ویرگول
ورودثبت نام
دکتر جمال صوفیه
دکتر جمال صوفیهمدرس دانشگاه، کتاب خوان حرفه ای، کوچ، مترجم و مدرس در حوزه های:دوره های تخصصی زبان، علم مدیریت و کسب و کار ، فناوری، اقتصاد، روانشناسی، (softskills) ،روانشناسی سازمانی ، فلسفه علم و متدولوژی
دکتر جمال صوفیه
دکتر جمال صوفیه
خواندن ۳ دقیقه·۴ ماه پیش

هوش فردی یا هوش جمعی ؟؟

آیا برای شکوفایی ایده های اجتماعی ، اقتصادی، فرهنگی ویا ایده کسب و کار و ... هوش فردی موثرتر است یا هوش جمعی و کار تیمی ؟

آیا  موفقیت افرادی نظیر مارتین لوتر کینگ، فیلسوفان بزرگ و دانشمندانی مانند انیشتین و غیره  که پارادیم ها را جابجا می کنند، حاصل  کار تیمی و هوش جمعی و بستری مناسب است یا صرفا هوش و ذکاوت شخصی ؟

 

این افراد احتمالا تا حد مناسبی باهوش بوده اند. اما شایسته نیست که افتخار و دستاوردهایشان را صرفا به خودشان نسبت دهیم. ما در تاریخ نگاری و تاریخ نویسی چون درکِ پدیده‌ی تاریخ پیچیده است و افراد متعددی درگیرند، تمایل و سوگیری به ساده سازی داریم و گاهی نقش یک فرد را زیادی برجسته می کنیم و این باعث می شود نقش تیم، بستر و خیلی از جزئیات نادیده گرفته شوند.

 

درست است برخی هوش متبلور و سیال راپیشنهاد می دهند . هوش سیال همان چیزی است که شخص قادر است که در مورد هر موضوعی فورا به نتیجه برسد و از مسایل جدید سردرآورد. هوش متبلور اشاره به این دارد که چه میزانی از اطلاعات ذخیره شده در حافظه،  در دسترس اوست و حجم واژگان و دسترسی فرد به دانش عمومی را شامل می شود. نظریه هوش های هشت گانه هم که تقریبا برای همه شناخته شده هست. برخی هم هوش را قابلیت ایجاد ایده های خلاقانه و نو، مهارت های تحلیلی و غیره می نامند.

جامعه اغلب به فاکتور g یا هوش عمومی افراد توجه می کند. اما مگر نه این است که ذهن به جامعه تعلق دارد نه صرفا به افراد و اینکه افراد مختلف نقش های متفاوتی را در ثمر بخشی کل جامعه ایفا می کنند . بنابراین هم شکست ها و هم موفقیت های یک جامعه، یک تیم ، شرکت، سازمان و غیره بستگی به کار تیمی و نقش های مکمل و هوش جمعی دارد.

این امر می تواند با بخش های متفاوت یک اتومبیل مقایسه شود. هر بخش اتومبیل نقش خود را دارد و آنها همه با هم باعث حرکت اتومبیل می شوند. برآورد هوش یک فرد به این شیوه، مانند برآورد کیفیت هر قطعه از اتومبیل است. اما آنچه ما اهمیت می دهیم نه صرفا قطعات بلکه  حرکت ،کیفیت ، سرعت ، ایمنی و ... خودرو است.

 

قاعده ای مشابه برای افرادی که به طور گروهی فعالیت می کنند نیز صادق است. برای یک شرکت و سازمان و استارت آپ،  آدم های متنوع و مختلف و با نقش های متنوع و مکمل نیاز داریم. آدم های حواس جمع، ریسک پذیر، دارای توانایی محاسبات، وظیه شناس، خلاق و افرادی که تعاملات بهتری دارند و غیره.

بنابراین آنچه واقعا به آن نیاز داریم، برآوردی از عملکرد گروهی است نه الزاما برآوردی از هوش فردی.

برای هوش جمعی فاکتوری به نام c وجود دارد (collective) که می تواند از تحلیل عملکرد گروهی استخراج شود.

در بافت استارت آپ ها و شرکت های نو پا زمانی تمرکز زیادی روی خود شخص کار آفرین و ایده اش بود و این که صرفا این ایده هستند که مهم اند. اما خیلی از سرمایه گذاران خطر پذیر که روی استارت آپ های جدید سرمایه گذاری می کنند از تیم ها پشتیبانی می کنند نه ایده ها و روی تیم ها سرمایه گذاری می کنند.

یک روش برای ارزیابی سهم شخصی هر فرد در یک گروه و تیم و سازمان این است که شبیه یک تیم فوتبال بسنجیم ، که آیا وقتی آن فرد در زمین حضور دارد معمولا گل های بیشتری زده می شود یا کمتر؟

 می توان سهم یک فرد تفکر کننده را در حل مسایل یک تیم، به شیوه مشابهی اندازه گیری کرد.

با این وجود این قاعده همچنان صادق است که یک مدیر اجرایی ممکن است باهوش و فعال به نظر بیاید، سخنران خوبی باشد و برای همه الهام بخش. اما در نهایت این تیم و سازمان اوست که باعث موفقیت یا شکست پروژه ها می شوند.

کاشتن یک بذر لزوما نیازمند هوش فوق العاده ای نیست. اما ایجاد محیط و تیمی که به بذر اجازه رشد و شکوفایی بدهد نیازمند هوش است. بنابراین اگر ایده ای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و یا کسب و کاری داریم تیم و بستر مهم تر از هوش فردی است. باید این تیم و بستر را رشد دهیم.

کار تیمیهوش جمعی
۴
۳
دکتر جمال صوفیه
دکتر جمال صوفیه
مدرس دانشگاه، کتاب خوان حرفه ای، کوچ، مترجم و مدرس در حوزه های:دوره های تخصصی زبان، علم مدیریت و کسب و کار ، فناوری، اقتصاد، روانشناسی، (softskills) ،روانشناسی سازمانی ، فلسفه علم و متدولوژی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید