترنت امروزه یک گزینه و آپشن لوکس و یک امتیاز نیست بلکه جزو زیرساخت های حیاتی کشور مثل آب و برق و گاز شده است و درصد بالایی از فعالیت های کشور بدان مسقیم و غیر مستقیم وابسته است.
تکرار چنین تجربهای، ایران را نه تنها از منظر اقتصادی، بلکه از منظر روانی و فنی به نقطه بازگشتناپذیر سوق خواهد داد.
ایران احتمالا در کوتاه مدت و میان مدت ظرفیت فنی و اقتصادی و جمعیتی کشوری مثل چین را ندارد که اینترنتی مستقل از اینترنت جهانی پیاده کند.